از همین امروز --> فردا دیر است


چرا باید اینقدر زندگی رو سخت بگیریم؟

چرا باید خدا رو فراموش کنیم؟

چرا فقط در مواقع سخت یاد خدا میافتیم؟

چرا هنوز خودمونو نشناختیم؟

چرا همش به فکر خودمونیم و برای رسیدن به خواسته هامون به خواسته های دیگران توجه نداریم؟

چرا زمانی که دیگران به ما نیاز دارند به اونا توجه نمی کنیم؟

چرا دل شکستن برامون آسونه؟

چرا باید گفتن جمله (معذرت می خوام) برامون سخت باشه؟

چرا نباید کسی رو ببخشیم؟

چرا باید فقط در شادی های دیگران باهاشون سهیم باشیم؟

چرا باید نیکی های دوستامون رو فراموش کنیم ولی بدی هاشون تا ابد یادمون باشه؟

چرا باید فکر کینه و انتقام باشیم؟

چرا باید دیدن موفقیت های دیگران برامون سخت باشه؟

چرا باید از روی حرف دیگران قضاوت کنیم؟

چرا باید خودمون رو با دیگران مقایسه کنیم؟

چرا باید پشت سر دیگران غیبت کنیم؟

چرا باید چیزی که ندیدیم و فقط شنیدیم رو باور کنیم؟

چرا وقتی کار خوبی انجام میدیم باید اینقدر ریا کنیم؟

چرا باید سر دیگران منت بزاریم؟

چرا باید دیگران رو به خاطر اشتباهاتشون اینقدر سرزنش کنیم؟

چرا به کسانی که عاشقانه ما رو دوست دارند ابرز علاقه نمی کنیم؟

چرا به پدر و مادرمون جوری که شایسته است احترام نمی ذاریم؟

چرا باید اشتباهات و گناهانمون رو توجیه کنیم؟

چرا باید اشتباهات و تقصیراتمون گردن دیگران بیندازیم؟

چرا نباید از اشتباهات گذشته درس بگیریم؟

چرا باید اینقدر بدبین باشیم؟

چرا راهمون رو گم کردیم و از هدف اصلیمون دور شدیم؟

چرا انتقادپذیر نیستیم؟

چرا طوری زندگی می کنیم که انگار هرگز نمی میریم؟چرا به مرگ فکر نمی کنیم؟

چرا بایداینقدر بد زندگی کنیم؟

چرا.......   

و هزاران چرا های دیگر......

شاید چند از این چرا ها دغدغه شما هم باشه اگر شما هم همین احساس دارید بیایید اینگونه نباشیم

حداقل می تونیم سعی کنیم..........

از همین امروز      فردا دیر است


/ 0 نظر / 4 بازدید