وبلاگ خبری فرهنگی و اطلاع رسانی سپهر ایرانی
Sepehr Irani



ادامه مطلب ...
وبلاگ خبری فرهنگی و اطلاع رسانی سپهر ایرانی
Sepehr Irani




وبلاگ خبری فرهنگی و اطلاع رسانی سپهر ایرانی
Sepehr Irani
وبلاگ خبری فرهنگی و اطلاع رسانی سپهر ایرانی
Sepehr Irani
وبلاگ خبری فرهنگی و اطلاع رسانی سپهر ایرانی
Sepehr Irani
آسمانی می شوم وقتی نگاهت می کنم

وبلاگ خبری فرهنگی و اطلاع رسانی سپهر ایرانی
Sepehr Irani
وبلاگ خبری فرهنگی و اطلاع رسانی سپهر ایرانی
Sepehr Irani
وبلاگ خبری فرهنگی و اطلاع رسانی سپهر ایرانی
Sepehr Irani
وبلاگ خبری فرهنگی و اطلاع رسانی سپهر ایرانی
Sepehr Irani
وبلاگ خبری فرهنگی و اطلاع رسانی سپهر ایرانی
Sepehr Irani

سال 1391 در وبلاگ خبری فرهنگی و اطلاع رسانی سپهر ایرانی Sepehr Irani
با حضور دکتر سید مهدی خاموشی و دکتر محمدباقر قالیباف

| خبرگزاری ها | خبری.1 | مراجع (راحل) | مراجع تقلید | اشخاص |
| دی نا پرتو | زمان تیتریک درشهر | |||
| نهادهای حکومتی | خبری.2 | روزنامه ها | خبرگزاری های خارجی | بانک، بورس و بیمه |
| خبری محلی | سایتهای مفید |
فرهنگی | وبلاگ ها | سایت های مفید |
|
رهبران شیعه |
قلمدونی |
|
||

به ابتکار مقام معظم رهبری (مدظله العالی) از هجده سال پیش یعنی نوروز سال 1373، هر ساله معظمله همراه با پیام نوروزی، شعار و نام مخصوصی را برای آن سال تعیین میکنند. این نامگذاریها از سوی رهبر معظم انقلاب از آن جهت حائز اهمیت است که رهبری در یک نظام اسلامی، وظیفه هدایت جامعه و انسانها به سوی سعادت و کمال را در ابعاد قلبی و ذهنی برعهده دارد.
نامگذاری سالها به عناوین مختلف، حکمت و فلسفههای گوناگونی میتواند داشته باشد. رهبر فرزانه انقلاب، درباره فلسفه نامگذاری سالها فرمودند: «این شعارها نه فقط یک امر نمایشی است، و نه هم اینجوری است که ما خیال کنیم در این سال، این شعار همه مشکلات کشور را حل خواهد کرد؛ نه، این تشریفاتی نیست، نمایشی نیست؛ این خط روشنی را به ما نشان میدهد.»
به نظر شما سال 1391 از سوی مقام معظم رهبری ، با چه عنوانی نامگذاری می گردد؟
لطفا حدس و گمان خود در مورد شعار سال 1391 را به رایانامه(ایمیل)mosabegheh@basijnews.ir ارسال فرمایید.
از بین جواب های رسیده به قید قرعه جوایزی به دوستان گرامی اهدا خواهد شد.
































وبلاگ خبری فرهنگی و اطلاع رسانی سپهر ایرانی
Sepehr Irani
سپهر ایرانی: "انعکاس خبر فرار شاه در تمام خبرگزاریها و روزنامههای آن روز مطرح دنیا پیچید و همه ما را به وجد آورده بود؛ به همین دلیل برای رساندن این پیام به حضرت امام (ره)، لحظه شماری میکردیم چون تصورمان این بود که شنیدن این خبر برای ایشان نیز خوشحال کننده است."
به گزارش شبکه ایران، 26 دیماه روزی است که آخرین حلقه استبداد 2500 ساله شاهنشاهی با رفتن شاه در هم شکست و با ورود بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) به میهن، نخستین شکوفههای پیروزی انقلاب به ثمر نشست.
مرضیه حدیدچی دباغ، که بعد از سالها مبارزه و مجاهده در سنگر انقلاب اسلامی، همچنان به آرمانها و اندیشههای پیر و مرادش امام خمینی (ره) و خلف برحقش حضرت آیتالله خامنهای وفادار مانده است، این روزها در بستر بیماری است.
متن زیر خاطره ای کوتاه اما خواندنی از بانوی مبارز انقلاب و یار و همراه خمینی کبیر(ره) در سالهای سخت تبعید و مبارزه است؛ خاطره روزی که با مقاومت و جانفشانی ملت ایران طومار استبداد پهلولی در هم شکست و شاه مفتضحانه از کشورمان فرار کرد.
مرضیه دباغ در گفتوگو با فارس گفت: روزی که شاه از ایران فرار کرد، من در فرانسه در خدمت حضرت امام خمینی (ره)بودم؛ البته این لطف خداوند بود که توانستم به شخصیت بزرگی مانند امام (ره) خدمت کنم.
وی ادامه داد: انعکاس خبر فرار شاه در تمام خبرگزاریها و روزنامههای آن روز مطرح دنیا پیچید و همه ما را به وجد آورده بود؛ به همین دلیل برای رساندن این پیام به حضرت امام (ره(، لحظه شماری میکردیم چون تصورمان این بود که شنیدن این خبر برای ایشان نیز خوشحال کننده است.
دباغ افزود: بنده با همین تصور خدمت حضرت امام (ره) رفتم و به ایشان گفتم «آقا، شاه رفت!»؛ به رغم تصور من، گفتن این پیام در نگاه پر معنا و چهره آرام امام، هیچ تغییری به وجود نیاورد و ایشان با آرامش همیشگیشان فرمودند «خُب»! و هیچ اظهار نظری دیگری در این باره نکردند.
وی بیان داشت: من از این رفتار امام (ره) جا خوردم؛ اما دانستم این سخن، نشان دهنده آن است که امام خمینی (ره) به رفتن شاه یقین کامل داشتند و اگر اتفاقی غیر از این میافتاد باید تعجب میکردیم.
سپهر ایرانی: مهدی یک شب با خوشحالی به منزل آمد و گفت: "دیشب یکی از بچه ها در بیت امام مشغول نگهبانی بود که امام سلاحش را گرفت و عبایش را به او داد و دو ساعت تمام در حیاط به نگهبانی پرداخت. پس از نگهبانی اسلحه را به آن پاسدار داد و به نماز شب مشغول شد. آن بنده خدا در حالی که اشک شوق در چشمانش حلقه زده بود به نماز ایستاد." بعدها فهمیدم که آن پاسدار خود مهدی بوده است
سپهر ایرانی: حضرت آیتالله خامنهای رهبر انقلاب اسلامی در سال 76، در گفت و شنودی صمیمانه با جمعی از نوجوانان و جوانان، به ذکر خاطرهای از روز ورود امام خمینی به میهن در دوازدهم بهمن 57 پرداختند.
به گزارش سپهر ایرانی به نقل از مشرق، متن بخش هایی از روایت آیتالله خامنهای از شامگاه بهمن 57 به شرح زیر است:
یکى از خاطرات خیلى جالب من، آن شب اوّلى است که امام وارد تهران شدند؛ یعنى روز دوازدهم بهمن - شب سیزدهم - شاید اطّلاع داشته باشید و لابد شنیدهاید که امام، وقتى آمدند، به بهشت زهرا رفتند و سخنرانى کردند، بعد با هلىکوپتر بلند شدند و رفتند.
تا چند ساعت کسى خبر نداشت که امام کجا هستند! علّت هم این بود که هلىکوپتر، امام را در جایى که خلوت باشد برده بود؛ چون اگر مىخواست جایى بنشیند که جمعیت باشد، مردم مىریختند و اصلاً اجازه نمىدادند که امام، یک جا بروند و استراحت کنند. مىخواستند دور امام را بگیرند.
برای دریافت فایل ، با توجه به سرعت اینترنت خود ، یکی از سه لینک زیر را کلیک نمایید:
هلىکوپتر در نقطهاى در غرب تهران رفت و نشست، بعد اتومبیلى امام را سوار کرد. همین آقاى «ناطق نورى» اتومبیلى داشتند، امام را سوار مىکنند - مرحوم حاج احمد آقا هم بود - امام مىگویند: مرا به خیابان ولىعصر ببرید؛ آنجا منزل یکى از خویشاوندان است. درست هم بلد نبودند؛ مىروند و سراغ به سراغ، آدرس مىگیرند، بالاخره پیدا مىکنند - منزل یکى از خویشاوندان امام - بىخبر، امام وارد منزل آنها مىشوند!
امام هنوز نماز هم نخوانده بودند - عصر بود - از صبح که ایشان آمدند - ساعت حدود نه و خردهاى - و به بهشت زهرا رفتند تا عصر، نه ناهار خورده بودند، نه نماز خوانده بودند، نه اندکى استراحت کرده بودند! آنجا مىروند که نمازى بخوانند و استراحتى بکنند. دیگر تماس با کسى نمىگیرند؛ یعنى آنجا که مىروند، با کسى تماس نمىگیرند. حالا کسانى که در این ستادهاى عملیاتى نشسته بودند - ماها بودیم که نشسته بودیم - چقدر نگران مىشوند! این دیگر بماند. چند ساعت، هیچ کس از امام خبر نداشت؛ تا بعد بالاخره خبر دادند که بله، امام در منزل فلانى هستند و خودشان مىآیند، کسى دنبالشان نرود!
من در مدرسه رفاه بودم که مرکز عملیاتِ مربوط به استقبال از امام بود - همین دبستان دخترانه رفاه که در خیابان ایران است که شاید شما آشنا باشید و بدانید - آنجا در یک قسمت، کارهایى را که من عهدهدار بودم، انجام مىگرفت؛ دو، سه تا اتاق بود. ما یک روزنامه روزانه منتشر مىکردیم. در همان روزهاى انتظار امام، سه، چهار شماره روزنامه منتشر کردیم. عدّهاى آنجا بودیم که کارهاى مربوط به خودمان را انجام مىدادیم.
آخر شب - حدود ساعت نهونیم، یا ده بود - همه خسته و کوفته، روز سختى را گذرانده بودند و متفّرق شدند. من در اتاقى که کار مىکردم، نشسته بودم و مشغول کارى بودم؛ ناگهان دیدم مثل این که صدایى از داخل حیاط مىآید - جلوِ ساختمان مدرسه رفاه، یک حیاط کوچک دارد که محلِّ رفت و آمد نیست؛ البته آن هم به کوچه در دارد، لیکن محلِّ رفت و آمد نیست - دیدم از آن حیاط، صداى گفتگویى مىآید؛ مثل اینکه کسى آمد، کسى رفت. پا شدم ببینم چه خبر است. یک وقت دیدم امام از کوچه، تک و تنها به طرف ساختمان مىآیند! براى من خیلى جالب و هیجانانگیز بود که بعد از سالها ایشان را مىبینم - پانزده سال بود، از وقتى که ایشان را تبعید کرده بودند، ما دیگر ایشان را ندیده بودیم - فوراً در ساختمان، ولوله افتاد؛ از اتاقهاى متعدّد - شاید حدود بیست، سى نفر آدم، آنجا بودند - همه جمع شدند. ایشان وارد ساختمان شدند. افراد دور ایشان ریختند و دست ایشان را بوسیدند. بعضیها گفتند که امام را اذیّت نکنید، ایشان خستهاند.
براى ایشان در طبقه بالا اتاقى معیّن شده بود - که به نظرم تا همین سالها هم مدرسه رفاه، هنوز آن اتاق را نگه داشتهاند و ایام دوازده بهمن، گرامى مىدارند - به نحوى طرف پلهها رفتند تا به اتاق بالا بروند. نزدیک پاگرد پله که رسیدند، برگشتند طرف ما که پاى پلهها ایستاده بودیم و مشتاقانه به ایشان نگاه مىکردیم. روى پلهها نشستند؛ معلوم شد که خود ایشان هم دلشان نمىآید که این بیست، سى نفر آدم را رها کنند و بروند استراحت کنند! روى پلهها به قدر شاید پنج دقیقه نشستند و صحبت کردند. حالا دقیقاً یادم نیست چه گفتند. بههرحال، «خسته نباشید» گفتند و امید به آینده دادند؛ بعد هم به اتاق خودشان رفتند و استراحت کردند.
البته فرداى آن روز که روز سیزدهم باشد، امام از مدرسه رفاه به مدرسه علوىِ شماره دو منتقل شدند که برِ خیابان ایران است - نه مدرسه علوى شماره یک که همسایه رفاه است - و دیگر رفت و آمدها و کارها، همه آنجا بود. این خاطره به یادم مانده است.
سپهر ایرانی: رهبر معظم انقلاب که در مرقد مطهر امامخمینی (ره) لحظاتی در میان خیل ارادتمندان حضور داشت، به درخواست یکی ازحاضران، چفیه خود را به او تقدیم کردند.
به گزارش سپهر ایرانی، رهبر معظم انقلاب اسلامی در نخستین روز از آغاز دهه مبارک فجر و در سالروز یومالله 12 بهمن باحضور در مرقد مطهر امام خمینی (ره) و گلزار شهدای انقلاب اسلامی و دفاعمقدس با آرمانهای بنیانگذار کبیر انقلاب تجدید پیمان کردند.
** معظمله درحالی که حجتالاسلام سیدحسنخمینی نوه امام راحل، ایشان را همراهی میکرد، در آغازین ساعات صبح دیروزبا حضور در حرم مطهر امام (ره) بر سر مزار رهبر فقید انقلاب و فرزندشفاتحهای قرائت کردند و نماز خواندند.
** مردمی که به قصد زیارت حرم امام خمینی (ره) از شب قبل از دوازده بهمن در مرقد امام حضور داشتند، با دیدن رهبرمعظم انقلاب به وجد آمدند و در حالی که از دیدگانشان اشک شوق جاری بود، باسردادن شعارهای "اینهمه لشگر آمده به عشق رهبر آمده "، "ای رهبر آزادهآمادهایم آماده "، "صل علی محمد بوی خمینی آمد " و شعار "مرگ بر ضدولایت فقیه " نسبت به خلف صالح خمینی بت شکن ابراز ارادت کردند.
** رهبر معظم انقلاب که لحظاتی در میان خیل ارادتمندان حضور داشت، به درخواست یکی از حاضران، چفیه خود را به او تقدیم کردند.
** دیروز مراسم بزرگداشت یومالله 12بهمن در حالی برگزار شد که باران رحمت الهی میبارید و به دل مردمی که درسالروز پیروزی انقلاب شکوهمندشان در جوار حرم مطهر بنیانگذار کبیر انقلابمسرور بودند، شادی دوچندان بخشید.
** حضور پرشور و با نشاط اقشار مختلفمردم به ویژه جوانان، دانشجویان و دانشآموزانی که با لباس متحدالشکل وشاخههای گل در دست از سراسر کشور در مراسم بزرگداشت 12 بهمن به مراسمجلوه خاصی بخشیده بود.
** پس از پایان مراسم حرم حضرت امامخمینی (ره)، خیل ارادتمندان به امام و شهدا با حضور در گلزار شهدایبهشتزهرا یاد و خاطره سخنرانی تاریخی امام روحالله را در جوار مزارشهدای انقلاب اسلامی گرامی داشتند.
** نماز جماعت ظهر و عصر با حضور زائرانو دوستداران امام خمینی (ره) و شهدای انقلاب اسلامی در زیر بارش بارانشدید و در جوار محل جلوس بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی در گلزار شهدایبهشت زهرا (س) برگزار شد.
** محسن رفیقدوست یکی از مبارزان دورانانقلاب اسلامی و از نزدیکان امام خمینی (ره) با ایراد سخنانی در بهشتزهرا (س) مقام معظم رهبری را معجزه امام (ره) خواند و تأکید کرد که همه ملتباید یکپارچه تحت فرماندهی بهترین شاگرد امام (ره) که هیچ شخصیتی لایقتراز ایشان برای رهبری نیست، قرار گیریم که مردم به تأیید سخن وی، تکبیرگفتند.

مردم مصر با وجود آنکه در یکی ازدشوارترین و سرنوشت ساز ترین مراحل تاریخ کشورشان قرار دارند، روحیهطنزپردازی خود را از دست نداده، و در شعارهای خود ضد نظام مبارک، بذلهگویی را فراموش نکرده اند.
به گزارش رجانیوز به نقل از شبکه العالم،در میدان التحریر که کانون اعتراضات سراسری مصر به شمار می رود ، تظاهرکنندگان برای رساندن پیام خود لطیفه هایی ساخته و آنها را در اینترنتمنتشر کرده و یا بر روی پلاکاردها نوشته اند.
*** در این میان یکی از شعارهای جالب،پلاکاردی بود که یکی از تظاهرکنندگان در واکنش به بی توجهی مبارک به خواستمردم برای کناره گیری از قدرت، روی آن نوشته بود: "با او به زبان عبریصحبت کنید، شاید بفهمد ".
*** همچنین در پلاکاردی تصویری، عکس یک کشتیو یک هواپیما کشیده شده، و از مبارک خواسته شده است برای رفتن یکی از ایندو وسیله را برگزیند.
*** یک جوان هم پلاکاردی را حمل می کرد که روی آن خطاب به مبارک نوشته بود : "برو دیگر، دستم خسته شد ".
*** در یکی از پلاکاردها به منظور انتقاد ازپافشاری مبارک در باقی ماندن در قدرت و درک نکردن پیام مردم ، با زبانیطنز برای مبارک توضیح داده است که " برو ، یعنی حرکت کن و برو ".
*** یک تظاهر کننده دیگر هم روی یک پلاکاردنوشته بود: از راست به چپ بخوان " مبارک برو " و توضیح داده شده است کهاین درخواست را از چپ به راست هم می توانی بخوانی ، یعنی " برو مبارک"!
*** تظاهر کننده دیگری بر روی کاپشن خودکناره گیری مبارک را با جمله ای طنز آمیز درخواست کرده و نوشته بود: " منبرای این درخواست از کاپشنم گذشتم ".
*** در این میان برخی از تظاهر کنندگان نامبرخی از فیلم های کمدی مصری را برای پلاکاردهای خود برگزیده و با دستکاریبرخی نام ها ، منظور خود را بیان کرده بودند. یکی از تظاهر کنندگان با بهکار گیری نام فیلمی از احمد مکی ، خطاب به مبارک نوشته بود : پرواز کن.!
*** در این میان پایگاه های اینرنتی نیز عرصهلطیفه های سیاسی ضد مبارک شده است. در یکی از این لطیفه ها می خوانیم " مبارک با تهدید به خودسوزی ، تغییر ملت را خواستار شد " یا " مبارک ازسازمان هواپیمایی مصر خواست زمینه سفر 80 میلیون مصری را فراهم کند ".
*** همچنین در یکی از این لطیفه ها تحت عنوانخبر فوری نیز آمده است: مبارک در برنامه ای رادیویی ترانه "با تو دشمنی میکنم اما رهایت نمی کنم " را به ملت مصر تقدیم کرد.
*** برخی دیگر از لطیفه ها درخواست کناره گیری مبارک را به حوادث تونس که به براندازی زین العابدین بن علی منجر شد ، ارتباط می دهند.
*** در یکی از این لطیفه ها آمده است: مردیمی پرسد: اگر ما بازی را ببریم و حکومت را براندازیم ، مرحله بعدی چهخواهد بود ؟ دیگری جواب می دهد: آن وقت ما در فینال در برابر تونس بازیخواهیم کرد.
*** یکی از جالب ترین برنامه های تظاهرکنندگان میدان التحریر نیز ورزش صبح گاهی با شعار " اسقط .. ارحل " است کهمعنی آن " سرنگون باشی و برو " خطاب به مبارک است.
سپهر ایرانی: شنیدهایم که انسان های بزرگ جامع اضداد هستند. امام بزرگوار ما نیز که به حقیکی از بزرگان تاریخ اسلام بودند، در عین صلابت و سرسختی در برابر دشمنان،در برابر دوستان برخوردی لطیف و چهره ای متبسم داشتند. جناب حجت الاسلام والمسلمین رحیمیان که سال های سال توفیق حضور در کنار امام را داشته اند،دو نمونه از مواردی که باعث خنده شدید حضرت امام شده بود را نقل نموده اندکه با هم می خوانیم:

«روزی آقای حاج عیسی برای امام (رحمة الله علیه) چای می آورد و در محضرامام (رحمة الله علیه) حالت عطسه بر او عارض می شود و بی اختیار عطسه میکند. حضرت امام (رحمة الله علیه) خطاب به حاج عیسی می گوید: "یرحمکم الله" حاج عیسی هر چه فکر می کند، جمله ای را که در پاسخ گفته می شود، به یادنمی آورد و صرفاً با تداعی برخی کلمات، بی اختیار می گوید: "سمع الله لمنحمده" و امام از این پاسخ به شدت می خندد. حاج عیسی دستپاچه می شود و میگوید: "آقا حرف بدی زدم؟" و امام (رحمة الله علیه) با مهربانی می فرمایند: "نه، زیاد هم بی تناسب نبود." قضیه دیگری را نیز مرحوم حاج احمد آقا برایمنقل کرد که روزی آقای "ظهیر نژاد" رئیس وقت ستاد مشترک ارتش همراه با یکیاز فرماندهان برای تقدیم گزارش خدمت امام (رحمة الله علیه) آمده بودند.فرمانده مزبور که می خواسته گزارش بدهد، بعد از "بسم الله" بدون توجه بهمحدود بودن وقت و وضعیت مخاطب، انگار که می خواهد سخنرانی کند، شروع میکند به خواندن خطبه و آیه "نرید أن نّمنّ ...". آقای ظهیر نژاد که به دلیلصراحت و بی ریایی اش مورد علاقه امام (رحمة الله علیه) بود، میان حرف اومی پرد و با لهجه خاص خود می گوید: "آهای! اصل حرفت را بزن! خیال می کنیامام عوام است!" و امام به شدت می خندند.»
(در سایه آفتاب، نوشته حجت الاسلام و المسلمین رحیمیان، نشر شاهد، صفحه 251)
سپهر ایرانی: نوزدهم بهمنماه سالروز بیعت همافران نیروی هوای ارتش رژیم سابق با بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی(ره) است. به همین مناسبت، پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب، تصویر و خاطره حضرت آیتالله خامنهای را از این روز فراموشنشدنی، منتشر کرد.
متن خاطره رهبر معظم انقلاب به شرح زیر است:
«یکى از مسائل مهمى که در هفتهى گذشته در زمینهى انقلاب پرشکوه اسلامى به آن اشاره کردم، مسئلهى حفظ جهتگیرى این انقلاب در طول فراز و نشیبهاى بیشمار دوران بعد از پیروزى تا امروز است؛ که امروز با اندکى تفصیل به این مطلب میپردازم و جوانب گوناگون آن را عرض میکنم. اما قبل از آنکه وارد این بحث شوم، لازم میدانم از خاطرهى باشکوه امروز - که روز نوزدهم بهمن و روز نیروى هوائى است - یاد کنم و در بین خاطرات شیرین و پرهیجان و تعیینکنندهى آن روزهاى حساس، این یک خاطره را به مناسبت بیان کنم».
البته این روزها، بلکه ساعتها، سرتاپا خاطره بود. هر ساعتى یک حادثه بود و همان طورى که در هفتهى گذشته هم عرض کردم، حفظ این خاطرهها در حافظهى تاریخ و براى نسلهاى آینده، یکى از عمدهترین وظائف ماست. اما این خاطره، یک خاطرهى عجیبى است.
من فراموش نمیکنم؛ در خیابان ایران، نزدیک به مقر امام عزیز و عظیم و بزرگوار - این بندهى صالح خدا - آنجائى که آن روز دل همهى ایران در آنجا میتپید و همهى عاطفهها و روحها از سراسر کشور به آنجا پر میکشید؛ آنجائى که همهى مردمى که در سراسر دنیا از حادثهى ایران اندک خبرى داشتند – همهى محافل سیاسى، همهى قدرتهاى بزرگ، همهى دولتهاى مستضعف، همهى روشنفکران، همهى علاقهمندان به اسلام، همهى انقلابیون عالم - متوجه بودند ببینند آنجا چه میگذرد؛
آن محلى که مخصوص تبلیغات مربوط به آن روزها بود؛ خبر دادن به مردم و توجیه ذهنهاى مردم، که ما به آن میگفتیم دفتر تبلیغات، و بنده آنجا مشغول کار بودم، دیدم یک همهمهى فوقالعادهاى است. نگاه کردم؛ از حیرت به یک حالتى دچار شدم که واقعاً در مقابل حوادث آن روز، از همهى حوادثى که تا آن روز بنده دیده بودم - یا از بیشتر آنها - حیرتانگیزتر بود. دیدم عدهى کثیرى از پرسنل نظامى نیروى هوائى در گروههاى منظم و صفکشیده، کارتهاى شناسائىشان را در آوردند، سر دست گرفتند و آشکارا و با شجاعت دارند، به طرف بیت امام راهپیمائى میکنند.
همه عکس این را انتظار میبردند، همه غیر از این را تصور میکردند؛ خیال میکردند که نظامىها در مقابل مردم، در حساسترین لحظات و آخرین لحظات، خواهند ایستاد؛ اما حقیقت غیر از این بود و این برادران ملت و فرزندان ملت و بزرگشدگان آغوش ملت که جزو مردم بودند، معلوم بود که سرنوشتشان جز همکارى با مردم و قرار گرفتن در کنار مردم، چیز دیگرى نخواهد بود.
البته آن سران مزدور یا افراد پست و ضعیف و بىارزشى که نمیتوانستند قدر آغوش گرم مردم را بفهمند، یا مقاومت میکردند، یا میگریختند، یا کارشکنى میکردند، یا لااقل حضور پیدا نمیکردند؛ اما عناصر مؤمن و قاطع - این جوانها، این آگاهترها - دلشان با مردم بود. حالا از همه هم شجاعتر و گستاختر برادران نیروى هوائى بودند که آمده بودند، حساسترین کار را انجام بدهند؛ یعنى آمده بودند در مقابل امامشان و رهبرشان رژه بروند، اعلام وفادارى کنند و بگویند فرمانده ما شما هستید. این حادثه به قدرى عجیب و هیجانانگیز بود که اینها بىاختیار همه را به دنبال خودشان راه مىانداختند.
من با عجله رفتم در مقر امام در دبستان علوى، که فاصلهى کوتاهى داشت با آنجائى که ما بودیم. آمادگىهائى به وجود آمد و امام عزیز ایستادند و این جوانها، این دلاورها، این سلحشورها آمدند در مقابل امام رژه رفتند و امام با همان ایمان و باورى که همیشه از اول شروع نهضت به مسئولیت خود و به نقش خود در ادارهى این انقلاب و این ملت داشتند، از اینها رژه گرفتند؛ آنها را نصیحت کردند، به آنها دل دادند، به آنها شجاعت دادند، پرچم آنها را امضا کردند؛ طومارى نوشته بودند، آن را تحویل گرفتند و براى آنها دعا کردند و آنها رفتند و این کمر دستگاه را شکست؛ دستگاه احساس کرد بىپشت و پناه شده. تنها امید آن نظامى که جز با سرنیزه و زور نمیتواند حکومت کند، چیست؟ جز نیروهاى نظامى؟ به مردم که اتکائى نداشتند. اما نیروهاى نظامى هم با این صراحت و با این قاطعیت در خدمت مردم قرار گرفتند و ما خدا را شکر میکنیم که نیروى هوائى و همهى ارتش جمهورى اسلامى ایران امتحان خوبى به مردم دادند.»
بسم الله الرحمن الرحیم
در زمان ریاست جمهوری آیة الله خامنه ای، ایشان ماجرایی را برای من تعریف کردند که بسیار شنیدنی و جالب است.
معظم له فرمودند:
روزی در دفتر کارم نشسته بودم. تلفن زنگ زد. مادرم پشت خط بود، گوشی را برداشتم، با صدای خنده ایشان رو به رو شدم. علت را پرسیدم، مادرم گفت: چند روزی است که در خانه هیچ نداریم، پدرت هم پولی ندارد.
این داستان برای من بسیار مهم بود، پدر و مادر رئیس جمهور کشور، پول و غذا ندارند. ماجرای مذکور نشان از ساده زیستی در خانه مقام ولایت دارد.
ایشان در خانه بسیار ساده زندگی می کنند و هیچ فردی تا به حال نتوانسته از موقعیت معظم له سوء استفاده کند. چه افتخاری برای ملت مهم تر از این که چنین شخصیت ارزشمندی رهبری آنان را به عهده دارد. (حجةالاسلام مسیح مهاجری)
منبع: خاطراتی از رهبر، ص 22-21
سپهر ایرانی: یکی از کارهای من در بیت امام در پاریس باز کردن نامه ها و چک کردن ایمنی مرسولات بود . روزی امام وارد آشپزخانه شد و من را در حال گشودن نامه ها دید. فرمود: ((خانم دباغ، من راضی نیستم که شما این کار را بکنبد، اگر برای من خطر دارد برای شما هم خطرناک است.)) گفتم: ((ملتی در انتظاز شما هستند.)) فرمود: ((شما هم هشت تا بچه داری که در ایران چشم انتظارشما هستند.)) گفتم: ((من برای این کار آموزش دیده ام و خطر و آسیب اش برایم کمتر است.)) امام فرمود: ((خب یک ساعت بیایید و به من هم یاد دهید))
خاطرات مرضیه حدیدچی دباغ، ص158
سپهر ایرانی: مرکز توسعه وبلاگ نویسی دینی خراسان جنوبی به مناسبت ۲۹ دی روز غزه برگزار می کند:
دانش آموزان توجه کنند:
نکته اول:
انشاء باید بین ۱۰ تا ۴۰ خط وبلاگی باشه
نکته دوم:
کار های بصری شامل طرح های گرافیکی، عکاسی، کاریکاتور، فتوکاریکاتور هم پذیرفته میشه و با انتشار یک اثر می تونید شرکت کنید.
نکته سوم:
شما می توانید هر جنبه از انتفاضه و مقاومت مردم غزه و رویداد های اشغال خاک مقدس فلسطین را مورد بررسی قرار داده و انشاء خود را برای فرزندان فلسطینی بنویسید.
نکته چهارم:
لطفاً بعد از نوشتن انشاء با یک نظر (غیر خصوصی) با محتوای "آقا اجازه ما نوشتیم !" به همراه (نام و نام خانوادگی + ایمیل + آدرس دقیق وبلاگ) معلم کلاس رو مطلع کنید!
اونایی هم که وبلاگ ندارند می تونن آثار خودشون رو ایمیل کنن برای ما: mtw.dini@yahoo.com
نکته پنجم:
انشاها توسط معلم کلاس که فوق لیسانس ادبیات داره تصحیح میشه و از ده تا ۲۰ بهش نمره داده میشه!
نکته ششم:
به هرکی ۱۹ یا ۲۰ بگیره یک بسته فرهنگی تقدیم میشه!
همچنین انشاء های خوب توسط دارالترجمه مرکز به زبان انگلیسی ترجمه و در کتابچه ای به همراه متن فارسی آن به اسم خود وبلاگ نویس چاپ خواهد شد.
پی نوشت: دانش آموزان عزیز، اگه خودتون بلد نیستید، می تونید نامه هاتون رو تو کاغذ بنویسید و از بزرگترتون خواهش کنید تا براتون این کار رو انجام بدن...
سپهر ایرانی: قضیه تربیت یک ملت به این است که فرهنگ آن ملت فرهنگ صحیح باشد. شما کوشش کنید که فرهنگ را فرهنگ مستقل اسلامی درست کنید. « امام خمینی (ره) – 21/3/58 »

با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد (ص)
سلام دوستان دیروز تو مدرسه بچه ها سرود مثل غنچه بود آن روز رو هم خوانی کردند! خوب شاید بگین این که گفتن نداره...!!! ولی نکته جالب هماهنگی فوق العاده بالای دانش آموزان با هم بود و اینکه به شکل نقشه ایران مرتب شده بودند. (تصاویر زیر را ببینید...)

دانش آموزان مدرسه استاد شهریار - منطقه بهارستان
وبلاگ خبری فرهنگی و اطلاع رسانی سپهر ایرانی
Sepehr Irani
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت شما دوست و همراه عزیز، به وبلاگ خبری فرهنگی و اطلاع رسانی سپهر ایرانی خوش آمدید.
بر قامت رعنای شهیدان صلوات
امام علی علیه السلام: « از اطراف رهبرتان پراکنده نشوید که اگر چنین کنید خود به سرزنش خویش خواهید نشست.»
زمزمه نایب المهدی با حضرتش (عج)؛ ای سید و مولای من! من جان ناقابلی دارم (گریه حضار)، جسم ناقصی دارم و اندک آبرویی دارم که این را هم خود شما دادید که همه این ها را فدای انقلاب و نثار شما می کنم. سید ما و مولای ما، برای ما دعا کن که صاحب این انقلاب شمایی.
ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم در ره عشق جگردار تر از صد مردیم؛ هر زمان بوی خمینی به سر افتد ما را دور سید علی خامنه ای می گردیم.
بایستی یاد و خاطره ی شهدا زنده بماند، در خط شهدا بودن مایع سعادت است. به فرموده ی رهبری زنده نگه داشتن یاد شهدا کم تر از شهادت نیست و از خدا می خواهم که در این راه به من کمک کند که نیتم را برای خودش خالص گردانم و امیدوارم که شهدا از من راضی باشند.
امام خامنه ای: اگر من بخواهم یک توصیه به شما بکنم، آن توصیه این خواهد بود که بصیرت خودتان را زیاد کنید؛ بصیرت. بلاهایی که بر ملت ها وارد می شود، در بسیاری از موارد، بر اثر بی بصیرتی است. خطاهایی که بعضی از افراد می کنند، بر اثر بی بصیرتی است. بصیرت خودتان را بالا ببرید. آگاهی خودتان را بالا ببرید. من مکرر این جمله امیرالمؤمنین علیه السلام را در گفتارها بیان کردم که فرمود: «الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصّبر»
مقام معظم رهبری (دامت برکاته): علت تأکیدهای مکرر من بر لزوم بصیرت در جامعه در شرایط حاضر، به این دلیل است که مردم بدانند چه اتفاقی می افتد و بتوانند صحنه گَردان اصلی قضایا، و عناصر خائن و بدخواه را از آحاد مردم تشخیص دهند.
رهبر انقلاب در هفتم آذرماه 1368نخستین هشدار را نسبت به رویکرد جدید دشمن به عرصه فرهنگی اعلام داشتند: «یک جبههبندی عظیم فرهنگی که با سیاست، صنعت، پول و انواع و اقسام پشتوانه همراه است، الآن مثل یک سیلی راه افتاده که با ما بجنگد. جنگ هم، جنگ نظامی نیست.» ایشان بعدها با تعبیر «شبیخون فرهنگی»، ابعاد و عمق توطئه را تشریح نمودند و با هشدارهای خود کوشیدند تا اذهان مردم و مسئولان را به عملیات پیچیده دشمن متوجه نمایند.
جنگ نرم در حقیقت شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانه ای است که "جامعه هدف" یا گروه هدف را نشانه می گیرد و بدون درگیری نظامی و گشوده شدن آتش رقیب را به انفعال یا شکست وا می دارد.
دهه فجر ، سرآغاز طلوع اسلام، خاستگاه ارزشهای اسلامی، مقطع رهایی ملت ایران و بخشی از تاریخ ماست که گذشته را از آینده جدا ساخته است. "مقام معظم رهبری"
اشخاص فاقد بصیرت، فاقد حیات انسانی هستند؛ چون اندیشه ی آنان در تاریکی است و حقیقت را نمی بینند و به همین دلیل راه رشد و سعادت را هم نمی شناسند...
چه مژدهای زیباتر از آمدن بهار در پی یک زمستان تار و طولانی؟! چه بشارتی شیرینتر از بشارت خورشید در پی یک شب سرد و تاریک؟! چه پیامی نیکتر از پیام زلال آب برای لبانی تشنه و خشکیده؟! چه نوایی برتر از بشارت «جاء الحق» و «زهق الباطل»؟!
سلام برتو ای مطلع فجر! ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوشآمدی. خوش آمدی که با آمدنت قفلهای سنگین از گردنمان فروریخت، زنجیرها از دست و پایمان گسیخت، کمرهای خمیدهمان راست شد، برلبهای پژمردهمان شکوفههای تبسم نشست، در قلبهای سوخته مان گلبوتههای عشق و امید روئید و بر گونههای زردمان گلخندههای سرخ نمودار شد.
خوش آمدی که با مقدمت، عطر آزادی به جای بوی باروت در فضای میهن اسلامیمان پیچید. قفسها شکسته شد و نفسها از زندان سینهها رهایی یافت. خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهر و دیارمان گریخت، برفهای بهمن با حرارت ایمان و اخلاص، آب حیات شد...
خوش آمدی فجر آزادی! که با آمدن تو، امام آمد، امامی که بر سر بیداد گران، خروش کلیم داشت و بر جان امت، دم مسیح. کلامش بوی وحی داشت و طعم شیرین آوای انبیا. دم مسیحاییاش مردگان گورستان ترس و یاس را حیاتی نوین بخشید، قیامت بپا کرد، غباری عظیم برانگیخت، غباری که چشم «چپ» و «راست» را کور کرده است...
رمز پیروزی شما ایمان و وحدت کلمه بود. *** ولایت فقیه برای شما یک هدیه الهی است. *** هرچه انقلاب اسلامی دارد از برکت مجاهدت شهدا و ایثارگران است. *** ۲۲ بهمن بهمن در طول زندگی و برای نسلهای آینده باید سرمشق همه قرار گیرد. *** فجر انقلاب، دمیدن خورشید استقلال و آزادی است. "گزیده ای از سخنان رهبر کبیر انقلاب امام خمینی (ره)"
دهه فجر مقطع رهایی ملت ایران است. *** زنده نگه داشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است. *** دهه فجر آئینه ای است که خورشید اسلام در آن درخشید و به ما منعکس شد. *** این انقلاب، بی نام خمینی (ره) در هیچ جای جهان شناخته شده نیست. *** وحدت، کلید موفقیت و رمز پیروزی انقلاب ما بوده است. *** دهه فجر عیدی است که یک تاریخ سر تا پا ظلم و طغیان را قطع کرد. *** دهه فجر مظهر شکوه و عظمت و فداکاری ملت ایران است. *** وحدت کلمه و حضور خود را در صحنه حفظ کنید و یاد امام و انقلاب را زنده نگه دارید. *** ۲۲ بهمن روز تجدید عهد با انقلاب، امام و اسلام است. "گزیده ای از سخنان رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای"
از کتاب های درسی آن سال ها یادم هست امام امیدش به ما دبستانی ها بود، می گویم: آقا، حالا بزرگ شده ایم، از امیدتان راضی هستید؟
از نهضت قاطعانه روح الله، شد دست ستمگران ز ایران کوتاه. با دست تهی و این همه پیروزی، لا حول و لا قوت الا بالله. دهه فجر بر ایرانیان همیشه سربلند و سرافراز مبارک باد.
دهه انقلاب، آئینه ای است که خورشید اسلام در او درخشید و به ما منعکس شد.
امیدوارم مطالب وبلاگ خبری فرهنگی و اطلاع رسانی "سپهر ایرانی " مورد قبول شما عزیزان قرار بگیره، ان شاء الله.
باسمه تعالی
« غدیر در بلندای تاریخ »
به امید آن روز ....
صحبتی شد که خدا باب نجاتی بفرست
تلخی ذائقه را شاخه نباتی بفرست
میرسد با علم سبز امامت بردوش
از چه خاموش نشستی صلواتی بفرست
واقعبینی در مبارزه با ناکثین
ای برادران! از آنچه شما میدانید بیاطلاع نیستم، اما قدرت اجرای آن را چگونه به دست آورم؟ آنان با ساز و برگ و نیرو به راه افتادند، بر ما تسلط دارند و ما بر آنها قدرتی نداریم، هماکنون بردگان شما با آنها میجوشند، و بادیهنشینان اطراف شما به آنها پیوستهاند، آنها در میان شما زندگی میکنند، و هر مشکلی را که بخواهند بر شما میبارند، آیا برای خواستههای خود توانایید؟ مشکلات جنگ داخلی کاری که پیش آمده از جاهلیت است، شورشیان یار و یاور دارند، اگر برای کیفر دادنشان حرکتی آغاز شود، مردم به چند دسته تقسیم میشوند، گروهی خواستههای شما را دارند، و عدهای بر خلاف شما فکر میکنند، و گروهی نه این را میپسندند و نه آن را، پس صبر کنید تا مردم آرام شوند، و دلهای مضطرب در جای خود قرار گیرد، و حقوق از دست رفته با مدارا گرفته شود. اکنون مرا آسوده گذارید، و در انتظار فرمان من باشید، کاری نکنید که قدرت ما را تضعیف کند، اقتدار امت ما را متزلزل سازد و سستی و زبونی به بار آورد، این جریان سیاسی را تا میتوانم مهار میکنم، اما اگر راه چارهای نیابم با آنان میجنگم (که سرانجام درمان، داغ کردن است).
ضرورت اطاعت از "رهبری"
همانا خداوند پیامبری راهنما را با کتابی گویا، و دستوری استوار برانگیخت، هلاک نشود جز کسی که تبهکار است و بدانید که بدعتها به رنگ حق درآمده و هلاک کنندهاند، مگر خداوند ما را از آنها حفظ فرماید، و همانا حکومت الهی حافظ امور شماست، بنابراین زمام امور خود را بی آنکه نفاق ورزید یا کراهتی داشته باشید به دست امام خود سپارید. بخدا سوگند! اگر در پیروی از حکومت و امام، اخلاص نداشته باشید، خدا دولت اسلام را از شما خواهد گرفت که هرگز به شما باز نخواهد گردانید و در دست دیگران قرار خواهد داد.
افشا توطئه ناکثین
همانا ناکثین عهدشکن به جهت نارضایتی از حکومت من به یکدیگر پیوستند، و من تا آنجا که برای جامعه احساس خطر نکنم صبر خواهم کرد، زیرا آنان اگر برای اجرای مقاصدشان فرصت پیدا کنند، نظام جامعه اسلامی متزلزل میشود، آنها از روی حسادت بر کسی که خداوند حکومت را به او بخشیده است به طلب دنیا برخاستهاند. میخواهند کار را به گذشته باز گردانند. حقی که شما به گردن ما دارید، عمل کردن به کتاب خدا (قرآن) و سنت پیامبر (ص) و قیام به حق و برپا داشتن سنت اوست.
نهج البلاغه - امیر المومنین علی ابن ابی طالب(ع) / خطبه 168-167
سپهر ایرانی: سلام علیکم، دیروز داشتم دنبال مطلبی درباره بصیرت و ولایت می گشتم که به مقاله زیر در وبلاگ بصیرت دهی اداره آموزش وپرورش منطقه ای بدره رسیدم و مقاله را دیدم که به نظرم جالب و خواندنی آمد. تصمیم به انتشار آن در وبلاگ فجر آزادی نمودم.
با سمه تعالی
موج فتنه
از جــــــمـــــــــــــل تـــــــــــــــــــــــــا جنــــــگ نـــــــرم
«« از اطراف رهبرتان پراکنده نشوید که اگر چنین کنید خود به سرزنش خویش خواهید نشست »»
امام علی علیه السلام
این مقاله را از اینجا دانلود و مطالعه نمایید
مقبولین و محبوبین در قرآن کریم
خداوند متعال در قرآن کریم:
می فرماید:«وَاَحسِنوُا اِنَّ الله یُحِبُّ المُحسِنینَ»؛خدا نیکو کاران را دوست دارد.
می فرماید:«اِنَّ اللهَ یُحِبُّ التَّوابِینَ وَ یُحِبُّ المُتَطَهِرِینَ»؛خدا توبه کنندگان و پاکیزگان را دوست دارد.
می فرماید:«فَاِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُتَّقِین»؛خدا پرهیزگاران را دوست دارد.
می فرماید:«وَ اللهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ»؛خدا شکیبایان را دوست دارد.
می فرماید:«اِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُتَوَکِّلینَ»؛خدا اهل توکل را دوست دارد.
مطرودین در قرآن کریم
خداوند علیم در قرآن کریم:
میفرماید:«وَ لاَ تَعتَدُّوا إِنَّ اللهَ لاَ یُحِبُّ المُعتَدِینَ»؛ستمگر نباشید که خدا ستمگاران را دوست ندارد.
می فرماید:«وَاللهُ لاَ یُحِبُّ الفَسَادَ»؛خداوند فساد را دوست ندارد.
می فرماید:«فَاِنَّ اللهَ لاَ یُحِبُّ الکَافِرِینَ»؛خدا کافران را دوست ندارد.
می فرماید:«وَ اللهُ لاَ یُحِبُّ الظَّالِمِینَ»؛خداوند ظالمان رادوست ندارد.
می فرماید:«اِنَّ اللهَ لاَ یُحِبُ مَن کَانَ مُختَالاً فَخُوراً»؛خداوند انسان خود پسند متکبر را دوست ندارد.
سپهر ایرانی: یک پژوهشگر هلندی غیرمسلمان چندی پیش تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده بود که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و نیز صدای این لفظ، موجب آرامش روحی میشود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور میکند.

این پژوهشگر غیرمسلمان هلند طی گفتگویی در این باره گفت: پس از انجام تحقیقاتی سه ساله که بر روی تعداد زیادی مسلمان که قرآن میخوانند و یا کلمه "الله" را می شنوند، به این نتیجه رسیدم که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و حتی شنیدن آن، موجب آرامش روحی میشود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور میکند و نیز به تنفس انسان نظم و ترتیب میدهد.
وی در ادامه افزود: بسیاری از این مسلمانان که روی آنان تحقیق میکردم از بیماریهای مختلف روحی و روانی رنج میبردند. من حتی در تحقیقاتم از افراد غیرمسلمان نیز استفاده کرده و آنان را مجبور به خواندن قرآن و گفتن ذکر «الله» کردم و نتیجه باز هم همان بود. خودم نیز از این نتیجه به شدت غافلگیر شدم، زیرا تأثیر آن بر روی افراد افسرده، ناامید و نگران، تأثیری چشمگیر و عجیب بود.
این پژوهشگر هلندی همچنین گفت: از نظر پزشکی برایم ثابت شد که حرف الف که کلمه «الله» با آن شروع میشود، از بخش بالایی سینه انسان خارج شده و باعث تنظیم تنفس میشود، به ویژه اگر تکرار شود و این تنظیم تنفس به انسان آرامش روحی میدهد. حرف لام که حرف دوم «الله» است نیز باعث برخورد سطح زبان با سطح فوقانی دهان میشود. تکرار شدن این حرکت که در کلمه «الله» تشدید دارد نیز در تنظیم و ترتیب تنفس تأثیرگذار است. اما حرف هاء حرکتی به ریه میدهد و بر دستگاه تنفسی و در نتیجه قلب تأثیر بسیار خوبی دارد و موجب تنظیم ضربان قلب میشود.
به راستی که قرآن کریم در آیهای کریمه میفرماید: «الذین آمنوا وتطمئن قلوبهم بذکر الله ألا بذکر الله تطمئن القلوب». این خبر آرامش بخش را برای دوستانی که یاد خدا برایشان آرامش بخش است ارسال کنید.
سلام، وقت بخیر
دوستان عزیز سپهری، با توجه به فراگیر شدن تلفن همراه در کشور عزیزمان ایران ، سامانه های پیامکی مفیدی در کشور راه اندازی شده اند، که می توانند مرجع و راهنمای خوبی برای همه ما باشند. در این صفحه چندتا از شماره های سامانه ی پیامکی مفید را برای شما جمع آوری کرده ام. امیدوارم از این سامانه ها برایتان مفید واقع شود.
اطلاعات هوا: 1000305
(پیش شماره شهر مورد نظر بدون صفر را بفرستید)
ساعت کشورها: 1000392
(نام کشور را بفرستید)
مکان های دیدنی هر شهر: 1000394
مسافت بین شهر ها: 1000396
اوقات شرعی: 2000916
آخرین بازی های کامپیوتری: 1000400
سامانه پیامکی بنیاد بازیهای رایانه ای برای اطلاع از رده بندی سنی بازی ها: 20000700
(نام بازی را بفرستید)
جدیدترین نرم افزار ها: 1000401
اطلاع از اینکه دامین مورد نظر رجستر شده یا خیر: 1000355
اعلام نتیجه کنکور شب قبل از قرارگرفتن در سایت سنجش:2000000
(شماره داوطلبی را بفرستید)
با خبر شدن از اخبار انجمن فارغ التحصیلان دانشگاه: 10001336
دیکشنری: 1000384 یا 1000370
(لغت مورد نظر را بفرستید)
لغت نامه آریان پور: 2000444
Word-to-translate
گرفتن قبض موبایل: 30009
با فرمت زیر بنویسید:
تاریخ شروع ؛ تاریخ انتها مثلا 860123 ؛ 860101
یعنی از اول سال 86 تا 23 فرودین ماه
اطلاعات پرواز: 2000444
(با این فرمت: پرواز Filight-code)
نرخ ارزهای رایج: 2000444
(با این فرمت: Currency-name)
سپهر ایرانی: با عرض سلام خدمت شما دوست گرامی، به وبلاگ فجر آزادی خوش آمدید. هدف از ایجاد این صفحه، پرداختن به گوشه هایی از بصیرت امام خمینى رحمه الله می باشد. امید است این مطلب برای شما دوستاداران امام (ره) و انقلاب مفید واقع شود.
اشاره
در ادبیات دینى ما «بصیرت» برابر با بینش، فهم عمیق، درک قلبى و آگاهى است و همان گونه که در احکام شرعى نیز وارد شده است یکى از شرائط مرجع تقلید به نحو خاص و از جمله شرائط رهبرى و پیشوایى به نحو عام، بصیرت و آگاهى کامل از مسائل عبادى ـ سیاسى است. این مطلب به گونه شفاف و روشن، ضرورت و اهمیت موضوع را مى رساند.
قرآن کریم نیز به این موضوع به عنوان ویژگى یک رهبر و داعى به خیر و هدایت اشاره دارد؛ آنجا که مى فرماید: «قُلْ هذِهِ سَبیلی أَدْعُوا إِلَى اللّهِ عَلى بَصیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنی»؛ «بگو این راه من است. من و پیروانم با بصیرت کامل، همه مردم را به سوى خدا دعوت مى کنیم.»
با توجه به مطالب فوق، مى توان گفت: امام راحل رحمه الله بعد از امامان معصوم علیهم السلام یکى از مصادیق کامل بصیرت و هوشیارى در رهبرى ملت ایران و دنیاى اسلام بودند. در این مقال، به ذکر چند نمونه از بصیرت در روش و منش سیاسى آن پیر سفر کرده از زبان برخى بزرگان اشاره مى کنیم.
1. زکاوت و تیزبینى
«در تمام عمرم فردى با زکاوت تر و هوشیارتر از حضرت امام ندیده ام. در همین زمینه، نقل مى کنند امام آن قدر از هوش و زکاوت برخوردار بودند که از آنچه در ضمیر و ذهن انسان مترتب مى شد، آگاه بودند و در مقابل ایشان هیچ چاره اى به جز توسل به صداقت کلام نبود.»
2. روشن بینى
«روزى دو نفر از شاگردان و مشاهیر براى زیارت امام به محل اقامتشان، شهرستان محلات، آمده بودند. در آن ایام گروه خاصى مطرح بودند که در رأس آنها مصدق بود که توجه مردم را به خود جلب کرده بود و آنها مى پنداشتند که ضد امپریالیسم و ضد رژیم کسى است که وابسته به آنان باشد. آن روز امام سخنى در رد آن گروه بیان فرمودند. آن آقایان گفتند: «از شما بعید نیست که بر علیه این جمعیتى که چنین و چنان هستند، صحبت کنید. اینان مردم وطن دوست و انقلابى هستند.» ولى امام که این چهره هاى دروغین را از آن دوران مى شناختند و انحراف آنها براى امام نمایان بود، على رغم دفاع آن آقایان و بسیارى از مردم که ندانسته آنها را مورد ستایش قرار مى دادند، آنها را رد مى کردند و در هر صورت گذشت زمان بصیرت و بینش امام را براى آن آقایان روشن ساخت.»
3. نظارت بر فیلمهاى تلویزیون
«حضرت امام علاوه بر اخبار، فیلمهاى تلویزیون را نیز گاهى مشاهده مى فرمودند تا خط مشى مسئولان براى ایشان روشن شود. گاهى از بعضى برنامه ها تعریف مى کردند و گاهى نیز شدیدا از نمایش برخى برنامه ها انتقاد مى فرمودند؛ مثلاً وقتى که مسئولان صدا و سیما نزد ایشان آمده بودند، حضرت امام فرمودند که شما در خلال سریال با آنکه زن گریم شده داشتید، اما در تیتراژ و در معرفى گریم کنندگان فقط مرد گریم کننده بود.»
4. هادى همیشگى
«امام به دلیل هوشیارى هیچ گاه خود را در مسیر موجها و نسیمهاى مقطعى و انحرافى قرار ندادند و همیشه نقش ناظر یا هادى و کنترل کننده حوادث را به عهده داشتند. ایجاد تشکیلات و گروههاى سیاسى و تولد یافتن سازمانهاى به ظاهر انقلابى و نفوذ آنان در اقشار مختلف و قبضه کردن فرهنگ جامعه در چهره ملى گرایى و یا به اسم مجاهدین خلق و طرفداران اسلام راستین که در صورت بروز یک موج انقلابى و تغییر رژیم و سیاست مجددا بتوانند از کانال آنهاحکومت را قبضه کنند و راه را براى استعمار جدیدى هموار سازند؛ لذا حتى از پیش، رؤساى جمهور و وزراء را نیز تعیین مى کردند.
مسلما تشخیص این چهره هاى پلید و منافق صفت کار آسانى نبود، بلکه از بزرگ ترین مشکلات بود. نمونه بارز آن جریان منافقان در نجف بود که آنها با ایجاد زمینه هاى کاملاً مساعد و حساب شده و بدون مطرح کردن شناخت خود از مبدأ و معاد و رسالت، در سطح عموم مردم موفق شده بودند حمایت اکثریت قریب به اتفاق شخصیتها و رجال علمى و سیاسى در متن مبارزه را به خود جلب کنند و آنان مى خواستند از این طریق در جلب حمایت امام از آنان سند اعتبار و پشتیبانى دریافت کنند؛ اما امام با تأمل و بصیرت با آنان برخورد مى کنند و چهره زشت آنان را از لابه لاى دهها پرده فریب و نیرنگ و از متن نوشته و آثار آنان کشف مى کنند و بعد از آن همه کوشش و تلاش و این طرف و آن طرف زدن منافقان، با یک جمله کاخ آمال و آرزوهاى کثیف آنان را در هم مى ریزد و آن اینکه: «شما به همین اندازه که من در طرد و نفى شما سخن نمى گویم، راضى باشید!»
از مرحوم علامه شهید آیة الله مطهرى نقل شده است که فرمود: اگر امام آن روز در تأیید و حمایت آنان سخنى فرموده بودند، ما امروز هیچ چیز نداشتیم. به خوبى روشن است که اکثر چهره ها از آنان حمایت مى کردند و تنها امام باقى مانده بودند که امید آنها را به یأس و حرمان مبدل ساختند تا انقلاب پیروز شد.»
5. حساسیت نسبت به تصویب قوانین
در سال 1342 ش که انقلاب آغاز شد، حضرت امام در عین اینکه شبانه روز حداقل دو ساعت درس مى فرمودند و براى این دو ساعت درس، حدود پنج ساعت مطالعه لازم داشتند و غالبا تا نیمه شب براى پاسخ به نامه ها، تلگرافها و پاسخ به کسب تکلیف کنندگان نمى خوابیدند که همه این مسائل اعصاب را خسته و هر فرد عادى را خیلى زود از پا در مى آورد و به خصوص در درس و بحث و برخورد با مردم انسان را با عصبانیت مواجه مى سازد، ایشان با کمال اطمینان خاطر و آرام، مسائل را مطرح مى فرمودند و هیچ گاه در مسائل عادى عصبانیت از معظم له دیده نمى شد؛ اما عصبانیت امام موقعى آشکار مى شد که قوانین خلاف اسلام به تصویب مى رسید و استقلال کشور در معرض خطر قرار مى گرفت که هر چه فریاد داشتند، بر سر جیره خواران استعمار مى کشیدند و به مصداق «اَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ»؛ نسبت به شاگردان، به خصوص مهمانان و کسانى که به منزل ایشان وارد مى شدند، نهایت تواضع را داشتند.»
6. خرید روزنامه مقدم بر خرید نان و پنیر
«حضرت امام از ابتدا فردى انقلابى و آگاه به مسائل روز بودند. در دوره طلبگى که حجره اى در مدرسه فیضیه داشتند، همه مى دانستند که از ساعت 11 صبح به بعد کسى حق ندارد با ایشان ملاقات کند؛ زیرا در این ساعت مى بایست روزنامه هاى منتشره را مطالعه کنند. ایشان با اینکه روزى یک ریال شهریه مى گرفتند، یعنى ماهى سه تومان، ولى با این پول خرید روزنامه را مقدم بر خرید نان و پنیر و غذاى روزانه مى دانستند و تا ظهر مشغول مطالعه مطالب سیاسى بودند و بدین وسیله، در جریان مسائل روز قرار مى گرفتند؛ لذا زمانى که کاپیتولاسیون یا مسئله انجمنهاى ایالتى و ولایتى مطرح شد، ایشان داراى موضعى روشن بودند؛ یعنى جنگ با استکبار. و لذا ضربه مهلک را در زمان مناسب به سر استکبار جهانى فرود آوردند.»
7. گوش دادن به رادیوهاى بیگانه
«من در دفتر حضرت امام کار مى کردم. ایشان در ایوان منزلشان نماز مى خواندند. در ایام تابستان وقت اخبار رادیو B.B.C یک ربع به هشت شب بود که دقیقا بین نماز مغرب و عشا واقع مى شد. خودم دیدم که حضرت امام همین که اخبار مربوط به ایران و مسائل آن تمام شد، رادیو را بستند و نماز عشا را شروع کردند. با آنکه ایشان به نماز اول وقت و تعقیبات و مستحبات آن بسیار مقید بودند، اما از شنیدن اخبار رادیوهاى بیگانه هم غافل نبودند. آرى، این چنین بود که حضرت امام به اوضاع سیاسى کشور مسلّط بودند و از سخنان مسموم دشمن آگاه مى شدند و به موقع پادزهر لازم را مى ریختند و تبلیغات دشمن را خنثى مى کردند.»
8. صداى انقلاب اسلامى
«به یاد دارم روزهاى اول پیروزى که تازه رادیو و تلویزیون را فتح کرده بودیم، گوینده ها از طریق صدا و سیما اعلان مى کردند: «اینجا صداى انقلاب راستین ایران است.» ما خوشحال بودیم؛ زیرا رادیویى که مرتب کلمه شاهنشاهى مى گفت، حال حرف از انقلاب راستین ملت ایران مى زد. اصلاً به فکرمان نمى رسید که این عبارت غلط است؛ ولى حضرت امام ما را خواستند و با قاطعیت فرمودند: این انحراف است، باید بگویند: «صداى انقلاب اسلامى.» و به ما فرمودند: «مى فرستید و خودتان هم مى روید و یک نفر از خودتان آنجا مى گذارید؛ حتى اگر درگیرى هم شد، اگر تعداد زیادى هم کشته شدند، مانعى ندارد. آنجا را تصرف کنید تا در خط انقلاب اسلامى حرکت کنند.» لذا من و آقاى مطهرى و آقاى بهشتى و بعضى از دوستان دیگر مأمور شدیم به آنجا برویم و کار را اصلاح کنیم. ... این هوشیارى و توجه امام به حفظ خط و جهت انقلاب براى حیات و تداوم انقلاب خیلى مهم بود.»
9. اطلاع از اخبار زودتر از مسئولان
«بسیارى از مواقع خبرها از طرف دفتر به مسئولان داده مى شد؛ مثلاً در جریان فرار بنى صدر، آقاى فکورى (فرمانده نیروى هوایى ارتش جمهورى اسلامى که به شهادت رسید) آمد خدمت امام. از ایشان سؤال شد: هواپیمایى که دیشب رفت، چه بود و کجاست؟ آقاى فکورى گفت: طبق اطلاع دقیق، الآن هواپیما روى آبهاى مدیترانه حرکت مى کند و معلوم نیست که کجا فرود مى آید. امام فرمودند: «یک ساعت قبل هواپیما در پاریس نشسته است و بنى صدر و رجوى هم در آن بوده اند.» از این نوع حوادث خیلى زیاد بود که مسئولان خواسته اند خبرى به امام بدهند، اما حضرت با هوشیارى، کامل تر از آن را به اطلاع آنان رسانیده اند.»
10. هوشیارى در ملاقاته
«از جمله کسانى که با امام در پاریس ملاقات کردند، مهندس بازرگان و دکتر سحابى، گردانندگان اصلى نهضت آزادى بودند که هر کدام با هیأتى آمده بودند. امام فرمودند: «من کسى را با عنوان حزب ملاقات نمى کنم. اگر آقایان با عنوان یک فرد ایرانى مثل تمام کسانى که با من ملاقات مى کنند، مى خواهند بیایند، مانعى ندارد.» آنها قبول کردند و به ملاقات امام آمدند. جالب اینکه در هر بارى که هر کدام از آقایان مى خواستند با امام ملاقات کنند، امام دستور مى دادند که ما چند نفر در جلسه باشیم تا این موضوع در ذهنها نیاید که فلان گروه خصوصى با امام ملاقات کرده اند. و وقتى که سید جلال تهرانى عضو شوراى سلطنت به پاریس جهت دیدار با امام آمد، امام فرمودند: «تا وقتى که عضو شوراى سلطنت است، با او ملاقات نمى کنم، مگر استعفا بدهد و مثل یک فرد عادى بیاید.» و او مجبور به استعفا شد تا بتواند با امام ملاقات کند.»
«یکى از خصوصیات امام این بود که با هیچ کس خصوصى ملاقات نمى کردند؛ چرا که مى فرمودند: «بعضى از اینها حرفهاى مرا کم و زیاد مى کنند.» لذا همیشه دو یا سه نفر از آقایان و شاگردان خودشان را در جلسه حاضر مى کردند.»
«ایشان هرگز هیچ یک از ملاقاتها را در جاى خلوت نمى پذیرفتند و در این موقع مى فرمودند: «ما جاى خلوت نداریم.» این مطلب بدان جهت بود که آنان نتوانند مطالبى را بر خلاف اظهار کنند و چند نفر، شاهد صحبتهاى آنان باشند.»
11. تصمیم آگاهانه
«گاهى اوقات ممکن است تردید در تصمیم گیرى موجب شکست شود. حضرت امام همیشه به موقع و به جا تصمیم مى گرفتند؛ مثلاً زمانى که رژیم طاغوت تصمیم گرفت که ساعت 5/4 بعد از ظهر روز 21 بهمن را حکومت نظامى اعلان کند، امام به موقع، یعنى حدود نیم ساعت بعد از اعلان خبر، فرمودند: «حکومت نظامى لغو شود و همه مردم به خیابانها بیایند!» چنین شد و به دنبال آن سر و صدا و درگیرى آغاز شد. انقلابیون به کمک بلند گو و با موتور و ماشینهاى شخصى در خیابانهاى تهران به راه افتادند و همه مردم را مطلع کردند تا على رغم اعلان رژیم در خیابانها حضور جدى داشته باشند. البته بعد از انقلاب روشن شد که اگر این تصمیم به موقع گرفته نمى شد، همان شب محل اقامت امام و جاهاى حساس دیگر بمباران مى گردید.»
12. طلبه هاى سرباز
«به یاد دارم روزى که احتمالاً عید غدیر بود، با پدرم به حضور امام رسیدیم. علما و روحانیون نیز جمع بودند. من دیدم عده اى سرباز با موها و ریشهاى تراشیده و کلاه به دست به محضر امام آمدند و زانو زدند و دست امام را بوسیدند و نشستند. معلوم شد که اینها طلابى هستند که توسط رژیم طاغوت از لباس روحانیت خارج شدند و به اجبار آنان را به سربازى برده اند. حضرت امام با لحنى بسیار محکم بدون اینکه تغییرى در قیافه شان پیدا شود، فرمودند: «شما وظیفه تان که عوض نشده، فقط قیافه و لباستان تغییر کرده. هر جا که هستید، به وظیفه خود عمل کنید! در آنجا هم وظیفه از شما سلب نمى شود. فنون نظامى را فرا بگیرید که در آینده به دردتان خواهد خورد. هیچ مسئله اى پیش نیامده است. روحیه خودتان را حفظ کنید!» طورى حضرت امام با آنان صحبت کردند که آنان احساس قدرت و قوت کردند. برخورد بسیار هوشیارانه و مدبّرانه حضرت امام قضیه اى را که مى توانست موجب رخوت و ضعف شود، به یک نقطه قوت و اعتماد به نفس تبدیل کرد.»
13. دقت در عملکرد مسئولین
«روز رأى گیرى براى وزیر نفت و وزیر برنامه و بودجه بود و براى آقاى مهندس محمد جواد تندگویان به عنوان وزیر نفت و مهندس موسى خیر به عنوان وزیر برنامه و بودجه رأى گیرى به عمل آمد و آنان به وزارت انتخاب شدند. پس از اعلان نتیجه رأى گیرى، ضمن تبریک گفتن به این دو برادر و آرزوى توفیق براى آنان، گفتم: اینکه در اثناى جلسه من چند دقیقه از جلسه خارج شدم، به این خاطر بود که از من خواسته بودند با دفتر امام تماس بگیرم؛ زیرا با من کار مهمى داشتند. من در تماس با دفتر حضرت امام با حاج احمد آقا صحبت کردم. ایشان از سوى امام تذکرى داد که مرا شدیدا تحت تأثیر قرار داد؛ زیرا فهمیدم که همه لحظاتى که ما در مجلس هستیم و همه تصمیماتى که مى گیریم، همه و همه زیر نظر امام است و از دقتهاى حسابگرانه ایشان خارج نیست.»
14. شناختن نقطه ضعف دشمن
«وقتى که از حضرت امام سؤال شد که چه عاملى و چه انگیزه اى ایشان را بر آن داشت تا از پاریس به ایران بیایند؟ ایشان فرمودند: «من دیدم مقامات آمریکا مستقیم یا غیرمستقیم تهدید مى کنند که از آمدن به ایران خوددارى کنم؛ لذا دریافتم که اینها از رفتن ما به ایران نگران هستند.»
این تیزبینى و ژرف نگرى حضرت امام است و توجه دارند که نقطه ضعف دشمن در کجاست و دشمن در چه موقعیتى قرار دارد و چگونه باید به او ضربه زد و این واقعا از ویژگیهاى مهم و اساسى ایشان است.»
همچنین روزى که به مدرسه فیضیه حمله شد (فروردین سال 1342)، امام به پا خاست و این توطئه را خنثى کرد. هنوز یک هفته از فاجعه نگذشته بود و هنوز درب خانه بسیارى از علما و مراجع باز نشده بود و بسیارى از روحانیون و طلاب جرئت نمى کردند با لباس روحانیت در خیابانها ظاهر شوند و مردم جرئت نداشتند به منزل علما نزدیک شوند و هنوز همه جا وحشت و رعب و ترس حکمفرما بود که یکباره دیدیم اعلامیه اى از سوى حضرت امام صادر شد به نام «شاه دوستى یعنى غارتگرى». این اعلامیه بسان آبى بود که بر آتش ریخته شد.»
15. اهتمام به کسب خبر
«توجه حضرت امام [همواره] به مسائل ظریف [بوده است] از جمله شنیدن اخبار که براى اکثر افراد هنوز جا نیفتاده است و فکر مى کنند اگر اتفاق بیفتد، بالاخره خبردار مى شوند؛ اما حضرت امام علاوه بر شنیدن اخبار ایران که مرتب در جریان آن بودند، سر ساعت اخبار کشورهاى دیگر را که به زبان فارسى پخش مى شد، مى شنیدند. برادرانى موظف بودند تمام روزنامه هایى که در خارج کشور در مورد ایران مطلبى مى نوشتند، ترجمه کنند و همان شب به دست امام برسانند و ایشان وقت مى گذاشتند و مطالب را مى خواندند.»
«حضرت امام در به دست آوردن اخبار حتى از رادیوهاى بیگانه اهتمام فراوانى داشتند تا جایى که اگر قبل از اذان صبح و بعد از مناجاتها و راز و نیازهاى شبانه و نماز شب وقتى باقى مى ماند که مى توانستند از بولتنهاى خبرى مختلف استفاده کنند، این کار را مى کردند. حتى سه روز پس از عمل جراحى که حال حضرت امام رو به بهبودى گذاشته بود، دستور دادند تلویزیون بیاورند تا از آن استفاده کنند.»
16. بینش اسلامى عمیق
«خاطره اى از بینش اسلامى عمیق ایشان است که شاید رمز موفقیتشان در نهضت اسلامى هم همین بود. متأسفانه در مورد شناخت اسلام و حقایق اسلامى انحرافاتى به وجود آمده و هر کس یک بُعد از اسلام را چسبیده و فکر کرده اسلام در همان خلاصه مى شود. برخى اسلام را در عبادت، نماز، روزه، خلاصه کرده اند و در مقابل هم عده اى اسلام را در مسائل سیاسى خلاصه کرده اند که اسلام یعنى سیاست یعنى مبارزه با ظلم، حالا نماز نخواندیم هم نخواندیم. دسته اى هم اسلام را در خدمت به خلق خلاصه کرده اند و مى گویند که عبادت به جز خدمت خلق نیست. و حال آنکه اسلام همه اینها را دارد. اسلام نماز، سیاست، خدمت به خلق، مبارزه و جهاد و... دارد. رهبر انقلاب این ویژگى را داشتند که در سیاست در حد اعلاى مهارت و تخصص بودند، از مسائل عبادى غافل نبودند و در همان شرائطى که در مسائل عبادى و نیایش و توجه به مسائل معنوى و روحانى بودند، از مسائل اجتماعى و علوم اسلامى غافل نمى شدند.»
17. آینده نگرى
«امام همواره تلاش مى کردند در نظر دادن و در پاسخ به سؤالات به خصوص سؤالات اجتماعى و سیاسى آن قدر دقیق باشند که دشمن نتواند در خلال پاسخ امام سوء استفاده بکند و شخصیت صنفى یا جمعیت خاصى را آسوده کند. امام اولین شخصیت روحانى در جهان اسلام بودند که با قاطعیت و با روشنى کامل اجازه فرمودند که از مبارزان فلسطینى حمایت شود و در صنوف مبارزات آنها، مسلمانان در صورت تمکن شرکت کنند و اگر مالى ندارند، از وجوه شرعیه (عمدتا زکات) کمک کنند. این فتوا صریح ترین و روشن ترین و شاید اولین فتوا از نوع خودش بود که امام بیان فرمودند. این فتوا در وقتش در ایران انعکاس مثبتى داشت. مبارزین ایرانى با شور و هیجان، آماده پاسخ به این ندا و انجام وظیفه شدند. در همان زمان شخصى فرصت طلب که در کسوت لباس روحانى بود و مسجدى را در تهران اداره مى کرد، مدعى شد که من شخصا از طرف امام مأمورم و نوشته اى و یا پیغامى دارم که وجوه شرعیه مردم را به نفع فلسطینیها جمع و ارسال کنم. عده اى از دوستان در تهران از طرفى خوشحال بودند که امکان دست رسى با واسطه به امام فراهم آمده و این وجوه جمع آورى مى شود و به مردم فلسطین خواهد رسید و از طرفى هم تعجب مى کردند که چطور این شخص با وجود افراد دیگر انتخاب شده است. در صدد بر آمدند از امام سؤال کنند. جناب آقاى کروبى نامه اى نوشتند و توسط آقاى احسانى به نجف فرستادند. از امام سؤال کرده بودند: شخصى به این نام مدعى است که از طرف شما اجازه دارد کمکها را براى فلسطینیها جمع آورى کند. آیا واقعیت دارد؟
من نامه را خدمتشان بردم. امام نامه را خواندند و گفتند: «من این نامه را جواب نمى دهم؛ زیرا نام شخص در آن برده شده و ایشان با یکى از شخصیتهایى که در صراط مرجعیت است، در ارتباط مى باشد. طبیعى است با پاسخ منفى من هم این شخص و هم آن شخصیت روحانى در مسیر مرجعیت لطمه خواهند خورد و از حیثیت ساقط مى شوند. شما به صورت کلى سؤال طرح کنید که آیا کسى تا به حال از طرف شما دستورى براى جمع آورى کمکها داشته یا نه؟ من هم پاسخ خواهم داد.» حضرت امام تا این حد آینده نگر بودند و به آینده اصناف و نوع شخص یا شخصیتها حتى با چند واسطه در پاسخگویى به سؤالات هوشیارى داشتند.»
18. توطئه بزرگ
«قبل از واقعه 15 خرداد سال 1342 که رژیم شاه به دنبال بهانه هایى براى پرونده سازى علیه امام مى گشت، شخصى که خود را دیپلمات در لبنان معرفى مى کرد، با وساطت یک روحانى ایرانى با امام ملاقات کرد و اظهار داشت که از طرف جمال عبد الناصر مأمورم که مراتب سپاسگزارى و قدردانى ایشان را از مبارزاتى که علیه اسرائیل در ایران به عمل مى آورید، محضر شما ابلاغ کنم. ضمنا خدمت شما عرض مى کنم که رئیس جمهور جمال عبد الناصر آماده اند هر گونه کمک و مساعدتى که در این راه بدان نیازمند مى باشید، اعم از پول و اسلحه و غیره در اختیار شما قرار دهند و شما را در ادامه این راه مقدس تا رسیدن به پیروزى یارى دهند. امام پاسخ دادند: «مبارزات ما مربوط به امور داخلى کشور ماست و در انجام و ادامه آن به هیچ گونه مساعدت و دخالت دیگران نیازى نداریم.» بعدها که امام در زندان بودند، متوجه شدیم شخصى که خود را دیپلمات مصرى معرفى کرده بود، فرستاده رژیم شاه بوده که بدین وسیله مى خواسته بهانه اى علیه امام به دست بیاورد که با بینش و آگاهى امام توطئه خنثى شد.»
19. دقت در جزئیات
«بنده اول انقلاب سخنگوى دانشجویان پیرو خط امام بودم و در همان لانه جاسوسى پشت صفحه تلویزیون بارها با یک اورکت آمریکایى ظاهر مى شدم؛ اما متوجه این قضیه نبودم تا اینکه یک مرتبه امام فرموده بودند: «چیزى که ایشان مى پوشد، چیست؟ آیا ساخت وطن است؟» این چیزى بود که خود من متوجه نشده بودم، ولى امام تا این حد در مسائل دقیق بودند.»
20. پیش بینى وقایع
«در ایامى که وزیر امور خارجه بودم، پس از شهادت شهید رجایى و باهنر در شهریور سال 1360 خدمت امام رفتم و گفتم: براى اولین بار ما مى خواهیم در سازمان ملل شرکت کنیم. امام فرمودند: من با اصلش موافقم و مخالف نیستم؛ ولى پیش بینى کرده اید که آیا به شما اجازه مى دهند یا نه؟ گفتم: آنچه ظاهر امر نشان مى دهد، اطمینان آور نیست. امام فرمودند: مثلاً شما فکر کرده اید که اگر شما بروید پشت تریبون بایستید، ممکن است یک باره بلندگوها را خاموش کنند و شما را تحقیر بکنند؟ این نکته ها براى من تکان دهنده بود که تا این حد امام پیش بینى وقایع را مى کنند.»
21. مخالفت هوشیارانه
«زمانى بود که من اصرار داشتم امام بر کتاب حجاب مرحوم شهید مطهرى تقریظى بنویسند تا معلوم شود این کتاب مورد تأیید ایشان است و به این ترتیب، در جامعه خوب جا بیفتد؛ ولى امام با نظر من مخالفت کردند و فرمودند: اگر من تأیید کنم، کسانى که ایشان را تخطئه مى کنند، فعال تر مى شوند و مسئله جنبه سیاسى پیدا مى کند.»
سپهر ایرانی: این مقاله، طى استقرائى که در منابع تاریخ انقلاب بعمل آورده، خواننده را به تحریفاتى که در تاریخ معاصر ایران، بویژه تاریخ انقلاب اسلامى از سوى مخالفان آن بعمل مىآید، توجهداده و در طبقهبندى علمى و مستندى که صورت داده، برخى نقاط ضعیف یا قوت سبکهاىمختلف تاریخ نگارى انقلاب را توضیح داده است.
تاریخ معاصر ملت ایران که رخداد مهم انقلاب اسلامى را در دل خود جاى داده است، مشحون از پیچیدگىها و فراز و فرودهاى فراوانى است که بازشناسى آنها فرصت، زمان و تحقیق و پژوهش بسیارىمىطلبد.
سادهبینى است اگر بخواهیم تاریخ معاصر و انقلاب اسلامى را در چند کتاب و خاطر و یا اسناد خلاصهنمائیم و یا با برداشتى یک سویه حوادث را تحلیل نمائیم.

به همان میزان که دوران معاصر و انقلاب اسلامى به علتشرایط و بستر زمانى و اهمیت استراتژیک وباورهاى دینى و تعارض نظام حاکم و قدرتهاى جهانى با آن، بسیار پیچیده و درهم آمیخته از گوناگونىهاىبسیار است، تاریخ نگاشته شده آن نیز گرفتار پیچیدگى و درهم آمیختگى ابهام، یکسویهنگرى و نگارشبراساس منافع جریانهاى مختلف است. ما تلاش خواهیم کرد به طور اجمال چگونگى تدوین تاریخ و طبقاتمتعدد و نگرشهاى گوناگون نسبتبه حوادث تاریخ معاصر و انقلاب اسلامى را ترسیم نمائیم.
این تلاش هرچند ممکن استبه طور دقیق نتواند صفبندىهاى مختلف را ترسیم نماید اما قطعا خطوطکلى این صفبندىها را از هم متمایز خواهد نمود و نگرشى نسبتا جدید نسبتبه چگونگى قرائتهاى مختلفاز تاریخ انقلاب بدستخواهد داد. این طبقه بندى بر اساس استقراء نگارنده از آثار منابع مربوط به تاریخانقلاب صورت گرفته است و تاکید مىنماید که یک امر قیاسى مطلق نمىباشد.
1-مبانى طبقه بندى
سالهاى حکومت پهلوى در ایران غالبا با تعارض ملت و حکومت همراه بوده است و غالب این تعارضاتمواجهههائى خونین و همراه با پیامدهاى ناگوار براى مردم و مخالفان رژیم بوده است.
تعارض مداوم مردم و حاکمیت، منتهى به تلاش براى ترسیم چگونگى این تعارض، مشروعیتیا عدممشروعیت نظام حاکم، پیشرفت و عقبماندگى، همگى مباحث جدى سالهاى حکومت پهلوى بوده استهرچند این موضوعات در هر کدام از گرایشات عقیدتى و سیاسى به طرز متفاوتى مورد بررسى قرار مىگرفتند.با آغاز امواج انقلاب اسلامى و خیزش سریع آن براى سقوط نظام سلطنت این تعارض در تحلیل موضوعات وحوادث را تشدید کرد. و با پیروزى انقلاب اسلامى سرعت گرفت.
در یک نگاه دقیق، نیروهاى حاکمیت پهلوى به دو جریان اصلى تقسیم مىشوند.
1 - عوامل ایرانى رژیم
2 - فرمانروایان امریکائى و انگلیسى
عوامل ایرانى حاکمیت پهلوى، در تاریخنگارى معاصر و انقلاب اسلامى جایگاه قابل توجه و درعین حالکاملا در خور نقد و بررسى دارند که مجموعه آنها را از باب وحدت روش و برداشتها تحت عنوان تاریخنگارىپهلوىها آوردهایم و به چند دوره طبقهبندى مىشوند:
دوره اول - عصر رضاخان
دراین دوره، عمده توجه پهلوىها باستان گرائى تاریخى، ستایش از رضاخان و تقبیح قاجاریه است و ازبحث ما خارج است.
دوره دوم - عصر تثبیت محمدرضا پهلوى
در سالهاى اولیه حکومت، وى نفوذ چندانى بر ارگانهاى فکرى و مطبوعاتى ندارد تا جریان تاریخ نگارىمشخصى را از ناحیه پهلوىها را بتوان برشمرد هرچند در این دوره تاریخ و تاریخنگارى به گونهاى دیگر رقمخورد. اما سالهاى پساز کودتاى 28 مرداد، تا 1356 سالهاى تثبیتحکومت پهلوى است و در این سالها دوره1342 تا 1356 از ویژگى خاص خود برخوردار است. در این سالها که سیاستهاى اقتصادى و سیاسىامریکائىها در ایران به شدت فعال بود و نویدبخش رسیدن به دروازههاى تمدن بزرگ بود و شاه نیز منادىرسیدن به آن به همین خاطر آثارى از نوع به سوى دروازههاى تمدن بزرگ حکایت از روح متفرعن و باطنپرمدعاى حاکم پهلوى داشت.
دوره سوم - عصر سقوط پهلوىها
با وقوع انقلاب اسلامى رژیم متوجه شد که همه آنچه در طول سالیان دراز به دست آورده بود، از دستداده است و باید به گونهاى خود را توجیه کند. لذا شاه در ایام تبعید در مکزیک کتاب معروف پاسخ به تاریخرا نگاشت (1) و بهدنبال او خواهرش اشرف پهلوى کتاب من و برادرم را نوشت.
اقدام مهم دیگرى که دراین راستا انجام گرفت. طرح تاریخ شفاهى ایران دانشگاه هاروارد بوده است.
این مجموعه که به پیشنهاد و اجراى حبیب لاجوردى استاد تاریخ دانشگاه هاروارد به انجام رسید مجموعه مصاحبههایى است که با سران گریخته از وطن رژیم پهلوى و بعضا تعدادى از مخالفین جمهورىاسلامى و همچنین چند نفر از منسوبین به نظام صورت گرفته است.
اما اصل و اساس طرح تحلیل وفاداران به رژیم پهلوى است. که هماینک چند مجله از آن نیز به انتشاررسیده ستخاطرات عبدالمجید مجیدى (2) - شاپور بختیار (3) - على امینى (4) - امیرتیمور کلالى (5) از ایندسته از خاطرات است.
علاوه براین چهرههاى سابق رژیم پهلوى نظیر پرویز راجى تحت عنوان خدمتگزار تخت طاووس -جهانگیر تفضلى (6) و فریدون هویدا (7) را مىتوان در این مجموعه قرار داد.
مجموعه این منابع هر کدام به دنبال یافتن مقصر وقوع انقلاب هستند که هریک پاسخى ویژه خود استاما همگى در تقبیح شرایط گذشته و تبرئه خویشتن از جرائم و مشکلاتى که سبب بروز انقلاب شده استوحدت نظر دارند و تلاش همه آنها توجیه نقش و کمرنگ کردن حضور خود در حوادث تلخ عصر پهلوى استاما غالبا واقعیات تاریخى از زیردست آنها خارج مىشود و در مسیر یافتن مقصر و مجرم به ناچار پارهاى ازواقعیات تلخ تاریخ پهلوى را مورد اشاره قرار مىدهند.
2-فرمانروایان امریکائى و انگلیسى
تردیدى نیست که دولت امریکا تصمیم گیرنده اصلى سیاستهاى عمده رژیم پهلوى بوده استشاید بتوانیکى از اصلىترین علل وقوع انقلاب اسلامى و رضایت همه مردم و رهبرى انقلاب و گردهمایى سیاسى درضرورت مبارزه با نفوذ و سیطره سیاسى و نظامى و اقتصادى و فرهنگى امریکا، اسرائیل و انگلیس برشئون وسرنوشت ملت ایران رانام برد.
تا پیش از انقلاب اسلامى کمتر متن مکتوب و سند قابل توجهى در دسترس بود تا بتوان این سیطره واحاطه بىچونوچراى سیاسى نظامى امریکا برایران را اثبات کرد.
وقوع انقلاب اسلامى و شکستحکومت دمکراتها به رهبرى جیمىکارتر از انقلاب اسلامى و امام خمینىسبب شد که به ناچار به توضیح و تبیین علل و چرائى شکست از انقلاب اسلامى بپردازند.
آثارى نظیر خاطرات جیمى کارتر رئیس جمهور امریکا، برژسینکى مشاور امنیت ملى، ویلیام سولیوانسفیر امریکا در تهران (8) هامیلتون جردن رئیس دفتر کاخ سفید (9) ، استانسفیلدترنر رئیس سازمانجاسوسى امریکاسیا (10) ژنرال رابرت هایزر نماینده ویژه نظامى امریکا در ایران، چارلز بکویث فرمانده گردهمهاجم به طبس از امریکائیها و همچنین خاطرات آنتونى پارسونز سفیر انگلستان در ایران و قدرت وزندگى نوشته والرى ژیسکاردستن رئیس جمهور فرانسه، مجموعهاى از گزارشات قابل توجهى است از آنچهکه در اردوى دشمنان انقلاب اسلامى و چگونگى فرایند مبارزه با انقلاب گذشته است.
این آثار، سند آشکار دخالت و تصمیمگیرى در مورد سرنوشت ملت ایران، توسط سران کاخ سفید است.ضمن اینکه بیانگر فقدان شناخت و آگاهى امریکائیها نسبتبه ابعاد، گستردگى و چگونگى نیروهاى واقعىانقلاب و رهبرى آن است .
علاوه براین، منابع مذکور به خوبى حکایت از اختلاف میان دستگاه رهبرى سیاستخارجى امریکا درمورد چگونگى تعامل با انقلاب اسلامى دارد. و دو دیدگاه عمده وزارت خارجه و سازمان سیا به رهبرىسایروس ونس وزیر امور خارجه و شوراى امنیت ملى و وزارت دفاع به رهبرى زبیگینو برژسینکى مشاورامنیت ملى کاخ سفید در چگونگى مبارزه با انقلاب اسلامى دچار اختلافات عمیق و جدى بودهاند که نتیجهاین اختلافات عدم وحدت رویه و در نتیجه خنثى سازى فعالیتهاى کاخ سفید بر علیه انقلاب و رهبرى آنبوده است. مهمترین مجموعهاى که دراین گروه به انتشار رسیده است اسناد لانه جاسوسى امریکا (11) است کهدر مجلات بسیار به چاپ رسیده است.
هرچند این اسناد توسط دانشجویان پیرو خط امام(ره) طبقه بندى و چاپ شده است، اما به لحاظ اهمیتو بیان نیات درونى دستگاه سیاستخارجى امریکا و چگونگى مبارزه با انقلاب اسلامى و پیوستگى منافعاستعمار خارجى و استبداد داخلى مجموعه متونى ارجمند است.
3- بریدگان از دستگاه پهلوى
در میان آثار بریدگان از رژیم پهلوى خاطرات ارتشبد فردوست (12) به چشم مىخورد. فردوست على رغمپیوستگى عمیق با شخص شاه در اواخر حکومت پهلوى، تا حدودى از رژیم فاصله گرفت. فردوست چندانتمایلى به افشاى نقش واقعى خویش در حکومت ندارد.
اما خاطرات دیگرى که بیشتر از خاطرات فردوستخاندان سلطنت و وابستگان به آنها را آزرده خاطرساختخاطرات احمد على مسعود انصارى با عنوان پس از سقوط (13) بوده است. در این خاطرات انصارى بهتبیین روحیات، خلقیات و کارکرد خانواده سلطنت مىپردازد. مجموعهاى مهوع بودن و پلشتى دستگاه پهلوىو خانواده آنها و پیرامونیان را به وضوح آشکار مىسازد.
شاید ذکر نام کتاب در دام تباهى از پروین غفارى نیز خالى از فایده نباشد.هرچند ممکن استخاطرات پروین غفارى یک اثر جلف تلقى شود اما واقعیت آناست که این خاطرات ثابت مىکند که چگونه زن در خانواده پهلوى فاقد ارزش واعتبار بوده است و روحیات لاتمنشانه شاه تا چه مضحک بوده استبه حدى انساناز تصور حکومت چنین فردى بر کشور و سرنوشتخویش و مردماش جادارد ازخجالت آب شود.
خاطرات مینو صمیمى رئیس دفتر امور بینالمللى فرح پهلوى تحت عنوانپشت پرده تختطاووس (14) ضمن آن که یک اثر سنگین و قابل توجه استبسیارى از حوادث پشت پرده تخت طاووس را برملا مىسازد که بسیار در خور توجهاست.
4- مبتذل نویسان و وفاداران به پهلوى
گروه چهارمى که قاعدتا باید آنها را از مجموعه نیروهاى حاکمیت پهلوىها به حساب آورد نویسندگانى هستند که در عصر پهلوى داراى مناصب فرهنگى بودهاند و فعالیتهاى فرهنگى و قلمى در راستاى منافع نظامسلطه داشتهاند. و با پیروزى انقلاب اسلامى و تحول در دیدگاههاى عموم مردم نسبت به حاکمیت پهلوى، آنهانسبتبه ارزشهاى نظام سلطنتى وفادار ماندهاند اما با یک واقعیتسیاسى روبرو بودند و آن نظام جمهورىاسلامى برآمده از انقلاب اسلامى بود و کار فرهنگى در عرصه فرهنگى جمهورى اسلامى.
این مجموعه نه آن پیوند عمیق با نظام پهلوى را داشتند که لازم باشد به همراه آنها از کشور بگریزند و نهبه نظام سیاسى برآمده از انقلاب اسلامى را علاقمند بودند که بخواهند به دنبال تثبیت اهداف این نظم جدیدتلاش نمایند. ضمن اینکه آنها اصلا انقلاب و نظم جدید را پذیرا نبودند.
مسئله عمده اینان، فعالیت در نظام جمهورى اسلامى با وفادارى نسبتبه نظام سلطنتى و مخالفتباانقلاب اسلامى و براى رسیدن به این هدف، نوشتن تاریخ معاصر با تلطیف. رژیم پهلوى و رفتن زیر چترشعارهاى ملىگرایانه بوده است. در آثار این دسته از نویسندگان نظیر مسعود بهنود، خسرو معتضد، محمودطلوعى و باقر عاقلى، نوعى نزدیکى نسبتبه آراء طرفداران جبهه ملى و نهضت آزادى دیده مىشود اما درعین این تقارب ظاهرى به طور جدى پیوندها با رژیم پهلوى و تلطیف سیاستهاى آنان کاملا آشکار است.
به عنوان نمونه مسعود بهنود در کتاب نخست وزیران ایران از سید ضیاتا بختیار وقتى که به زندگىسیدجعفر شریف امامى نخست وزیر فراماسونر و آنگلوفیل ایران مىرسد. از دو دوره نخست وزیرى وى درسالهاى 40-1339 و چند ماهه 1357، فقط دوره 40-1339 را ذکر مىکند ضمن اینکه مدعى است کهسیدجعفر شریف امامى در آن دوره که در واقع دولت محلل نیز بوده است سیاستخارجى نه شرقى و نهغربى را بنیان نهاده است. علاوه بر این شما اصلا آن چهره خونریز و دغلباز سفاک سال 1357 را نمىبینید کهکشتار هفدهشهریور تهران و آتشسوزى سینما رکس و اعلام حکومت نظامى را در آستین خود دارد و آقاىبهنود در سیر تاریخى نیز از دولت دوم شریف امامى نیز اصلا ذکرى به میان نمىآورد. مشخصه عمده ایندسته از نویسندگان که ما آنان را مبتذل نویس مىنامیم. در چندچیز خلاصه مىشود:
1- روان نویسى: به لحاظ ادبى آثار این دسته از نویسندگان از روانى خاصى برخوردار است که در سایرمجموعهها به چشم نمىخورد.
2-داستانپردازى: بسیارى از آنچه که در این دسته از کتب آمده است محصول ذهن این نویسندگان استو نه حقایق تاریخى بهطورى که انسان خود را در برابر رمان سیاسى و تاریخى مىبیند تایک متن تاریخىمعتبر که آثار بهنود و خسرو معتضد در این زمینه خیالپردازیهاى بیشترى دارند.
3- فقدان منابع: تقریبا غالب این کتب بدون منبع است. سه خصوصیت اخیر این دسته از آثار را در ردیفآثار ذبیحا... منصورى مىگذارد.
4- کتاب سازى: شیوه مهم این نویسندگان در عرصه تاریخنگارى، کتابسازى است. هر خوانندهاى کهکتابهاى داستان انقلاب و پدر و پسر محمود طلوعى را بخواند بخوبى متوجه خواهد شد که سیستم چسبو قیچى رویه کتابسازى است و یا کتاب درون ارتش شاه از خسرو معتضد قسمتهائى از چند کتابنویسندگان مختلف است که تنها با کندن بخشى از آنها و نصب پارهاى تصاویر و نوشتن چند خط کتاب بسیارقطورى شده است که خواننده را از وسعت تحقیقات آقاى معتضد در ارتش شاه به اعجاب وا مىدارد.!!
5- زنپردازى: یکى دیگر از مشخصههاى این مجموعه پرداختن به امور نسوان دربار است. سبکى همانندسبک مجله سپید و سیاه در اوایل پیروزى انقلاب اسلامى. ذکر کردن حوادث مختلف روابط مشروع شاه واطرافیان با هدف جذب بیشتر مخاطب، که در لفافه نوعى تبلیغ براى آن فضا را نیز به دنبال دارد. و حالا از بابخالى نبودن عریضه یک کنایهاى هم زده شود. دو جلد بسیار قطور فوزیه و این سه زن بهنود. نمونههائى ازاین دست آثارند.
6- استفاده از تصاویر: یکى از روشهاى جذب مشترى نحوه استفاده از تصاویر است اعتقاد به جذب مخاطب از طریق انتشار تصاویر بیشتر همراه با کمى سلیقه زن پردازانه، سبب فروش بیشتر کتاب مىشود.
خواننده یا ناآشنا به عصر پهلوى وقتى با این آثار روبرو مىشود احساس مىکند که رژیم پهلوى تقریبا هیچ نکته منفى جدى نداشت که قابل تحمل نباشد و ضرورت یک تحول وسیع و عمیق انقلاب را باخسارتهاى بسیار را بدنبال داشته باشد.
سنخ دیگر از تاریخنگارىهاى انقلاب، متعلق به مخالفان حکومت پهلوى است که به چند گروه عمدهتقسیم مىشوند:
1- اسلامگرایان; 2 - ملىگرایان; 3 - چپگرایان
این سه گروه از مخالفین رژیم پهلوى را تشکیل مىدادند. و آوردن آنها در یک مجموعه تحت عنوانمخالفان رژیم پهلوى به معناى وزن واحد آنها در تعاملات سیاسى و انقلابى نیست.
1-اسلامگرایان:
منظور ما از اسلام گرایان آن دسته نویسندگانى است که با اعتقاد به مبارزه در چهار چوب اسلام و رهبرىحضرت امام خمینى(ره) وارد مبارزه علیه رژیم پهلوى شدهاند هرچند این عنوان مبارزان مسلمان تندروانمسلح انقلابى تا مبارزان معترض آرام را نیز شامل مىشوند که همگى با اعتقاد به مبارزه در چهارچوب اسلام ورهبرى حضرت امام خمینى وارد گود درگیرى شدهاند و مهمتر آن که انقلاب اسلامى را بویژه از حوادث سال1341 پى مىگیرند.
بدون هیچگونه مجامله و اغراق حجةالاسلام سیدحمید روحانى پیشگام این مجموعه کارهاست که بانوشتن کتاب بررسى و تحلیلى بر نهضت امام خمینى در سال 1356 اولین قدم مهم را برداشت. براىنویسنده این اثر قاعدتا چیزى کمتر از تیرباران را نمىبایست در آن تاریخ تصور کرد. و به همین خاطرنویسنده در آن کتاب نهایتسعى خود را ایجاد انزجار عمومى نسبت پهلوىها مبذول داشت. ضمن آن کهیکى از مجموعههاى مربوط به تاریخ انقلاب اسلامى را نیز گردآورى کرده است.
کتاب مهم دیگر در این مجموعه، کتاب نهضت روحانیون ایران نوشته حجةالاسلام على دوانى بوده است.
این کتاب علىرغم حجم بسیار قابل توجه اسنادى که در آن استفاده کرده استبه خاطر آن که جهت چاپدر مطبوعات نوشته شده است، متاسفانه نویسنده محترم آن را به صورت روزنامهاى و با دقت کمترى به چاپرسانده است. و همین امر تا حدود زیادى از وزن و اهمیت کتاب کاسته ولى اسنادى که نویسند توانسته استگردآورى کند، قابل توجه و درخور اهمیت است. در این میان لازم است از چند کتاب مهم دانشگاهى نظیر ریشههاى انقلاب اسلامى حجةالاسلام عباسعلى عمید زنجانى نام برد.
نویسنده محترم ضمن تحلیلى تاریخى سیاسى و اندیشهاى از انقلاب اسلامى به ذکر سریع حوادث وجزئیات انقلاب مىپردازد هرچند کتاب از فقدان دقت لازم و همچنین بافت دقیق و فشرده مطالب رنجمىبرد اما بىانصافى است که به نگاه عام و شامل نگارنده نسبت کلیت انقلاب و همچنین پاسخ به خلاء موجودبه دیده احترام نگریسته نشود.
اثر دیگرى که در این مرحله قابل توجه است، تاریخ سیاسى معاصر ایران،نوشته دکتر سیدجلالالدین مدنى است که پاسخى به درخواستشهید سرهنگموسى نامجو است. اما این پاسخ، قدر و قیمتى درخور یافته است و توانست جایگاهخوبى در مراکز آکادمیک و دانشگاهى بیاید صرفنظر از نوع نگاه نویسنده و نشاندادن پارهاى از تمایلات و ترسیم چهرهاى نسبتا مثبت از مظفر بقائى که تا حدودىمحصول حضور نویسنده در حزب زحمتکشان است معذالک نویسنده پیوستگىحوادث تاریخى را به خوبى ذکر نموده است.
با گذشت چند سال از پیروزى انقلاب و سپرى شدن جنگ تحمیلى زمان براى نگارش تاریخ انقلاباسلامى فراهم آمد همین امر سبب شد مجموعههاى متنوعى به امر تدوین تاریخ انقلاب اسلامى و گردآورى وچاپ خاطرات بپردازند. که این مجموعه و مؤسسات به قرار ذیل قابل برشمردن هستند.

1 - مرکز اسناد انقلاب اسلامى
2 - مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سیاسى
3 - بنیاد تاریخ انقلاب اسلامى
4 - دفتر ادبیات انقلاب اسلامى
5 - مرکز نشر و تنظیم آثار امام خمینى(ره)
6 - وزارت اطلاعات
1-مرکز اسناد انقلاب اسلامى:
به دستور حضرت امام خمینى و با ریاستحجةالاسلام سید حمید روحانى شروع به کار کرد و مجموعهآثار مختلفى را به چاپ رسانده است که جدىترین آنها جلد دوم و سوم نهضت امام خمینى بوده است.نویسنده در جلد سوم این کتاب که پر سر و صداترین آن بود، با انتشار پارهاى از اسناد مربوط به گروههاىمخالف رژیم پهلوى به تحلیل نقاط ضعف آنها پرداخت و بیشتر با عینکى امروزى به حوادث دیروز نگریست وبه فقدان درک شرایط عینى یک زندانى سیاسى در چنگال ساواک رژیم پهلوى نسبت داده شد. این مسئلهبیشتر در مورد دست نوشته معروف دکتر على شریعتى خطاب به سران ساواک اطلاق داشته است.
2-مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سیاسى:
مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سیاسى که با اثر مشهور ظهور و سقوط سلطنت پهلوى و خاطراتارتشبد حسین فردوست بر سر زبانها افتاد گام مهمى را در نوع نگرش نسبتبه تاریخنگارى انقلاب اسلامىبرداشت. دیدگاه و منظم و مبتنى بر شناختى اطلاعاتى از حوادث سیاسى تاریخ معاصر که کمابیش ازاطلاعات فردوست و اسناد در دسترس و مهارت محققان آن حکایت داشته است توانسته بخش اعظم ازنویسندگان را عمیقا تحت تاثیر خود قرار دهد، و به صورت ارجاع اصلى بسیارى از منابع تاریخى درآید.
این مرکز چند اثر دیگر نیز دیدگاه دیگرى را مطرح کرد که زرسالاران یهودى و پارسى اثر عبدا...شهبازى و همچنین خاطرات احمدعلى مسعود انصارى نورالدین کیانورى و ایرج اسکندرى از زمره این آثارمهم هستند.
3-بنیاد تاریخ انقلاب اسلامى:
از بنیاد تاریخ انقلاب اسلامى، بهترین اثر بیادگار مانده، مجموعه مصاحبههاى منتشر شده در مجلهیاد است ضمن آن که کتاب هفت هزار روز اثر آقاى غلامرضا کرباسچى تلاش خوبى نگارش یککرونولوژى انقلاب اسلامى است.
4-دفتر ادبیات انقلاب اسلامى:
دفتر ادبیات انقلاب اسلامى (حوزه هنرى) که به عکس سایر سازمانهاى دولتى، ابتدا از یک میز و صندلىواقع در یک کانتینر و آقاى هدایتبهبودى تشکیل شده بود، آرام آرام با گسترش در گوشه حیاط حوزه هنرىو در دو اطلاق تاریک و جمع وجور راه سخت تدوین تاریخ انقلاب را درپیش گرفت.
این دفتر هرچند حمایت مدیریتحوزه هنرى را بدنبال داشت اما با بسط منطقى و آرام آرام خود تبدیلبه یکى از قطبهاى عمده نگارش تاریخ انقلاب اسلامى درآمد. چه مجموعه تدوین تاریخ انقلاب، و چهمجموعه تاریخ شفاهى انقلاب اسلامى وجه واحد ناموران معاصر اقدامات اساسى مهمى را در این جهتبکارگرفتهاند. بدون هیچگونه اغراق باید گفت آثارى که در مجموعه تاریخ شفاهى به چاپ رسیده است، اگر بهتر ازمجموعه تاریخ شفاهى هاروارد نباشد قطعا کمتر نیست و نگارنده با توجه به آشنائى نسبتبه مجموعههاىمنتشر شده هردو مجموعه به خوبى وقوف دارد.
آثار دفتر به مراتب منظمتر و بهتر و دقیقتر گردآورى و تدوین شدهاند از مجموعه آثار دفتر مىتوان ازخاطرات جلالالدین فارسى، روزشمار تاریخ انقلاب اسلامى خاطرات حجةالاسلام هادى غفارى وخاطرات حجةالاسلام سیدعلىاکبر محتشمى خاطرات و خاطرات آیتا... پسندیده نام برد که چند اثرفوقالذکر در نوع خود انصافا از آثار کمنظیر بشمار مىروند و هرکدام برگههاى قابل توجهى از تاریخ انقلاباسلامى را تبیین نمودهاند. ضمن آن که آثارى نظیر خاطرات آقاى مرتضى الویرى، رجبعلى طاهرى واکبربراتى و همچنین خاطرات على امینى و جهانگیر تفضلى نیز در این دفتر منتشر شدهاند. و صدالبته این نیزدرست است که پارهاى از این خاطرات به همان بیمارى معمول خود محوربینى گرفتار هستند و بعضا نیزگرفتار نادیده گرفتن نقش دیگران نیز هستند.
5-مرکز نشر و تنظیم آثار امام خمینى(ره)
این مرکز فعالیتخود را در زمینه تاریخ انقلاب اسلامى آغاز کرده و تاکنون با چند اثر که بیشتر حولمحور خصیتحضرت امام خمینى(ره) دور مىزند وارد عرصه تاریخنگارى انقلاب شده است.
6-وزارت اطلاعات
یکى از مراکزى که بسیار دیر به عرصه تاریخنگارى انقلاب پاگذاشته است مرکز نشر اسناد وزارت اطلاعاتاست. وقتى حجم انبوه اسناد مربوط به شهداى بزرگوارى چون آیتا... شهید دکتر بهشتى، آیتا... صدوقىشهید سید على اندرزگو..... را دیدم بسیار متاسف شدهام. چرا که نسل دوم انقلاب در زمانى که فرصت مطالعهداشت و این شهیدان والامقام را مىشناخت جز اطلاعات روزنامهاى و درجه چندم از صداوسیما چیز دیگرىنمىدانست که همیشه با ستایش بعضا اغراقآمیز و احترام بسیار زیاد همراه بوده است و اگر مجموعه مطالبمنتشر شد و در مطبوعات را کنار هم بگذاریم که نگارنده چنین نیز کرده است غالبا نویسندگان ماننددانشآموزان از روى دست همدیگر بدون ذکر ماخذ نوشتهاند حال که این اسناد منتشر مىشود نسل دومگرفتار زندگى سخت اقتصادى هستند و نسل سوم جوانان و نوجوانان نه بهشتى مىشناسند و نه صدوقى واندرزگو... در کنار این مجموعهها باید به نوشتههاى پراکنده دیگر نیز باید اشاره کرد آثارى نظیر مجموعههاىمنتشر شده توسط موتلفه اسلامى، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى و آثار منفرد دیگر پرداخت که هرکدامدر شرایط سیاسى و زمانى خاص خود به چاپ رسیدهاند که از ملاحظات سیاسى نیز بى بهره نبودهاند کهتحلیل هریک از آنها مجال خاص خود را مىطلبد.
2-ملى گرایان
دومین مجموعه مهم از مخالفین رژیم پهلوى که بیشتر مخالف استبداد سلطنتى (نه خود سلطنت)بودند، ملىگرایان هستند. مقصود ما از ملىگرایان، آن دسته از باقىماندگان از نهضت ملى شدن صنعت نفت ازجبهه ملى و جداشدگان از آنان یعنى نهضت آزادى و هواداران و پیروان آنان مىباشند که البته سایر طیفهاىملىگرایان را نیز دربر مىگیرد.
این دسته از نویسندگان با اعتقاد به رهبرى دکتر محمد مصدق در جریان نهضت ملى شدن صنعت نفت،تقریبا هیچ شریک دیگرى را براى وى بر نمىتابند و همگان را در ظل دکتر مصدق ارزیابى مىکنند و دردیدگاه آنان بزرگترین قهرمان مبارزه با استبداد و استعمار خارجى مرحوم دکتر مصدق است.
تا اینجا که امر اثباتى است تا حدودى مسئله عادى است اما دعوى اصحاب تاریخ بر سر امر عدمى و نفىآن است. چرا که این نویسندگان نه تنها مخالفان مصدق را در جریان نهضت ملى شدن شریک نمىدانند بلکهبه خاطر مخالفتهائى در بعضى شرایط آنان را شریک کودتا هم مىشمارند. تاکید بسیار بر مخالفتهاى آیتا...کاشانى، نادیده انگاشتن نقش فدائیان اسلام، بزرگ کردن قضیه مجروح شدن دکتر فاطمى، تلاش فراوان براىانکار نقش فدائیان اسلام در ترور رزمآراء اصرار بسیار در جعلى نشان دادن اسنادى که موجب تبیین نقشواقعى دکتر مصدق مىشود، از این دست مىباشند با وقوع و پیروزى انقلاب اسلامى که افتخارآمیز بودن همهگروهها را اغوا مىکرد هم جبهه ملى و هم نهضت آزادى انقلاب اسلامى را دنباله و تتمه نهضت ملى شدنصنعت نفت و نهضت مقاومت ملى ارزیابى کرد که با اعتراض شدید امام خمینى مواجه شد. اما آنچه به عنوانآثار مهم تاریخى نگاشته شده بیشتر درباره فعالیت فروعات نهضت آزادى و جبهه ملى پرداختهاند. به عنواننمونه تاریخ 25 ساله ایران سرهنگ غلامرضا نجاتى بیش از آن که تاریخ 25 ساله ایران باشد تاریخ بیست پنجساله جبهه ملى و نهضت آزادى است و حوادث مربوط به سالهاى انقلاب اسلامى بیشتر به تبیین مواضعاین گروهها اختصاص دارد تا حوادث انقلاب اسلامى.
مطالعه آثار چهرههائى چون دکتر غلامحسن صدیقى، کریم سنجابى، مهندس مهدى بازرگان، ابراهیمیزدى... همگى حکایت از تاکید بیشازپیش برنقش سران جبهه ملى و نهضت آزادى در سقوط شاه دارد حالآن که به اقرار همه آنها آنان معتقد به براندازى نظام سلطنت نبودهاند و در برابر ابراهیم حضرت امامخمینىتسلیم نظرات ایشان شدهاند، با این وجود وقتى تاریخ مکتوب اصحاب جبهه ملى و نهضت آزادى مورد مطالعهقرار مىگیرد از همان درد یکسویهنگرى و خود بزرگبینى شدیدا رنج مىبرد.
3-چپگرایان
مقصود ما از چپگرایان، نویسندگان مارکسیست اعم از منسوب به حزب توده و گرایشات مشابه آنانمىباشند. خاطرات کیانورى، اسکندرى و تاریخ سى ساله ایران از بیژن جزئى از این دستهاند. (15)
هرچند غالب آثار این نویسندگان پرداختن به تاریخ و عملکرد حزب توده و یا گروههاى چپ دیگر استولى در بیان مظالم رژیم پهلوى و بىرحمىهاى دستگاههاى امنیتى شاه و ساواک منابع قابل توجهىمىباشند. این نوشتهها که اخیرا به صورت خاطرات متعدد انتشار یافتهاند غالبا درگیر مسائل درون گروهى وبیان علل اختلافات دوباند اصلى حزب توده یعنى جناح کانبخش کیانورى از یک سو و ایرج اسکندرى از سوىدیگر مىباشند. از آنجا که این نویسندگان و خاطرهگویان، دیدگاه چپگرایانه شدیدى دارند از دریافتباورهاىعمومى و مذهبى مردم ایران عاجز بودهاند.
معذالک آثار این دسته از نویسندگان نگاهى ویژه از منظر چپگرایانى است که سالها براى رسیدن بهمدینه فاضلهاى از نوع شوروى درد و رنج و مرارت و تبعید را به جان خریدند اما در آخر هرآنچه که بدان دلبسته بودند جز سراب چیز دیگرى براى آنان به ارمغان نیاورد.
روال تدوین تاریخ انقلاب اسلامى، روالى است که با گرایشها و نگرشهاى متفاوت و داراى خواستگاههاىگوناگون تدوین شده است و هرچند ما به علت ضیق فرصت نتوانستیم همه گروههاى موردنظر را در این مقالهذکر نمائیم و آن را به فرصتى دیگر وا مىگذاریم.
چه محققان و چه دانشجویان باید نسبتبه این نکته اساسى توجه داشته باشند که خاطرات تحقیق، ارائهتنظیم اسناد، انجام مصاحبه، هرکدام داراى سمت و سوى خاص خود است و هیچکدام از آثار تاریخ انقلاباسلامى را نباید اثرى مطلق و کامل دانست. چراکه هرکدام از این آثار خود گویاى بخش قابل توجهى از تاریخمعاصر و انقلاب اسلامى است. و نادیده گرفتن هرکدام، در واقع نادیده گرفتن بخشى از تاریخ این مرز و بوم است. ضمن آن که ضرورت نادیده نگرفتن لزوما به معناى ارزشى بودن و یا محق بودن آن دیدگاههانیست.

پىنوشتها:
1 - پهلوى. محمدرضا. پاسخ به تاریخ، ترجمه حسن ابوترابیان، ناشر. مترجم. تهران 1371.
2 - مجیدى عبدالمجید - مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد 1377.
3 - بختیار، شاپور - مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد 1375.
4 - امینى على - مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد 1374.
5 - کلالى امیرتیمور - مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد 1376.
6 - تفضلى جهانگیر - خاطرات. به کوشش یعقوب توکلى. دفتر ادبیات انقلاب اسلامى، تهران 1375.
7 - هویدا فریدون - سقوط شاه، ترجمه ج.ا.مهران، انتشارات اطلاعات تهران 1371.
8 - سولیوان ویلیام - ماموریت در ایران ترجمه محمود شرقى. انتشارات هفته تهران 1361.
9 - جردن. هامیلتون - بحران ترجمه محمود مشرقى. انتشارات هفته تهران 1362.
10 - ترنر - استانسفیلد. پنهانکارى و دمکراسى، ترجمه حسین ابوترابیان، انتشارات اطلاعات تهران 1366.
11 - اسناد لانه جاسوسى امریکا. مجلات متعدد. دانشجویان مسلمان پیرو خط امام تهران. 1366.
12 - فردوست. ارتشبد حسین - ظهور و سقوط سلطنت پهلوى، انتشارات اطلاعات تهران 1371.
13 - انصارى احمدعلى مسعود - پس از سقوط، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سیاسى تهران 1372.
14 - صمیمى مینو - پشت پرده تختطاووس ترجمه حسین ابوترابیان، انتشارات اطلاعات تهران 1368.
15 - جزنى بیژن - تاریخ سى ساله، بىجا بىتا بىنا
سپهر ایرانی: انقلاب اسلامی در طول عمر 33 ساله اش افت و خیز های زیادی رو پشت سر گذاشته که اگر هوشیاری و ذکاوت رهبران و مردم نبود امید چندانی برای عبور سالم از این بزنگاه ها نبود با شروع دهه فجر در این سلسله گزارش ها که در واحد مرکزی خبر تولید شده به بررسی این افت و خیز ها می پردازند.
قسمت اول:
دانلود با فرمت wmv با حجم 9.15MB (کیفیت خوب)
دانلود با فرمت 3GP با حجم 3.16MB (کیفیت پایین)
قسمت دوم:
دانلود با فرمت wmv با حجم 11.15MB (کیفیت خوب)
دانلود با فرمت 3GP با حجم 3.96MB (کیفیت پایین)
قسمت سوم:
دانلود با فرمت wmv با حجم 11.15MB (کیفیت خوب)
دانلود با فرمت 3GP با حجم 5.36MB (کیفیت پایین)
قسمت چهارم:
دانلود با فرمت wmv با حجم 17.6MB (کیفیت خوب)
دانلود با فرمت 3GP با حجم 8 MB (کیفیت پایین)
قسمت پنجم:
دانلود با فرمت wmv (کیفیت خوب)
دانلود با فرمت 3GP (کیفیت پایین)
قسمت ششم:
دانلود با فرمت wmv (کیفیت خوب)
دانلود با فرمت 3GP (کیفیت پایین)
قسمت هفتم:
دانلود با فرمت wmv (کیفیت خوب)
دانلود با فرمت 3GP (کیفیت پایین)
قسمت هشتم:
دانلود با فرمت wmv (کیفیت خوب)
دانلود با فرمت 3GP (کیفیت پایین)
سپهر ایرانی: ترجیع بند اکثر شعارهای مردم به جان آمده از ستم و طاغوت، مرگ برشاه بود و می دانستند که تا شاه کفن نشود، این وطن وطن نشود آنان باشعارهای متعددی نفرت از طاغوت را به نمایش می گذاشتند:
مرگ بر این سلطنت پهلوی
توپ، تانک، مسلسل دیگر اثر ندارد *** شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد
ایستادن در صف نفت حالا دیگه حرام است *** لباس گرم بپوش که کار شاه تمام است
مردم! رفتن شاه یه حقه سیاسی است! *** گول نخورید نهضت ما اساسی است
نظام شاهنشاهی نابود باید گردد
زندگی مصرفی معادل بردگی است
نظام شاهنشاهی مظهر هر فسادیست
شاه باید برگردد *** اعدام باید گردد
مرگ بر این سلطنت پر فریب
مردم ما بیدارند، از سلطنت بیزارند
مردم از سویی نفرت و انزجار خود را از استبداد و طاغوت به نمایش میگذاشتند و از سوی دیگر، اهداف متعالی خود را نیز به جهانیان اعلام میکردند، آنان با شعارهایی چون:
الله اکبر
لا اله الا الله
یا حسین!
حسین جان، حسین جان! *** راهت ادامه دارد
نهضت ما حسینیه *** رهبر ما خمینیه
ماهیت دینی و مذهبی قیام خود را متجلی می کردند و حرف دل خود را چنین بیان می کردند:
پرچم، پرچم، پرچم خونین قرآن *** در دست مجاهد مردان
تا خون مظلومان به جوش است *** آوای عاشورا به گوش است
هر کس که عدالت خواه است *** از عدل علی آگاه است
این منطق ثارالله است *** باید به هم یاری نمائیم
فتح اسلام در جهاد است *** فتح مسلمان در اتحاد است

با صراحت و قاطعیت و اطمینان و ایمان کامل می گفتند:
کار شاه تمام است
خمینی امام است
استقلال و آزادی
جمهوری اسلامی
آخرین کلام است
رهبری امام خمینی(س) برجسته ترین نقطه قیام مردم در سال 57 بود. اوکانون توجه عموم مردم و محور حرکت چرخهای انقلاب بود و همه تنها گوش بهفرمان او بودند و در مسیری حرکت می کردند که رهبر محبوبشان ترسیم می کرد. این مسئله در شعارهای پرشور مردم بخوبی نمایان بود که:
الله اکبر *** خمینی رهبر
تا خون در رگ ماست *** خمینی رهبر ماست
نهضت ما حسینیه *** رهبر ما خمینیه
ما همه سرباز توایم خمینی *** گوش به فرمان توایم خمینی
حزب فقط حزب الله *** رهبر فقط روح الله
یا
خمینی آزاده، پیام عالی داده *** که نهضت ما قطعی است
پیروزی ما حتمی است *** اگر نمایی تو استقامت
سکوت بیجا بود خیانت
برو تو ای بیگانه مگو دگر افسانه که رهبر ما باشد خمینی فرزانه بود به مهدی مرید و نایب شود بزودی امیر و غالب
یا می گفتند:
مجاهد بت شکن خمینی قهرمان فرموده است اینچنین به ملتمسلمان بهترین عبادت به نزد خداوند مرگ بر شاه، مرگ بر شاه
هر راهپیمایی نهایتا به درگیری با نیروهای تا بن دندان مسلح رژیم میانجامید و جوانان بسیاری چون لاله پرپر می شدند ولی هر گلی که پرپر می شد،گلی دیگر می شکفت و روزی دیگر و تظاهراتی دیگر در راه بود، مردم پیکرجوانان شهید خود را به دوش می گرفتند و دردمندانه می سرودند:
ای شاه خائن آواره گردی *** خاک وطن را ویرانه کردی *** کشتی جوانانوطن، آه و واویلا کردی هزاران تن کفن ، آه و واویلا *** مرگ بر شاه، مرگبر شاه
ای شهید حق آیم به سویت *** بهشت موعود در پیش رویت
مادر ندیده روی تو، الله اکبر *** پدر نشسته سوگ تو، الله اکبر
مرگ بر شاه، مرگ بر شاه
زنده و جاوید باد یاد شهیدان ما
یا می گفتند:
خون گرفته ایران را قزوین و خراسان را کشتند جوانان را حامیان قرآن را مرگ بر این شاه، مرگ بر این شاه!
با اینکه مزدوران سنگدل رژیم شاه، به امر فرماندهان خود رگبار مسلسل رابی محابا بر روی مردم بی سلاح می گشودند ولی ذره ای ترس از کشته شدن در دلپیر و جوان و زن و مرد نبود. خطاب به رهبر محبوب خود فریاد می زدند:
خمینی عزیزم، بگو تا خون بریزم
از جان خود گذشتیم
با خون خود نوشتیم
یا مرگ یا خمینی
در برابر تفنگ دژخیمان سینه را سپر می کردند و با خشم انقلابی خطاب به آنان فریاد می زدند:
می کشم، می کشم آنکه برادرم کشت
توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثر ندارد *** حکومت نظامی دیگر ثمر ندارد
به مادرم بگویید، دیگر پسر ندارد
اگر به کشتار خلق ادامه دهد این شاه
جنگ مسلحانه به یاری روح الله سلطنت واژگون شاه را سرنگون مرگ بر شاه، مرگ بر شاه
توپ، تانک، مسلسل، دیگر اثر ندارد *** شاه بجز خودکشی راه دگر ندارد
وای اگر خمینی حکم جهادم دهد *** ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد
رهبرا رهبرا! ما را مسلح کنید

سپهر ایرانی: با سلام خدمت شما دوست عزیز، به وبلاگ فجر آزادی خوش آمدید. هدف از ایجاد این صفحه قرار دادن پیامک هایی به مناسبت دهه ی فجر است، ان شاء الله که مورد قبولتان واقع شود. اگر شما هم پیامکی در این زمینه دارید در بخش نظرات وبلاگ یادداشت کنید. با تشکر
آمدی فجرآزادی! که با آمدن تو، امام آمد، امامی که بر سربیدادگران، خروش کلیم داشت و برجان امت، دم مسیح. کلامش بوی وحیداشت و طعم شیرین آوای انبیا.
دهه فجرمبارک
همه برای امام بودند و امام برای همه و امت همراه امام برای خدا.
دهه فجرمبارک
از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران
اندیشه باور شد، در امتداد باران
بر صخرههای همّت جوشیده خون غیرت
بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران
و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد
بر پهندشت باور، خالی است جای یاران
دهه فجرمبارک
فجر است و سپیده حلقه بر در زده است
روز آمده، تاج لاله بر سر زده است
با آمدن امام در کشور ما
خورشید حقیقت زافق سر زده است
دهه فجرمبارک
برخیز که فجر انقلاب است امروز
بیگانه صفت، خانه خراب است امروز
هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد
از لطف خدا نقش بر آب است امروز
دهه فجرمبارک
قلبها، کهکشانی از عشق خمینی میشود و جامی لبریز از شراب طهور پیروزی. دهه فجرمبارک
سلام برتو ای مطلع فجر! ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوشآمدی. دهه فجرمبارک
دهه فجر، خوش آمدی که با مقدمت، عطرآزادی به جای بوی باروت در فضایمیهن اسلامیمان پیچید. قفسها شکسته شد و نفسها از زندان سینههارهایی یافت. دهه فجرمبارک
دهه فجر، خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهرو دیارمانگریخت، برفهای بهمن با حرارت ایمان و اخلاص، آب حیات شد. دهه فجرمبارک
فجرآزادی! خوش آمدی که آمدنت، شرنگ مرگ به کام شاهان ریخت،سلطه را به قبرستان سلطنتسپرد، کنگرههای قصر استکبار را فروریخت. دهه فجرمبارک
این اعجاز بزرگ قرن و این پیروزی بی نظیر و این جمهوری اسلامی محتاج به حفظ و نگهداری است. امام خمینی(ره)
انقلاب اصیل ماجلوه ای از نهضت پر عظمت حضرت رسول ا... (ص ) است. امام خمینی(ره)
خون شهیدان ، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است. امام خمینی(ره)
رمز پیروزی شما ایمان و وحدت کلمه بود. امام خمینی(ره)
پیروزی انقلاب مرهون فداکاریهای دلاورانه ملت ، خصوصاً شهیدان است. امام خمینی(ره)
انقلاب ما متکی به معنویات و خداست. امام خمینی(ره)
این انقلاب با تائیدات غیبی الهی پیروز گردید. امام خمینی(ره)
چشم دنیا به انقلاب ما معطوف است. امام خمینی(ره)
ولایت فقیه برای شما یک هدیه الهی است. امام خمینی(ره)
هرچه انقلاب اسلامی دارد از برکت مجاهدت شهدا و ایثارگران است. امام خمینی(ره)
این نعمت بزرگ الهی ( انقلاب اسلامی ) را ارزان از دست ندهید. امام خمینی(ره)
22 بهمن بهمن در طول زندگی و برای نسلهای آینده باید سرمشق همه قرارگیرد. امام خمینی(ره)
فجر انقلاب ، دمیدن خورشید استقلال و آزادی است. امام خمینی(ره)
نهضت ایران ، نهضتی بود که خدای تبارک و تعالی در آن نقش داشت. امام خمینی(ره)
دهه فجر مقطع رهایی ملت ایران است. مقام معظم رهبری
زنده نگه داشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم حرکت انقلاب است. مقام معظم رهبری
دهه فجر آئینه ای است که خورشید اسلام در آن درخشید و به ما منعکس شد. مقام معظم رهبری
انقلاب اسلامی با اتکاء به قدرت مردم ، آسیب ناپذیر است. مقام معظم رهبری
این انقلاب ، بی نام خمینی (ره ) در هیچ جای جهان شناخته شده نیست. مقام معظم رهبری
وحدت ، کلید موفقیت و رمز پیروزی انقلاب ما بوده است. مقام معظم رهبری
حفظ حیثیت و آبروی انقلاب اسلامی و نظام ، امروز بر همه واجب است. مقام معظم رهبری
خط انقلاب ، خط عظمت اسلام و مسلمین و دفاع از مظلومین و مستضعفین است. مقام معظم رهبری
دهه فجر ، دهه تجدید قوای نیروهای انقلابی و تجدید میثاق ملت با انقلاب است. مقام معظم رهبری
دهه فجر عیدی است که یک تاریخ سر تا پا ظلم و طغیان را قطع کرد. مقام معظم رهبری
دهه فجر مظهر شکوه و عظمت و فداکاری ملت ایران است. مقام معظم رهبری
انقلاب و نهضت امام (ره ) برای حاکمیت اسلام بود. مقام معظم رهبری
پیروزی انقلاب اسلامی در ایران سرآغاز حاکمیت ارزشهای معنوی بوده است. مقام معظم رهبری
وحدت کلمه و حضور خود را در صحنه حفظ کنید و یاد امام و انقلاب را زنده نگه دارید. مقام معظم رهبری
22 بهمن روز تجدید عهد با انقلاب ،امام و اسلام است. مقام معظم رهبری
دهه فجردر تاریخ ایران نقطه ای تعیین کننده و بی مانند به شمارمی رود. مقام معظم رهبری
سالگرد انقلاب آمد پدید
انقلابی چون سپیده پرنوید
فجر رستن، فجر رستن، فجر شوق
فجر بشکفتن چو گل در باغ ذوق
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
در خلال ده شب از بهمن، برون
صدهزاران فجر آمد، گونهگون
مهر روشن بر سیاهی چیره شد
چشم خفاش از فروغش خیره شد
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
فجر رحمت، فجر دولت، فجر نور
فجر آزادی زبند ظلم و زور
مهر، در آغوش ملت، جا گرفت
انقلاب او همه دنیا گرفت
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
گریخت ظالم و برچیده شد بساط ستم
نهال حق و عدالت به بار میآید
بیا که گر رود اهریمن از وطن بیرون
فرشته از طرف کردگار میآید
خوش آمدی به وطن مقدمت گرامیباد
صدای هلهله از هر گذار میآید
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
نشان زتیر ظفر آفرین بهمن داشت
شبی که بارقه صبح را به گردن داشت
ندیده بود کسی این قدر که ما دیدیم
شکوه فصل بهاران که باغ بهمن داشت
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
فجر برچیدن بساط زور و زر
شام استبداد آوردن به سر
انقلابی پر زشیران بیشهاش
نعره الله اکبر ریشهاش
سوره «والفجر» گر خوانی عمیق
راز این ده شب از او یابی دقیق
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
شب رفت و سرود فجر، آهنگین است
از خون شهید، فجر ما رنگین است
این ملت قهرمان و آگاه و رشید
ثابت قدم است و قاطع و سنگین است
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
جانهای جهانیان به لب آمده است
جان در پی حق، داوطلب آمده است
جمهوری اسلامی ما در این قرن
فجری است که در ظلمت شب آمده است
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
انقلابی چون سحر ظلمت شکن
تا به عمق کلبهها پرتوفکن
فجر نورافشانی قرآن و دین
فجر قدرتیابی مستضعفین
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
بیا بیا که شمیم بهار میآید
دل رمیده ما را قرار میآید
سر از افق بدر آورد صبح آزادی
سرود فتح و ظفر زین دیار میآید
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
انقلابی چون شفق سرشارِ خون
گوهر آزادگی را آزمون
فجر عزت، فجر رشد کارها
فجر دیگرگونی معیارها
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
شب طی شد و روز روشن از راه رسید
خورشید امید شرق، از غرب دمید
عیسای زمان، راز زمین، «روح خدا»
در کالبد مرده، دمی تازه دمید
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
انقلابی پیشرو مانند برق
در شکوهش عقل عالم مانده غرق
فجر جمهوری اسلامی کزان
صدهزاران روزِ روشن شد عیان
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
بیا که شد سپری دوره تباهی ها
زمان سروری و اقتدار می آید
گریخت ظالم و برچیده شد بساط ستم
نهال حق و عدالت به بار می آید
بیا که گر رود اهریمن از وطن بیرون
فرشته از طرف کردگار می آید
خوش آمدی به وطن مقدمت گرامی باد
صدای هلهله از هر گذار می آید
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
یاد آن روزی که بهمن گل به بار آورده بود
و آن زمستانی که با خود نوبهار آورده بود
یاد باد آن دل تپیدن های مشتاقان یار
و آن عجب نقشی که آن زیبا نگار آورده بود
منکران گفتند با یک گل نمی گردد بهار
لیک ما دیدیم، یک گل صد بهار آورده بود
در نگاهش جلوه گل بود و با غوغای عشق
در چن هر گوشه ای را صد هزار آورده بود
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
از نهضت قاطعانه روح الله
شد دست ستمگران ز ایران کوتاه
با دست تهی و این همه پیروزی
لا حول و لا قوت الا بالله
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
آن که بر ظلم شب شدی پیروز
در زمین و زمان خمینی بود
سال ها رنج و غربت و سختی
می کشیدی به جان خمینی بود
آن که هم افتخار و عزت داد
بر همه شیعیان خمینی بود
دهه شکوهمند فجر مبارک باد
سپهر ایرانی: با سلام مجدد خدمت شما سروران ارجمند؛ در اینجا روزشمار مختصری از پیروزی انقلاب اسلامی را بیان می کنم.
1 بهمن 1357: بی نظمی و اعتصاب در قسمتهای عمده ای از ارتش
آیات عظام مرعشی نجفی و گلپایگانی پشتیبانی از دولت شاپور بختیار را به شدت تکذیب کردند
2 بهمن 1357: اشغال سرکنسولگری ایران در بمبئی توسط دانشجویان ایرانی به حمایت از امام خمینی (ره)
3 بهمن 1357: تشکیل ارگانهای خود مختار توسط مردم به حمایت از امام خمینی (ره)
تشکیل یک کمیته هماهنگی مرکزی از چهل و پنج وزارتخانه، سازمان و شرکتهای بزرگ جهت ادامه اعتصاب تا تحقق جمهوری اسلامی
دیدار رئیس شورای سلطنت با آیت الله خمینی (ره) و استعفای وی از شورای سلطنت
4 بهمن 1357: بستن فرودگاه مهرآباد به دستور بختیار
اشغال کنسولگری ایران توسط دانشجویان ایرانی در پاریس
رد اظهارات شاپور بختیار توسط حضرت آیت الله شیرازی
5 بهمن 1357: عدم اعتبار اسکناس بانک مرکزی ایران در قطر
به تعویق افتادن سفر حضرت امام (ره) وسخنرانی ایشان در این رابطه
6 بهمن 1357: حرکت مردم بسوی فرودگاه بین المللی مهر آباد
تجمع یکصد هزار نفری در میدان مرکزی شهر و دهها هزار نفر در بهشت زهرا
گلوله باران تظاهرات مردم در شهرهای تبریز، اصفهان، سنندج و مشهد و به شهادت رسیدن دهها نفر
7 بهمن 1357: تحصن روحانیون در دانشگاه تهران در اعتراض به جلوگیری دولت بختیار از ورود امام به ایران
به تاخیر افتادن پرواز هواپیمای حامل حضرت امام به دلیل بسته بودن فرودگاه ایران
تظاهرات در شهرهای تبریز – سنندج – رشت – خلخال – آبادان – پلدختر – بیرجند به خون کشیده شد.
8 بهمن 1357: بیانیه حضرت امام در رابطه با توطئه شاپور
اجتماع دهها هزار تن از مردم در فرودگاه مهرآباد زیر نظارت شدید نیروهای امنیتی
9 بهمن 1357: اشغال سفارت ایران در دانمارک توسط ایران مخالف رژیم در کپنهاگ
گلوله باران مردم در خیابانهای مشرف به دانشگاه تهران و شهید شدن صدها تن از مردم بی دفاع
10 بهمن 1357: خروج بستگان کارکنان دولت آمریکایی از ایران توسط دویست هواپیمای آمریکایی
11 بهمن 1357: هواپیمای حامل حضرت امام خمینی (ره) از پاریس ساعت 33 دقیقه بامداد به پرواز در آمد
خروج اتباع انگلیسی و بلژیک از ایران
12 بهمن 1357: ورود امام خمینی به ایران
15 بهمن 1357: انتخاب دولت موقت انقلاب اسلامی
21 بهمن 1357: شکسته شدن حکومت نظامی به فرمان امام خمینی توسط مردم
22 بهمن 1357: پایان حاکمیت آمریکا و دیگر دولتهای خارجی و انقراض رژیم ستمشاهی و نابودی عوامل و ایادی آنها و سرآغاز دروان حاکمیت نظام جمهوری اسلامی ایران
کیمیای بصیرت: بصیرت در برابر فتنه درسیمای نهج البلاغه
بصیرت چه معنا و مفهومی دارد؟
بهطور کلی بصیرت یعنی داشتن آگاهی همهجانبه و ژرف به امور؛ فریب ظواهر امر را نخوردن و مشاهدهی سرانجام کار پیش از اقدام به آن. این یک تعریف کلی از بصیرت است. وقتی بصیرت در زمینههای مختلف اعمال شود، انسان را در همان مورد راهنمایی و ارشاد میکند؛ همچنانکه امیرالمؤمنین(ع) سرّ موفقیت در همهی زمینهها را داشتن بصیرت میداند.
مقصود امیرالمؤمنین از عبارت "لا یَحْمِلَ هذَا الْعَلَمِ اِلَّا اَهْلُ الْبَصَرِ وَ الْصَّبْرِ" که در جنگ صفین مطرح شده، چیست و خطاب به چه کسانی است؟
عدهای از افراد سپاه امیرالمؤمنین از جنگیدن با مسلمانان اِبا داشتند. برای آنها بسیار سنگین بود که با مسلمانان بجنگند. زیرا مشاهده میکردند که آنها نیز نماز و قرآن میخوانند و دعوت به حق میکنند. لذا امیرالمؤمنین در خطبهی 173 نهجالبلاغه میفرماید: "وَ قَد فُتِحَ بابُ الْحَرْبِ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ اَهْلِ الْقِبْلَه؛ درِب جنگ میان شما و اهل قبلهکسانی که رو به قبله نماز میخوانندیعنی مسلمانها باز شده است. "لا یَحْمِلَ هذَا الْعَلَمِ اِلَّا اَهْلُ الْبَصَرِ وَ الْصَّبْرِ وَالْعِلْمِ بِمَواضِعِ الْحَقِّ؛ این پرچم را تنها کسانی میتوانند بر دوش بگیرند که اهل بینش، پایداری و آگاه به مواضع حق باشند"؛ یعنی اگر کسی به ظاهر مسلمان باشد و ادعای مسلمانی بکند، نماز بخواند، قرآن بخواند و... باعث نمیشود که با او نجنگند.
معیار مسلمانی، حق و حقیقت است و اگر ما با معاویه، طلحه، زبیر یا حتی عایشه که احترام بسیار فراوانی هم در نزد امیرالمؤمنین و سایر مسلمانها داشته است میجنگیم، به خاطر بصیرتی است که نسبت به نیّات و اعمالشان داریم. "اَهْلُ الْبَصَرِ"؛ یعنی کسانی که بینش عمیق نسبت به مسئله دارند و به ظاهر امر توجه نمیکنند. "وَ الْصَّبْرِ"؛ یعنی افرادی که در مقابل فتنهها و مسائل و مشکلاتی که پیش میآید پایداری میورزند. "وَالْعِلْمِ بِمَواضِعِ الْحَقِّ"؛ دانش داشتن، آگاهی به مواضع حقِ. از این جهت خطابِ به افراد سپاه خودش که در جنگیدن با مسلمانها شک داشتند، دستور میدهند که برطبق این معیارها باید با آنها جنگید.
به غیر از موردی که به آن اشاره شد، بحث بصیرت، تا چه اندازه در نهجالبلاغه مطرح است؟
فراوان است. وقتی برای کلمهی بصیرت به معجمالفهرس نهجالبلاغه مراجعه کنیم، میبینیم حضرت میفرماید: "مَنْ اِعْتَبَرَ، اَبْصَرَ وَ مَنْ اَبْصَرَ، فَهِمَ؛ کسی که حوادث تاریخی را مورد توجه قرار بدهد و از آنها آموزش و عبرت بگیرد، دارای بینش میشود و کسی که بینش خود را به کار گیرد، فهمش بالا میرود و حسن و قُبحِ مسائل را درمییابد.
از این جالبتر زمانی است که ایمان را وصف میکند: ایمان بر چهار پایه استوارِ است که یکی از پایههای آن، تَبْصَر است. یعنی همان بصیرت و بینش داشتن. میفرماید: "فَمَنْ تَبْصَرَ فِی الفِتْنَهِ تَبَیَّنَتْ لَهُ الْحِکْمَه؛ کسی که در زیرکیها، هوشمندیها، بینش خود را به کار بَرَد، حکمت برای او روشن میشود و کاملاً به حکمت دست مییابد." و یا در جای دیگر میفرماید: "فَلا تَسْتَعْمِلُوا الْرَّایَ فِیمَا لَایُدْرِکُ قَعْرَهُ الْبَصَرْ؛ یعنی در جایی که بینش ژرفای چیزی را درک نکردید، اظهار نظر نکنید و نظر خود را در آن به کار نبرید؛ زیرا داشتن بینش در این زمینه باید اولویت داشته باشید.
به نظر میرسد که بحث بصیرت رابطهی دوسویهای با فتنه دارد. یعنی بصیرت کارویژهی خود را در زمان فتنهها نشان میدهد. فتنه در نگاه علی(ع) چیست؟
فتنه یکی از مباحث مهمی است که در نهجالبلاغه زیاد به کار رفته است. اگر بخواهیم در مورد معنای لغوی آن صحبت کنیم، باید به کلام امیرالمؤمنین اشاره کنیم. ایشان میفرماید که وقتی آیهی دوم سوره عنکبوت "أحسب الناس أن یترکوا أن یقولوا آمنّا و هُم لایفتنون" نازل شد من از رسول خدا پرسیدم: یا رسولالله این فتنه چیست و به چه معناست؟ فرمود که بهطور مثال مردم رشوه میگیرند و اسم آن را هدیه میگذارند، شراب میخورند و اسم آن را آبجو میگذارند و از این جور مسائل. گفتم که یا رسولالله از نظر اجتماعی بفرمائید که به چه معناست؟ پیامبر گفت: فتنه وقتی است که حقیقت دچار ابهام شده باشد. مثلاً با دشمنانی که من با آنها بر سر تنزیل قرآن جنگیدم، تو بر سر تأویل قرآن میجنگی؛ چون آنها دیگر مسلمان شدهاند و قرآن را قبول دارند اما به نفع خودشان آن را تأویل میکنند؛ این فتنه است. گفتم که یا رسولالله! من زمانیکه با اینها میجنگم، آنها را در زمرهی مرتدین بدانم یا افرادی که دچار فتنه شدهاند؟ فرمود: افرادی هستند که دچار فتنه شدهاند. اینها مرتد نیستند اما دچار فتنه شدند.
در جای دیگر نیز امیرالمؤمنین میفرماید: فتنه، آشوب فکری است. یعنی کسی که از نظر فکری دچار آشفتگی شده و میخواهد جریان امور را به نفع خودش برگرداند. لذا آزمایشی بسیار سخت برای رسیدن به حق است.
حضرت در قسمتهایی از نهجالبلاغه راهکارهایی را برای دفع فتنه بیان میکنند؛ یعنی هم ویژگیهای فضای فتنهآمیز را مطرح میکند و هم راههای برونرفت از آن را. اگر امکان دارد در این مورد توضیح دهید؟
درخطبهی 50 نهجالبلاغه حضرت ابتدا فتنه را تعریف میکنند و بعد راهکارهای بیرون آمدن از آن را هم مشخص میکنند. حضرت میفرماید که آغازِ پیدایش فتنهها، هوا و هوسهایی است که مورد پیروی قرار میگیرد و بدعتهایی است که در احکام گذاشته میشود؛ با کتاب خدا مخالفت میشود و مردم، سرپرستی و سروریِ افراد را به جای ولایت خداوند میپذیرند.
اگر باطل از آمیختگی با حق، خالص میشد، دیگر کسی که دنبال حقیقت است، دچار شک و تردید نمیشد. متأسفانه فتنهانگیزان مشتی باطل را با مشتی حق در هم میآمیزند و این دو را با هم مخلوط میکنند. در اینجاست که فتنه ایجاد میشود. "فَهُنالِکَ یَسْتَوُلِی الْشَیْطانُ عَلَی اَوْلِیِائِهِ؛ در آنجاست که شیطان بر دوستان خودش چیره میشود."، "وَ یَنْجُو اَلَّذِیِنَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللهِ الْحُسْنی؛ و کسانی که از جانب خداوند برایشان سرانجام نیک در نظر گرفته شده، نجات پیدا میکنند." در جای دیگری دوباره میفرماید: کسانی که دچار شبهه و فتنه شدند، تنها راه برونرفتشان حرکت به سوی تقواست.
تقوا چه جایگاهی در نهجالبلاغه دارد و حضرت چه تعریفی از تقوا بیان میکنند؟
اگر یک آمار کمّی بتوانیم از گفتههای امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه به دست بیاوریم، شاید بیش از 70٪ مسائل نهجالبلاغه همراه با تقوا آمده است. در همهی زمینهها امیرالمؤمنین به تقوا توصیه میکند. اگر بخواهیم مفهوم تقوا را از نظر امیرالمؤمنین بیان بکنیم، باید گفت: تقوا آگاهی همهجانبه و عمل صالح با توجه به آگاهی نسبت به هر چیزی است؛ بدین معنا که انسان اول باید آگاهی داشته باشد و بعد تصمیم به عمل کردن یا عمل نکردن بگیرد. امیرالمؤمنین در یک خطبهی مستقل، متقین را وصف میکند.
ایشان تقوا را اینگونه تعریف نمیکنند که مثلاً از وَقَیَ گرفته شده و به معنای حفظ انسان است، بلکه از خلقت انسان آغاز و اشاره میکنند که همهی انسانها را خداوند آفریده و به آنها نعمتهایی داده است. هرکس را در جایگاه مخصوص خودش قرار داده و تواناییهایی را به آنها اعطا کرده. بعد میفرماید: "اَلْمُتَّقُونَ فِیها هُمْ اَهْلُ الْفَضائِل؛ در این جهان، پرواپیشگان هستند که برتریها را به خود اختصاص میدهند." آنوقت سه ویژگی برای متقین بیان میکند؛ "مَنْطِقُهُمُ الصَّوابُ وَ مَلْبَسَهُمُ الْإقْتِصادُ وَ مَشْیِهُمُ التّواضُعْ". بنابراین درستی گفتار، یکی از ویژگیهای افراد پرواپیشه است. "وَ مَلْبَسَهُمُ الْاِقْتِصادُ"؛ دومین نشانهی وجود تقوا، میانهروی در هر کاری است. "وَ مَشْیِهُمُ التّواضُعْ"؛ روش زندگیشان فروتنی در مقابل قدرت پروردگارِ است. بقیهی اوصافی که میکنند در واقع شاید توضیح این 3 اصلِ بزرگ باشد.
از منظر حضرت علی(ع) تقوا دارای چه ابعادی است؟
از منظر ایشان تقوا در تمامی ابعاد و شؤون زندگی دخالت دارد. هیچ کاری بدون تقوا، ارزشی ندارد. چه مسائل فردی، چه اجتماعی، چه سیاسی و چه اقتصادی. در نامهی 25 نهجالبلاغه آمده که وقتی حضرت میخواهند مأمور خراج بفرستند، در ابتدای کار میفرمایند: "اَنْطَلَقْ عَلَی تَقْوَیَ الله"؛ بر پایهی تقوای خداوند به راه بیافت." در تمام وصیتهایی هم که دارند به نوعی سفارش به تقوا میکنند. وقتی که میخواهند آن عهدنامهی مشهور را برای مالکاشتر بنویسند، در آغاز میفرمایند: "اَمَرَهُ بتَقْوَیَ اللهِ وَ ایثارِ طَاعَتِهِ" یعنی مالکاشتر را فرمان میدهند که در همهی کارها و شؤون زندگی و وظایف اجتماعی، پروای خدا داشته باشد و فرمان بردن از خدا را بر فرمان بردن از اشخاص دیگر برگزیند. این ترجیح تقوا در همهی زمینهها از سوی حضرت سفارش میشود و حتی دربارهی بندگان خدا و سرزمینهای ایشان نیز مورد تأکید قرار میگیرد: "اِتَّقُوا اللهَ فِی عِبادِهِ وَ بِلادِهِ"؛ خدای را پروا گیرید دربارهی بندگانش و سرزمینهایش."
تقوای سیاسی در نهجالبلاغه چه معنا و چه ویژگیهایی دارد؟
اگر سیاست را به معنای مدیریت اجتماع بگیریم، کسی که در بطن قدرت قرار دارد و مدیریت جامعه را برعهده گرفته است، طبیعتاً باید تقوای سیاسی را رعایت کند. در این زمینه میتوان به زندگی و سیرهی عملی خود امیرالمؤمنین پرداخت. یک نمونهی بارز آن، داستان شورای پنج نفره است که حضرت شرط سوم عبدالرحمنبنعوف یعنی عمل به سیرهی شیخین را نپذیرفت. امیرالمؤمنین گفت: من به کتاب خدا و سنت رسولالله و اجتهاد خودم عمل میکنم؛ اما عثمان شرط عبدالرحمن را پذیرفت. حضرت میدانست که این یک خدعه و فریب برای رسیدن به قدرت است. او حاضر شد خلافت راکه مدیریت مردمِ بوداز دست بدهد، ولی کوچکترین خدعه و نیرنگی در کارش نباشد.
نمونهی دیگر اینکه وقتی حضرت به خلافت رسید، همهی نصیحتکنندگان و به ظاهر دلسوزان به ایشان میگفتند: برای مدت کوتاهی والیگری معاویه بر شام را بپذیرید؛ بعد اگر خواستید، او را برکنار کنید. حضرت فرمود که اگر من برای یک لحظه هم او را تثبیت کنم، در جنایات گذشتهای که او انجام داده، شریکم. چون نمیخواهم اینطور شود، باید حتماً عزلش کنم. اگر الآن بگویم تو برای مدت کوتاهی باش، ولی قصدم این باشد که او را بعداً عزل کنم، این هم نیرنگ است و هم از تقوای سیاسی به دور است. لذا حاضر نشد کوچکترین سازشی در این زمینه صورت دهد. با طلحه و زبیر و حتی عایشه و دیگر مخالفان هم به همین ترتیب.
از همه مهمتر در جنگ صفین، امیرالمؤمنین دو سپاه را به عنوان پیشقراول فرستاد. یکی به فرماندهی مالک اشتر و دیگری به فرماندهی اشعثبنقیس. این دو قبل از امیرالمؤمنین وارد سرزمین صفین شدند؛ بعد معاویه آمد و دید اینها قسمت خوبِ رودخانهی فرات را گرفتهاند و در مکانی که برای برداشت آب و سیراب کردن اسبها بهتر است، مستقر شدهاند. گفت: اینها عثمان را تشنه کشتند، حتماً میخواهند مرا هم از آب محروم کنند و به این ترتیب بر من پیروز شوند.
معاویه با نیرنگ و خدعه، سپاه امیرالمؤمنین را از آب دور کرد و بر آن منطقه مسلط شد. پس از تسلط هم به سپاه امیرالمؤمنین گفتند: به شما آب نمیدهیم. همانطور که شما عثمان را تشنه کشتید، ما هم شما را تشنه نگه میداریم. شاید یک روز بعد بود که امیرالمؤمنین رسید و ماجرا را شنید. مالک اشتر و اشعثبنقیس را خواست و گفت: "روُّوا سُیُوفَکُم بِالماءِ؛ شمشیرهایتان را با آب سیراب کنید." وقتی به آب دسترسی پیدا کردند، بعضی از یاران حضرت میخواستند مقابله به مثل کنند، اما امیرالمؤمنین مانع آنها شد و فرمود آب متعلق به عموم مردم است. ما ناجوانمردانه نمیجنگیم و به هیچ وجه مانع برداشتن آنها نمیشویم.
به هر حال تقوای سیاسی یعنی مدیر در کار خودش با توجه به مکتبی که به آن اعتقاد دارد، در مسیر صحیح قدم بردارد؛ حالا چه در برخورد با دشمن و چه در برخورد با دوست. اگر آن راه را در پیش بگیرد، دارای تقواست. حضرت هم در عهدنامهای که به مالک اشتر مینویسد و هم در نامه به امام حسن(ع)، تأکید میکند اگر کسی دچار یک گرفتاری اجتماعی شد، تقوا پیشه کند؛ چراکه تقوا باعث برونرفت او از تنگنا میشود و خداوند راههایی را به روی او میگشاید.
ظاهراً مهمترین توصیهی امیرالمؤمنین به کارگزارانشان هم رعایت تقوا بوده...
بله؛ به عثمانبنحُنیف و حتی به خود معاویه در نامههای 30، 32و 28 این مطلب هست. ده نامه در نهجالبلاغه هست که امیرالمؤمنین خطاب به معاویه نوشته است. در آنجا میفرماید: "فَاتَّقِ اللهَ فِیما لَدَیْکَ وَانْظُر فِی حَقِّهِ عَلَیَکَ؛ خدای را پروا گیر دربارهی چیزی که در نزد توستیعنی امانتی که به تو سپرده شدهو حق او را بر خودت در نظر داشته باش"؛ "فَاتَّقِ اللهَ یا مُعاوِیَهُ فِی نَفْسِکَ؛ ای معاویه نسبت به خودت هم تقوای خدا را پیشه کن!"
حضرت به یکی از یاران خود که ظاهراً معقلبنقیس است و بهعنوان فرماندهی نظامی او را به میدان نبرد میفرستد، میفرماید: "اتَّقِ اللهَ الَّذِی لَابُدّ لَکَ مِنْ لِقائِهِ وَ لَامُنْتَهَی لَکَ دُونَهُ وَ لَاتُقاتِلَنَّ اِلَّا مَنْ قَاتَلَکَ؛ خدای را پروا گیر که چارهای نداری جز دیدار با او و نهایت کار تو جز به سوی او جای دیگری نیست و تنها با کسی جنگ کن که با تو میجنگد!" همانطور که گفتم، اگر از نظر آماری هم نگاهی بیاندازیم، بیشترین توصیههای امیرالمؤمنین به همهی افراد، رعایت تقواست.
رابطهی بصیرت و تقوا در نهجالبلاغه را چگونه ارزیابی میکنید؟
بصیرت از تقوا نشأت میگیرد. "فَمَنْ تَبْصَرَ فِی الفِتنَهِ تَبَیّینَتْ لَهُ الْحِکْمَه؛ کسی که در مواقع فتنه بینش داشته باشد، درهای حکمت به روی او باز میشود." در خطبهی چهارم نهجالبلاغه حضرت به اصحاب خودش میفرماید: شما خیانت و نافرمانی کردید اما دینداریتان مانع شد که من دربارهی شما سوءظن داشته باشم. گرچه اینطور نیست که ظاهر شما مرا بفریبد؛ "بَصَّرَنِیکُمْ صِدْقُ النِّیَّهِ؛ نیت صادقم به من بینش داد و تقوایی که داشتم، موجب شد تا شما را بشناسم و فریب شما را نخورم." در واقع تقوا و بصیرت با هم ارتباط مستقیم دارند.
در خطبهی دهم هنگام جنگ با اهل جَمَل میفرماید: "وَ اِنَّ مَعِیَ لَبَصیرَتِی" آنها از راههای ناجوانمردانه وارد شدند و بیتقوایی کردند اما بینش من همراه من است و من فریب نمیخورم. در خطبهی 137 هم به همین اصحاب جمل اشاره میکند: "وَ اِنَّ مَعِیَ لَبَصیرَتِی مَا لَبِسْتُ وَ لَا لُبِسَ عَلَیَّ؛ بصیرت من با من است. نه حق را با باطل در آمیخته که کسی را فریب بدهم و نه فریب کسی باعث شد که من فریب بخورم و کار بر من مشتبه شود و حق و باطل را تمیز ندهم". در واقع حضرت همهی اینها را نتیجهی تقوا میداند.
امیرالمؤمنین برای افزایش سطح بصیرت چه راهکارهای دیگری تجویز میکنند؟
حضرت در مورد بصیرت میفرماید: "مَنْ اِعْتَبَرَ اَبْصَرَ"؛ کسی که از حوادث تاریخی عبرت بگیرد و آموزش ببیند، دارای بصیرت میشود و کسی که بینش خود را به کار بیندازد، حتماً مسائل را میفهمد و دریافت بهتری خواهد داشت. فکر میکنم در خطبهی 87 است که میفرماید: اگر کسی به دنیا به عنوان هدف نگاه کند، کور میشود اما اگر کسی دنیا را وسیله قرار بدهد، بینش پیدا میکند؛ یعنی به همین دنیا بینش پیدا میکند. یعنی انسان برای رسیدن به حق باید دنیا را وسیله قرار دهد.
دنیا یعنی چه؟ یعنی همهی وابستگیهایی که ما داریم؛ وسایل زندگیچه مادی و چه معنویاگر هدف واقع شد، انسان در همان حد میماند و دیگر نمیتواند بینش خود را به کار بندد و کور میشود. ولی اگر کسی دنیا را وسیله قرار دهد، ابزار بسیار مقدسی برای رسیدن به حق میشود. از این جهت انسان دارای بینش میشود. ایشان حتی به محمدابنابیبکر در جنگ با دشمن میفرماید: "وامْضِ عَلَی بَصِیرَتِکِ؛ به راه بیافت و برو به طرف دشمن بر اساس بینش خودت!" در مجموع باید تصریح کنم که از نگاه مولای متقیان بصیرت و بینش بهعنوان ابزار ضروری انسان برای موفقیت و سعادت در هر کاری مدنظر است.
سپهر ایرانی: درحالی که دولت بختیار درباره نحوه جلوگیری از ورود امام خمینی به ایران هنوز مشغول رایزنی بود، امام آماده بازگشت به ایران شدند.
ایشان پیش از اینکه عناصر وابسته به رژیم پهلوی در جهت جلوگیری از ورود ایشان به میهن حرکتی کنند، بااعلامیهای راه توطئه را بستند و اعلام کردند به رغم بسته بودن فرودگاهها و پخش شایعاتی برای جلوگیری از این سفر، ایشان هر زمان بخواهند به ایران مراجعت میکنند.
کمیته استقبال در تهران برنامه مفصلی برای استقبال از ایشان تهیه دید. بازماندگان رژیم پهلوی، بازگشت امام را به مصلحت خود نمیدانستند، درحالی که مساله مراجعت رهبر به سرعت در راس همه خواستهای ملت قرارگرفته و به نخستین درخواست اجتماعات و تظاهرات عظیم مردمی تبدیل شده بود.
مسجد دانشگاه تهران به مرکز ثقل این تقاضا تبدیل شد. تحصن دانشگاهیان و علما در دانشگاه تهران مبارزه را شدیدتر کرد. سرانجام این تحصن و دیگر حوادث روزهای بعد، دولت بختیار را مجبور به تن دادن به درخواست مردم وگشودن فرودگه کرد.
درست در آخرین ساعات روز 9 بهمن ماه سال 1357 ناگهان بختیار اعلام کرد که فرودگاه برای ورود « آیت الله خمینی » باز است. به گفته بختیار او نمب توانست مانع بازگشت یک تبعه ایرانی به کشورش بشود.
بعلاوه او متوجه شد که اعلام آمادگی امام برای بازگشت به میهن و جلوگیری از ورود ایشان، مردم را بیش از پیش به هیجان آورده و ابعاد ناآرامیها را وسعتی غیر قابل توصیف بخشیده است. روز موعود به سرعت نزدیک میشد و مردم بیصبرانه خود را برای پرشکوه ترین استقبال در سراسر تاریخ معاصر ایران آماده مر کردند.
سرانجام صبح روز 12 بهمن سال 1357 فرا رسید، رهبر انقلاب پس از چهارده سال و چند ماه تبعید با هواپیمای 747 شرکت "ایرفرانس " عازم ایران شدند.
یکصدوپنجاه تن از زبدهترین خبرنگاران خارجی که عمدهترین شبکه خبری دنیا را تشکیل میدادند، همراه امام در "پرواز انقلاب" حضور داشتند.
در فرودگاه پاریس، امام ضمن پیامی به ملت فرانسه، از میهمان نوازی و آزادمنشی مردم و دولت فرانسه. اهالی نوفل لوشاتو، تشکر کردند به چند سوال خبرنگاران پاسخ گفتند:
ایشان در مورد بختیار، مواضع قبلی خود را تکرار کردند وگفتند :« ملاقات را نمی پذیرم مگر آنکه استعفا دهد و کنار رود » در مورد ارتش، ضمن تایید تماسهایی که در تهران با ارتش بوده است گفتند : « اگر مقتضی بدانم، باز تماس حاصل خواهیم کرد. »
امام با 50 نفر از همراهان، به ایران بازگشتند. کمیته استقبال مسئولیت امور انتظامی را بر عهده داشت. چگونگی استقبال مردم از امام خمینی (ره ) در تاریخ معاصر ایران بی سابقه است.
مراسم ورود امام، به طور زنده از صدا وسیما پخش می شد. فرستنده تلوزیون در حال پخش مستقیم مراسم استقبال بود ومیلیونها بیننده مشتاق، شاهد فرود هواپیمای حامل امام (ره) وهمراهان وباز شدن درهای هواپیما بودند.
در همان زمان که لحظه تاریخی ورود امام و خروج ایشان از هواپیما نشان داده شد، ناگهان استودیوهای پخش توسط گارد شاه به اشغال درآمد، برنامه پخش مستقیم قطع و سرود شهنشاهی پخش شد.
پرپیدا بود که رژیم باچنین برخوردی چگونه خشم عمومی ملتی را که سرا پا شور و هیجان بود برخواهد انگیخت.
هواپیمای ایرفرانس حامل امام و همراهان در ساعت 9/30 صبح در فرودگاه مهر آباد به زمین نشست. لحظاتی بعد امام خمینی، پا بر خاک میهن گذاشتند.
ایشان در سخنان کوتاهی پس از تشکر از استقبال کنندگان، با تکرار برنامه سیاسی خود دولت بختیار را غیر قانونی وغاصب اعلام کردند.
جمعیت انبوهی که از همه سوی ایران به استقبال رهبرکبیر انقلاب رفته بودند در طول مسیر حرکت ایشان در دو طرف خیابان ساعتها به انتظار ماندند، تا حتی برای یک لحظه هم که شده از نزدیک چهره رهبر دور از وطن خود را ببینند. همه شهر گلباران و چراغانی بود. شادی و لبخند بر چهره ولبان همه نقش بسته بود.
امام در ابتدا قصد داشتند در دانشگاه تهران که تا آن روز یکی از پایگاههای مهم انقلاب بود چند دقیقهای صحبت کنند، اما فشار جمعیت به حدی بود که این کار غیر ممکن مینمود، لذا بطورمستقیم به "بهشت زهرا" تغییر مسیر دادند و این خود نمایانگر احترام و ارزشی است که امام قلبا به شهیدان راه آزادی داشتند.
مقصد امام در بهشت زهرا مزار شهدای گلگون کفن 17 شهریور بود. در بهشت زهرا امام طی سخنانی بیش از هر چیز بر آزادی واستقلال میهن تکیه کردند وبا تاکید بر حاکمیت ملی نقش مردم در تعیین سرنوشت خود، غیر قانونی بودن مجلس شورای ملی وسنا را مطرح کردند.
ایشان فرمودند: چنانچه حکومت و سلطنت دولتی و فردی، در یک مرحله رای مردم بوده باشد و آن حکومت و دولت مشروعیت قانونی داشته باشد، این امر، حق آن مردم و نسلهای بعدی را از بین نمیبرد که هر زمان آن تصمیم را نادرست دیدند، آن را لغو کنند.
در این سخنرانی تاریخی و مهم، ایشان محورهای اساسی حکومت آینده را ترسیم کردند و فرمودند درباره تعیین دولت به پیشتیبانی از مردم اقدام خواهند کرد.
به این ترتیب روز 12 بهمن سرآغاز دهه فجر، به عنوان یک روز فراموش نشدنی در تاریخ انقلاب ایران ثبت شد ودر خاطر و یاد ملت ایران برای همیشه باقی ماند.
اسلامیت انقلاب
استقرار جمهوری اسلامی فرهنگی بارور و غنی برای این ملت به ارمغان آورد. مدرسه ای باز کرد که در این مدرسه تعلیمات فراوانی از در و دیوارش، از فضایش، از بوی باروت و صدای مسلسل و صفیر گلوله اش، از فریادهایش، از غریو (( الله اکبر )) و (( لا اله الا الله )) اش آموختند و چه خوب آموختند و درس خود را تجربه کردند و به میدان عمل آوردند و چه خوب پیروز شدند.
اگر چنانچه گاهی می خواستیم بعضی مسأل را مطرح کنیم بایستی با محافظه کاری بیان می کردیم; اگر گاهی سخن از آزادی می گفتیم باید در پوششی از هزارگونه راز و کنایه و استعاره بگوییم; اگر می خواستیم با استبداد در افتیم بایستی در پوششی از آیات قرآن و کلمات نهج البلاغه بگوییم و نمی توانستیم صریح وارد میدان شویم. اما سرانجام حرکت اسلامی این سد سکندر را شکست و این بت را به زانو در آورد.
هویت اسلامی انقلاب و توطئه های دشمنان
ما در برابر توطئه هایی که در کمین انقلاب ما نشسته است و راههای انحرافی که در برابر این انقلاب باز کرده اند، متوجه این نکته باشیم که هویت اسلامی انقلاب فراموش نشود.
در یک محیط اسلامی شاید تصور شود که این مسئله نوعی تعصب و ادعاست، ولی ما باید دقیق تر مسئله را تحلیل کنیم و اگر واقعا به این نتیجه رسیدیم روی این کلمه بایستیم. چون اگر ما این مسئله را به سادگی از دست بدهیم ممکن است کسانی که در کمین راه نشسته اند، به تدریج بتوانند در هویت اسلامی انقلاب ایجاد تردید کنند و راه را برای هرگونه رخنه ضد اسلامی هموار سازند. یعنی اگر چنانچه کسانی توانستند در اسلامی بودن انقلاب تردید ایجاد کنند، در اسلامی بودن جمهوری ما هم ممکن است تردید به وجود آورند; در اسلامی بودن قانون اساسی هم ممکن است رخنه کنند و جای پا بسازند; در اسلامی کردن شعارها، ادارات، مظاهر زندگی، مظاهر اجتماعی ما هم ممکن است رخنه و و نفوذ کنند. وقتی به زعم آنها قرار شد انقلاب هویت اسلامی خود را از دست بدهد، ثمرات انقلاب هم به طور خاص به زعم آنها لازم نیست اسلامی باشد. چون از ثمرات انقلاب، خود انقلاب با تمام هویتش باید استفاده کند.
الان هنوز آن تب و تاب مبارزه و انقلاب چندان فروکش نکرده است و شاید هنوز آن شور انقلاب، سخن اسلامی گفتن ما، طرح خواسته های اسلامی، هویت اسلامی قانون اساسی ما و جمهوری آینده ما نمی تواند شدیدا مورد انتقاد واقع شود.
چه بسا یک روزی مجال پیدا کنند که این تردید را قویتر کرده و صف آرایی نمایند و اعتراض کنند که مگر تمام کسانی که در راه پیماییها شرکت کردند علاقه به اسلام داشتند ؟ یا مثلا از نظر ظاهر بگویند مگر زنهای بی حجاب در بعضی اجتماعات و تظاهرات شرکت نکرده بودند ؟ می گویند مگر کسانی که احیانا معتقد به یکی از ایسمهای غیر اسلامی بودند، مثل برخی مارکسیستها و یا کسانی که در برابر اسلام بی تفاوت بودند، در اجتماعات و تظاهرات و برخوردهای شما شرکت نکردند ؟ مگر در بین کشته ها، هم در گذشته و هم در شور نهضت، کسانی نبودند که اعتقاد به ایدئولوژی اسلامی نداشتند ؟ بنابر این چرا می خواهید این انقلاب را صرفا اسلامی تلقی کنید ؟ حتی می گویند مگر اقلیتهای مذهبی در اجتماعات و راه پیماییهای شما شرکت نکردند؟ مگر یک ارمنی در میان شهدا و کشته های شما نبود ؟ما نمی خواهیم سهم مسلمانها و اسلامیها را منکر شویم، آنها سهم داشتند، اما چرا می خواهید انقلاب را در انحصار اسلام در آورید ؟ این بیانی است که رفته رفته در مقالات، در تفاسیر سیاسی، در تظاهرات و اجتماعاتی که ترتیب می دهند، در کتابهایی که می خواهند بنویسند، در قطعنامه هایی که صادر می کنند، مرتب به این مسئله پر و بال می دهند.
بررسی انقلاب از نظر کمیت
تعداد افراد شرکت کننده در راهپیماییها در سراسر ایران، مثلا در روز عاشورا یا اربعین، حدود ده میلیون یا دوازده میلیون یا شانزده میلیون و یا بیشتر بود ; (3)اگر از این سیل عظیم مردم از اصناف، کارگران، کشاورزان، زنان، مردان، جوانان و بچه ها که به راه افتادند یک آمار می گرفتیم که: (( شما اسلام و مسلمانی را دوست دارید یامکتب دیگری را ؟ زیر سایه اسلام راه افتادید یا تحت عنوان دیگری ؟ ))، شما فکر می کنید در این سیل عظیم چند نفر روشنفکر حرفه ای یا خوباخته شرقی و غربی پیدا می شد که بگوید اسلام را نمی پسندم و طرفدار یک ایسم دیگر هستم ؟ ممکن است دو هزار نفر، پنج هزار نفر، اگر خیلی دست بالا بگیریم بیست یا سی هزار نفر پیدا شوند که طرفدار ایسمهای دیگر باشند; خود را نویسنده، هنرمند و وابسته به این و آن بدانند.
بر فرض، این سی هزار نفر را پیدا کردید، اما شانزده میلیون جمعیت بوده است، این تعداد چه درصدی از جمعیت را تشکیل می دهد ؟ ممکن است عده ای کلیمی هم در یک شرایطی که میلیونها نفر راهپیمایی می کنند، راه بیفتند; ما آنها را طرد نمی کنیم، بیایند و همبستگی خود را اعلام کنند; اما حرکت چند هزار نفر از اقلیتهای مذهبی در مجموع انقلاب چقدر نقش داشته است ؟ آیا می توانند ادعا کنند که ما راه پیمایی کردیم و ما هم که مسلمان نیستیم، پس اسم اسلامی را از انقلاب برداریم ؟ !
بررسی انقلاب از نظر کیفیت
دوم، بررسی روح این انقلاب و جنبه به اصطلاح کیفی آن است. آن چیزی که این مردم را به راه انداخت و آن تکیه گاه چه بود ؟ مگر نه اینکه محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر بود ؟ مگرنه این ماه رمضانی است که بایستی یکپارچه آتش و مبارزه و خون باشد ؟ مگرنه اینکه از درون مساجد فریادها شعله ور شد ؟ مگرنه اینکه بر پشت بامها فریاد (( الله اکبر )) و غریو (( لا اله الا الله )) با صفیر گلوله در هم میآمیخت ؟ مگرنه اینکه اربعین امام حسین (علیه السلام) تجلیگاه همبستگی مردم بود ؟ مگرنه اینکه اولین تجربه راه پیمایی در روز عید فطر و بعد از نماز عید فطر انجام شد ؟ مگرنه اینکه تاسوعا و عاشورا تجلیگاه حرکت مردم بود ؟ اینها همه روزها و مناسبتهای دینی است. واقعا حماقت است که بگویند چیز دیگری بوده است. کجا بودند ایسمها و مکاتب دیگر ؟ کجا بودند طرفداران اجرای قانون اساسی قبل ؟ کجا بودند مدعیان دروغگوی طرفداری اجرای قانون اساسی قبل ؟ کجا بودند مدعیان دروغگوی طرفداری از رنجبران و زحمتکشان ؟ ما از این دیدگاه که در محیط اسلامی هستیم و مردم ما مسلمان هستند مسئله را بررسی نمی کنیم بلکه در اجتماعات و تظاهرات مردم وارد می شویم. چه چیزی به این نهضت جان می داد که فردی جلوی گلوله می رفت و از اینکه تیر به قلبش بنشیند لذت می برد ؟ او خود را در آغوش فرشتگان و خودش را شهید و زنده همیشه باقی جاوید می یافت.واقعا اگر این روح اسلامی در این نهضت نمی بود شما را به خدا آیا یک هزارم این حرکت و موجب و شتاب در این انقلاب وجود می داشت ؟
بررسی انقلاب از نظر رهبری
و اما سوم، مسئله رهبری است. کدام رهبر و برخاسته از کدام ایسم و از کدام قشر اجتماعی می توانست محرک این انقلاب باشد و اینچنین هوشیارانه وآگاهانه موج بیافریند و مردم را به حرکت درآورد ؟ احزاب به اصطلاح ملی و احزاب چپ و راست هم بودند و رهبرانی از گوشه و کنار سر درآوردند و شروع به مقاله نوشتن کردند و سرو صدا به راه انداختند و گوشه و کنار به راه افتادند. کدامیک از این رهبران گروهها بودند که بتوانند حتی یک صدم از آن تظاهرات، از آن اجتماعات، از آن فریادها و از آن شورها را به وجود آورند ؟ و اگر این رهبری آگاهانه با این ضربه های گیج کننده ای که پشت سرهم به دشمن بموقع وارد می کرد نمی بود، آیا این انقلاب به وجود میآمد و پیروز می شد ؟ این تصمیم گیریهای بموقع رهبری عجیب بود. کم و بیش رهبران مختلف اجتماعی وحتی رهبران هوشیار مذهبی و انقلابیون مذهبی در داخل بودند، همه می گفتند الان موقع فلان تصمیم نیست; چرا آقا الان می خواهد دولت اعلام کند ؟ چرا وقتی حکومت نظامی ساعت 4/5 اعلام شده است آقا می فرماید اعتنا نکنید و بیرون بروید ؟ مرتب می گفتند خطرناک است، نمی شود، باید قدری صبر کرد. واقعا رهبران هر نوع گرایش سیاسی و اجتماعی، همه صدها قدم عقب بوند، دیدیم که امام پشت سر هم ضربه وارد کردند. خیلی جالب بود که ایشان بعد از هر ضربه می فرمود دشمن گیج شده، بگذارید یک ضربه دیگر بزنیم، باید این ضربه را هم زد. در حالی که همه می گفتند خطرناک است.
اگر این رهبری با این هوشیاری نبود که می توانستیم این قدرت طاغوتی را که تجسم کلیه قدرتهای استبدادی جهان بود و همه نیروهای جاسوسی و قدرتهای طاغوتی دنیا را برای تحکیم پایه های زور و استبداد خود بسیج کرده بود بشکنیم؟ مردم بی سلاح اینچنین در برابر این قدرت طاغوتی و شیطانی تاریخ با آن پشتوانه عظیم قدرتها توانستند با این رهبری بپاخیزند و دشمن را از پا درآورند. این رهبری معلوم است که اصلا یکپارچه تجسم رهبری الهی و اسلامی است.
متولی و وارث انقلاب
نیروی محرک درون انقلاب، آن روح و ایمان مذهبی و جو مذهبی بود.
اصلا همه چیز انقلاب، اسلامی بود.اصلا راه انداختن اقلیتها و غیر اسلامیها هم به خاطر موج اسلام بوده است، باز شدن درهای زندان حتی به روی غیر اسلامیها هم به خاطر انقلاب اسلامی بوده است، باز شدن زبان غیراسلامیها هم برای نوشتن یک مقاله یا گفتن یک حرف به خاطر موج حرکت آفرین اسلامی بوده است، سخنرانی و تفسیر سیاسی آن روشنفکر حرفه ای که هیچگاه در طول تاریخ مبارزه گذشته و دوران اختناق از او خبری نبود و اکنون به عنوان یک سیاستمدار و یک محقق و دانشمند و مفسر سیاسی مرتب مقاله می نویسد، این باز شدن زبانش و اینکه به قلمش اجازه می دهند بنویسد به خاطر غریو ((الله اکبر )) هایی بود که گفتند و بت را شکستند.بنابر این، انقلاب اسلامی است، عمیقا هم اسلامی است و لذا بایستی از ثمرات انقلاب هم اسلام استفاده کند.انقلاب متولی و وارثی جز اسلام ندارد. بنابر این باید قانون اساسی ما عمیقا بر اساس هویت و محتوای اسلامی باشد، وزارتخانه ها و همه نهادهای حکومت آینده ما عمیقا و قویا بایستی با محتوای غنی اسلامی باشد، نه اینکه فقط لعابی از اسلام داشته باشد و اسلام آن گوشه بنشیند و بگوید سعی کنید که بی احترامی به اسلام نشود. این شیوه نظام استبدادی و طاغوتی بود.
وقتی مسئله به این صورت است که هر کس انقلاب را راه انداخت در واقع وارث آن انقلاب است، حال در یک انقلابی که عمیقا در عین اسلامی بودن، مردمی و همگانی است، چهار نفر و ده نفر و پانزده نفر نبودند، میلیونها انسان از بطن و بستر جامعه و از زوایای روستاها و از دل کارخانه ها و از درون دانشگاهها و از همه جای این کشور با روح اسلامی بپا خاستند. یک انقلابی با روح اسلامی که متعلق به ملت است وارث آنهم باید ملت مسلمان باشد. در تعبیر جمهوری اسلامی، جمهوری نشانه مردمی بودن و اسلامی هم بیانگر فرهنگ آن است. قسمت اعظم فرهنگ اسلام، آن هویت فکری و جهت گیری است باید سعی شود این اندیشه ها و فکرهای شکوفا شده و بیدار شده ان شإ الله در جهت انقلاب اسلامی هدایت شود.
دانلود سرود شماره یک
دانلود سرود شماره دو
دانلود سرود شماره سه
دانلود سرود شماره چهار
دانلود سرود شماره پنج
دانلود سرود شماره شش
دانلود سرود شماره هفت
دانلود سرود شماره هشت
دانلود سرود شماره نه
دانلود سرود شماره ده
موفق و موید باشید.
ما نیز سعیمان بر این بود که تمام این آثار را جمع آوری کنیم تا به نوعی یاد آور دوران صلابت و شجاعت این مرز و بوم باشیم.
بعضی از سرودها و آهنگ ها 2 یا 3 نوع دارد ، یعنی سرود قبل از انقلاب و بدون موسیقی که بطور مخفیانه ضبط شده و سرود بعد از انقلاب با موسیقی و یا اجرای بعد از انقلاب با کورال ، امید است این سرودها گویای لحظاتی از آن دوران باشد...
|
چون آیی بر بالین من |
||
|
ایران ایرن جدید ( رضا رویگری ) |
||
|
ایران ایران قدیمی ( رضا رویگری ) |
||
|
ملت پناه ارتش ، ارتش برای ملت |
||
|
بهار خجسته باد |
||
|
برخیزید، برخیزید، ای شهیدان راه خدا |
||
|
بوی گل سوسن یاسمن آمد |
||
|
به ناله در خون خفته ( همه به پیش ) |
||
|
خمینی ای امام - بی کلام |
||
|
خمینی ای امام - با کلام |
||
|
خمینی ای امام – کورال |
||
|
معمار حرم |
||
|
22بهمن |
||
|
الله اکبر ، خمینی رهبر |
||
|
آمریکا ننگ به نیرنگ تو |
||
|
دین انسان ساز ( نصر ما الله و ...) |
||
|
خدا یکی ، ایمان یکی |
||
|
شهید |
||
|
من ایرانیم |
||
|
منشین ای برادر |
||
|
خدایا ، خدایا |
||
|
از این انقلاب ایران زنده شد |
||
|
بت شکن |
||
|
از افق دمید – با کلام |
||
|
از افق دمید – بی کلام |
||
|
ارتش ای قهرمان ما |
||
|
پیرو خط امامیم |
||
|
ما جان بر کفیم |
||
|
ایران در راه ظفر |
||
|
آورده ارمغان ها |
سپهر ایرانی: بصیرت در آموزه ها و فرهنگ قرآنی، حالتی است که به انسان توانایی درک درست حقایق و تحلیل واقعیت ها را می دهد. از این رو آیات قرآنی، به مسئله بصیرت از ابعاد مختلف پرداخته است؛ زیرا با بصیرت است که آدمی موقعیت خود را می سنجد و نسبت به آن واکنش مناسب نشان می دهد. در آموزه های قرآنی بر این معنا تأکید شده که انسانی که در دنیا به بصیرت نرسد در هنگام مرگ و کنار رفتن پرده ها، به این بصیرت طبیعی دست می یابد که در آن زمان برای بسیاری، دیر هنگام خواهد بود؛ زیرا در مسیری قرار گرفته اند که دیگر راه بازگشت و تصحیح و اصلاح رفتار نیست.
نویسنده با توجه به اهمیت مسئله بصیرت در زندگی به ویژه زندگی سیاسی و اجتماعی، به سراغ آموزه های وحیانی قرآنی رفته است تا دیدگاه قرآن را در این زمینه تبیین نماید. اینک با هم آن را از نظر می گذرانیم.
مفهوم شناسی بصیرت
بصیرت در لغت به معنای عقیده قلبی، شناخت، یقین، زیرکی و عبرت آمده است. (لسان العرب، ابن منظور، ج۲، ص۴۱۸ ذیل واژه بصر) در اصطلاح، بصیرت عبارت از قوه ای است در قلب شخص که به نور قدسی منور بوده و به وسیله آن حقایق امور و اشیاء را درک می کند، همان گونه که شخص به وسیله چشم، صورت ها و ظواهر چیزها را می بیند. (موسوعه کشاف اصطلاحات الفنون)
برخی از محققان درباره بصیرت گفته اند که بصیرت، شناخت و معرفت و نیز اعتقاد حاصل شده در قلب نسبت به امور دینی و حقایق امور است. (ترتیب العین، ج۱، ص۱۶۶)
این مفهوم در قرآن، با واژگانی چون بصر و مشتقات آن و نیز رأی و برخی دیگر از عبارات و جمله ها بیان شده است. از نظر قرآن، بصیرت، نیاز اساسی بشر است و خداوند برای این که انسان به این حالت دست یابد، همه شرایط و بسترهای لازم را فراهم آورده است. بطوری که همه موجودات و آفریده های جهان را به عنوان مایه بصیرت معرفی می کند؛ زیرا انسان با بررسی و دقت در آفریده های جهان که نشانه ها و آیات الهی هستند، می تواند فراتر از ظاهر و کارکردهای عادی و معمولی آن ها، به حقایقی دست یابد که وی را به مسیر درست زندگی هدایت می کند.
البته از نظر قرآن، برخی از آیات و نشانه ها، ویژگی خاص و برتری دارند و بهتر می توانند آدمی را به سوی حقایق و باطن امور و چیزها سوق دهند. از این دسته از آیات و نشانه های بصیرت زا گاه به معجزه یاد می شود. بر این اساس معجزات الهی در هر شکل و شمایلی، عوامل بصیرت زا و مایه دست یابی انسان به حقایق اموری است که به سادگی امکان شناخت و دست یابی به آن نیست تا برای انسان اطمینان و آرامشی نسبت به آن ایجاد شود.
ارزش و اهمیت بصیرت
از تعاریفی که برای بصیرت بیان شد می توان ارزش و اهمیت بصیرت را نیز در زندگی بشر به دست آورد؛ با این همه می توان به عنوان تأکید و اهتمام بخشی به ارزش و جایگاه بصیرت به اموری اشاره کرد که از آن به آثار بصیرت یاد می شود. با آگاهی از این آثار و کارکردهای بصیرت می توان ارزش و اهمیت آن را نیز بهتر درک کرد. از این رو خداوند در آیاتی به آثار و کارکردهای بصیرت توجه می دهد تا اهمیت و اهتمام بشر به این مسئله را بیفزاید.
خداوند در آیه۱۶ سوره رعد و نیز ۷۲ سوره قصص، بصیرت را عامل دست یابی انسان و راه یابی وی به توحید و قدرت الهی می شمارد؛ زیرا انسان زمانی که به بصیرت دست یافت، درک درستی از همه آفریده های الهی می یابد و از دام تکثرات به وحدت وجود می رسد. با نگاهی به کارکرد دانش های مادی چون شیمی و فیزیک می توان نقش دانش و شناخت های دقیق بصیرت زا را در حوزه عقیده توحیدی و قدرت الهی بهتر فهمید. هنگامی که از دانش فیزیک و شیمی به درستی بهره گرفته شود به آسانی می توان دریافت که همه این تنوع در موجودات مادی جهان و رنگارنگی آن ها، به اصول واحدی باز می گردد. هر چند که عناصر را تا بیش از صدوده عنصر نیز شمرده اند، ولی همین عناصر صدگانه در برابر این همه تنوع جهان موجودات به خوبی نشان می دهد که تکثرات همانند نور واحدی است که بر شبکه های رنگارنگ افتاده است. ترکیب و چینش کربنی، تفاوت هائی را ایجاد می کند که گاه آدمی را به حیرت می افکند. این در حالی است که این همه نقش و نگار که بر عالم است همه از یک چیز تجلی و ظهور یافته است.
در حقیقت، تفکر در آیات الهی و دقت بصیرت زا موجب می شود تا آدمی به این نتیجه برسد که این همه کثرات، جلوه هایی از یک حقیقت بی کرانی به نام خداوند است.
بنابراین رسیدن به توحید ناب و شناخت حقیقت قدرت و توانایی الهی، یکی از مهم ترین آثار و کارکردهای بصیرت است که در این آیات به آن توجه داده شده است.
کارکرد و نقش دیگر بصیرت که در آیات چندی از جمله ۱۳ سوره آل عمران و ۲۴ سوره هود و ۴۴ سوره نور و ۵۸ سوره غافر و ۲سوره حشر به آن اشاره شده، عبرت آموزی انسان است. انسان های سالم و با فطرت و شخصیت متعادل، با نگاهی به رخدادها و دقت در آن ها به امور و حقایقی دست می یابند که مایه پند و عبرت آنان می شود. همان گونه که تاریخ، مایه عبرت است، هر رخداد و واقعه ای در زندگی بشر نیز مایه پند و عبرت است. آدمی با دقت در این امور می تواند دریابد که چه کاری بهتر و در هر موقعیتی چه کاری مفیدتر و سازنده تر است و می تواند او را در مسیر آسایش و آرامش و سعادت دنیوی و اخروی قراردهد.
بسیاری از مردم به سبب عدم پندگیری از رخدادها و وقایع زندگی، همان کار و شیوه را تکرار می کنند و بارها و بارها از یک سوراخ گزیده می شوند و آسیب های جدی می بینند. این در حالی است که اهل بصیرت به سبب عبور از ظواهر رخدادها و دست یابی به کلیات آن، می توانند استنباط جامع و فراگیری داشته باشند و در شرایط و موقعیت های مشابه دیگر، رفتاری درست در پیش گیرند و از آن مشکل به سادگی عبور کنند و خود را در مسیر درست کمالی و بهره گیری از رخداد و فرصت قراردهند.
به سخن دیگر، اهل بصیرت به سبب عبرت گیری و پندآموزی از هر رخداد و حادثه ای، هر تهدیدی را به فرصتی تبدیل می کنند و به جای آن که تهدیدات، عامل بازدارنده در مسیر شخص و جامعه شود، به یک فرصت بی مانند تبدیل می شود که توانایی و ظرفیت های وی و جامعه اش را افزایش می دهد. این گونه است که فتنه ها به آزمون های رشد و بالندگی تبدیل می شود و فرصت های بی مانندی را به شخص بصیر می بخشد.
خداوند در آیه۱۰۴ سوره انعام، حصول منفعت برای نفس آدمی را از نتایج بصیرت و ژرف نگری وی ارزیابی می کند تا این گونه تبیین کند که هر رخداد و آیه ای برای این دسته افراد نه تنها ایمان آفرین است بلکه با روشنگری که ایجاد می کند موجب می شود تا بهترین بهره را از یک چیز حتی فتنه و بلاببرد و منافع خویش را افزایش دهد.
از نظر قرآن، هر رخدادی آیه ای روشنگر است. و لذا از آن به بصایر یعنی مایه های روشنگری یاد می کند. انسانی که اهل بصیرت می باشد، با این روشنایی که از هر رخداد به دست می آورد و باطن و حقایق آن را می یابد، این امکان را برای خود فراهم می آورد تا ازآن چیز بهترین استفاده را داشته باشد.
از دیگر کارکردهایی که قرآن برای بصیرت بیان می کند، انذارپذیری است. به این معنا که انسان دارای بصیرت به هر رخداد و آیه ای به عنوان یک انذار و هشدار الهی می نگرد و از آن درس و عبرت می گیرد. بر این اساس هرگاه با رخدادی مواجه شد اگر در خواب غفلت بود بیدار می شود و اگر بیدار بود هوشیار می گردد و اگر هوشیار بود به بهترین وجه از آن رخداد بهره می برد و منافع خویش را افزایش می دهد و به سوی بالندگی و رشد کشیده می شود.
قرآن در برخی از آیات خود تبیین می کند که هر آیه از آیات قرانی برای اهل بصیرت و مومنان، عامل شادی، رشد و بالندگی و کمال یابی می شود، در حالی که همین آیه قرآنی برای دیگرانی چون مشرکان و کافران، افزایش بی ایمانی و تردید می شود؛ زیرا هر کسی به سبب شاکله وجودی خود نسبت به امور، واکنش نشان می دهد.
انسان مؤمن نسبت به آیات قرآنی دو حالت رشدی می گیرد که افزایش آرامش و ایمان و یا خوف و خشیت نسبت به خداوند است. هر دو حالت برای انسان مومن عامل رشد و بالندگی و تقرب است. این در حالی است که انسان غیرمومن، نسبت به این آیات راه تمسخر و استهزا را در پیش می گیرد و به جای رشد و بالندگی عامل سقوط و هبوط و افزایش گمراهی و ضلالت وی می شود. این گونه است که اهل بصیرت، با هر آیه و رخدادی به بصیرتی برتر و کامل تر می رسند و مایه افزایش روشنایی و روشنگری آنان می شود در حالی که برای اهل کفر و نفاق و ضلال، هر آیه و رخدادی مایه گمراهی و بدبختی آنان می شود. از این رو در نهایت بصر و دیدن معمولی خود را از دست می دهند و هر رخدادی را به گونه ای تحلیل و تبیین می کنند که به کوری و نابینایی آنان از حقایق بلکه واقعیت ها می انجامد. اینان زمانی که در هنگام مرگ و یا قیامت به دنبال کنار رفتن پرده های ضخیم ظواهر، حقایق هر چیز و رخدادی را در می یابند خواهان رجعت می شوند.
در حقیقت رجعت به دنیا پیش از قیامت یا پس از آن، درخواستی است که از سوی کوردلان واقعی مطرح می شود. آنان زمانی به اهمیت و ارزش بصیرت دست یافته اند که فرصت ها از دست رفته است. از این رو خداوند درخواست ایشان برای رجعت به دنیا برای دست یابی به بصیرت را به تمسخر می گیرد؛ زیرا این درخواست بصیرت زمانی بیان می شود که کار از کار گذشته است. (سجده آیه ۱۲)
در مسایل دنیوی نیز کوردلانی از منافقان و مشرکان و کافران، هنگامی که در دام قانون و مجازات می افتند و پرده های ضخیم فریب رسانه ای به کنار می رود و ظواهر، رنگ می بازد و حقایق، آشکار می شود، خواهان بازگشت به میدان زندگی برای دست یابی به بصیرت می شوند، در حالی که این زمان، زمان مجازات است و نمی توان آنان را بی تنبیه و مجازات به جامعه باز گرداند.
به هر حال بصیرت چنان که دیده شده از چنان ارزش و جایگاهی در زندگی بشر برخوردار است که هر کسی می بایست اهتمام و توجه ویژه خود را به آن مبذول داشته و با بهره گیری از ابزارها و عوامل بصیرت زا به سوی دست یابی به آن کشیده شود.
خداوند در آیات ۵۰ سوره انعام و ۲۴ سوره هود و ۱۶ سوره رعد و ۱۹ سوره فاطر از بدیهی بودن برتری بصیرت در زندگی بشر نسبت به کوردلی و نابینایی و توجه به ظواهر به جای حقایق و بواطن سخن گفته است تا انسان ها را به ارزیابی و سنجش وادار نماید. در این آیات بارها و بارها این نکته تکرار می شود که آیا کوری و بینایی یکسان است؟ هر کسی به سادگی می تواند دریابد که بینایی در برابر کوری تا چه اندازه تفاوت فاحشی دارد. بنابراین هر انسانی باید نسبت به کشف حقایق نیز این گونه اهتمام داشته باشد. از این رو پیامبر گرامی(ص) پیروان خویش را به بصیرت و روشن دلی دعوت می کند تا از کوری در سطوح میانی و عالی نیز رهایی یابند.(یوسف آیه ۱۰۸)
ابزارهای بصیرت
برای این که انسان به بصیرت دست یابد لازم است از همه ابزارها و فرصت هائی که خداوند در اختیار او نهاده بهره گیرد. بی گمان برای شناخت هر چیزی خداوند ابزارهای شناختی حسی و غیرحسی قرار داده است. انسان به طور طبیعی با ابزارهای حسی و غیرحسی می تواند به شناخت ها در سطوح مختلف دست یابد. از شناخت ظاهری گرفته تا شناخت ژرفی که برخی از آن به چشم برزخی یاد می کنند، همه و همه با ابزارهای حسی و غیرحسی شروع می شود.
خداوند بارها تاکید کرده که همه ابزارهای رشد و بالندگی انسان برای او فراهم است و انسان فقط باید در این باره تلاش و جهاد کند و از فرصت ها و ابزارها به درستی بهره گیرد تا به همه مقاصد عالی چون متاله شدن و خدایی گونه شدن تا خلافت الهی و تقرب به قاب قوسین او ادنی دست یابد.
چشم و گوش و دیگر حواس ظاهری همان گونه که واقعیت ظاهری و وجودی چیزها و امور را به آدمی می آموزد، مهم ترین منبع شناخت حقایق هستی نیز می باشد؛ زیرا فطرت آدمی تا زمانی که سالم باشد و او شخصیت متعادلی داشته باشد، از طریق همین حواس ظاهری نیز می تواند حقایق را در مراحلی بالاتر به دست آورد. در این میان قلب آدمی نیز به کمک وی می شتابد و ادراک در سطوح مختلف را فراهم می آورد. این گونه است که انسان همه ابزارها و منابع شناختی حقیقت و واقعیت را در اختیار دارد و به سادگی می تواند به بصیرت مورد نیاز خود دست یابد. (اعراف آیه ۱۷۹ و احقاف آیه ۲۶ و جائیه آیه ۲۳)
عوامل بصیرت زا
افزون بر ابزارهای شناختی که در اختیار بشر است، عوامل چندی نیز وجود دارد که می تواند به تحقق بصیرت و روشن دلی و شناخت حقایق از دل رخدادها و فتنه ها و امور عادی جهان کمک کند.
از جمله این عوامل می توان به آیات خداوندی در زمین و آسمان و نیز در درون و بیرون آدمی اشاره کرد. به این معنا که آیات آفاقی و انفسی چنان زیاد است که هر کسی با بهره گیری از یک و یا چند تا از آن ها می توان به بصیرت دست یابد. (ذاریات آیات ۲۰ و ۲۱ و ق آیات ۶ تا ۸) در این میان برخی از آیات الهی نقش جدی تری در ایجاد بصیرت ایفا می کنند که از آن جمله می توان به رویش گیاهان (سجده آیه ۲۷ و ق آیات ۷ و ۸)، گردش شب و روز (نور آیه ۴۴) گسترش زمین و قرار گرفتن کوه های بلند (ق آیات ۷ و ۸) در آیات تکوینی و آموزه های وحیانی الهی در آیات تشریعی و کتب آسمانی اشاره کرد. از این رو خداوند تورات (قصص آیه ۴۳) و نیز قرآن (اعراف آیه ۲۰۳) و جاثیه آیه ۲۰) را مایه بصیرت و باز شدن چشم آدمی و برداشته شدن پرده ها برمی شمارد.
در این میان حفظ و مدیریت نفس برای انسان خیلی مهم و اساسی است؛ زیرا انسان در حالت تعادل به گونه ای است که به آسانی می تواند در مسیر دستیابی به بصیرت قرار گیرد ولی از آن جایی که هواهای نفسانی و وسوسه های شیطانی اجازه اعتدال و تعادل را به انسان نمی دهد، لازم است که انسان از تقوا به عنوان کلید مدیریت نفس استفاده کند تا بصیرت وی تحقق یابد. از این رو خداوند در آیه ۲۱۰ سوره اعراف از تقوا و پرهیزگاری به عنوان یکی از عوامل روشنایی ضمیر و روشندلی بشر یاد می کند.
هیچ کس نمی تواند منکر نقش بینش ها و نگرش ها در زندگی انسان و تغییرات مثبت و منفی درونی و بیرونی وی شود؛ زیرا بینش ها و نگرش ها هستند که آدمی را شخصیت می بخشند و رفتار و کردار او را مدیریت می کنند. لذا خداوند از ایمان (اعراف آیه ۲۰۳) و تفکر و اندیشه، آخرت اندیشی و دنیاگریزی به عنوان زمینه ای برای روشندلی و بصیرت (ص، آیات۴۵ و ۴۶) یاد کرده است.
از دیگر عوامل مهم بصیرت زا می توان به امدادهای غیبی الهی در مواقع حساس چون جهاد (آل عمران آیه ۱۳ و حشر آیه۲) اشاره کرد؛ زیرا دراین مواقع حساس خداوند نشان می دهد که افزون بر قوانین ظاهری، قوانین دیگری است که به عنوان اسباب عالی درجهان و نظام آن موثر می باشد. این گونه است که شخص تنها به اسباب ظاهری و قوانین عادی توجه نمی کند و درمی یابد که درپس هر ظاهری، حقیقتی و فراتر از هر اسباب ظاهری، اسباب باطنی و موثر دیگری نیز وجود دارد.
اصولا از نظر قرآن، رخدادهای حساس تاریخی و فتنه ها، از مهمترین عوامل بصیرت زا می باشند، زیرا دراین حالت است که اشخاص تیزهوش و زیرک درمی یابند که حقیقت ممکن است غیر از آن چیزی باشد که به چشم می آید. از این رو، به تحلیل رخدادها و فتنه ها برای دستیابی به حقایق نهان آن می پردازند.
از نظر قرآن همه معجزات الهی در حکم عوامل بصیرت زا و مایه روشندلی بشر است به این معنا که هدف از معجزات تبیین حقایق به شکل دیگر است. جالب این که برخی از این معجزات خود بلایایی هستند که بر سر بشر می آید و آدمی آن را به عنوان حوادث و رخدادهای طبیعی بشمار می آورد. در معجزاتی که حضرت موسی(ع) آورده است برخی چنان به حوادث طبیعی و رخدادهای عادی زمینی شباهت داشت که موجب فریب بسیاری شد. از جمله این معجزات، افزایش قورباغه بود که برخی آن را رخدادی طبیعی تعبیر کردند درحالی که معجزه ای بود تا آدم را بیدار کند. از این رو خداوند در آیات ۱۰۱ و ۱۰۲ معجزات نه گانه حضرت موسی(ع) را مایه بصیرت می شمارد. درحالی که دراین معجزات برخی موارد وجود داشت که به حوادث و رخدادهای طبیعی شباهت داشت.
به هرحال رخدادهایی چون فتنه ها درحقیقت می تواند از عوامل بصیرت زا باشند به شرط این که آدمی به ظاهر آن بسنده نکند.
خداوند در آیه ۵۹ سوره اسراء اعطای ناقه به صالح را که به صورت معجزه اتفاق افتاد و حیوان از دل کوه بیرون آمد، به عنوان عامل بصیرت معرفی می کند؛ زیرا کسانی که این معجزه را دیدند می توانستند به بینش صحیح درباره خداوند و قدرت او و پیامبری حضرت صالح دست یابند. اما برخی از امور است که همواره نقش بازدارنده را ایفا می کند که از آن جمله می توان به دنیاگرایی (ق آیه۲۲) و غفلت از خداوند و یاد او (اعراف آیه۲۰۱) اشاره کرد. کسانی که ذکر و یاد خداوند متعال را از دل خویش بیرون کرده اند نمی توانند امید داشته باشند که نور بصیرت و روشنایی در دل های آنان روشن شود و آنان را به سوی حقایق و آگاهی از آن بکشاند. باشد با تقویت یاد خداوند و بهره گیری از همه فرصت ها و ابزارهای شناختی صحیح، بصیرتی را در خود ایجاد کنیم که راه حق را از باطل بازشناسیم و مسیر رشد و بالندگی را بیابیم و در آن حرکت کنیم.
منبع: روزنامه کیهان
اول نماز حسین (علیه السلام)
بعد عزای حسین (علیه السلام)
اگر نمازگزار می دانست که هنگام سجده هاله ای از جلالت خدا او را در بر می گیرد
دوست نداشت سر از سجده اش بردارد.
امام علی (ع)/میزان الحکمه

روزنامه الشرق الاوسط چاپ لندن که دارای مواضعی نزدیک به آلسعود در عربستان است در
مطلبی که جمعه منتشر کرد، آورد:«ایران بیشترین استفاده از حضور آمریکاییها در عراق را
داشته و در جریان آن شیعیان در عراق به حکومت دست یافتند اما با رفتن آمریکاییها عراقیها
خوشحال بوده ولی از تسلط ایران بر این کشور نگرانند».


امام علی(ع):
زیاده روی در سرزنش، آتش لجبازی را شعله ور می گرداند.
|
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آیت الله العظمی حضرت آیت الله خامنهای به انتشار گفتاری از آیتالله محمدعلی جاودان مدرس حوزه و استاد اخلاق با عنوان «برای نماز اول وقت نقشه بکشید» اقدام کرد.
|
|
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آیت الله العظمی حضرت آیت الله خامنهای، این پایگاه به انتشار گفتاری از آیتالله محمدعلی جاودان مدرس حوزه و استاد اخلاق اقدام کرد. بنابراین گزارش، تابستان سال 1387 بود که به اتفاق حاجآقای پناهیان به دیدار آیتالله محمدعلی جاودان رفتیم تا با ایشان درباره موضوع معنویت و الزامات آن گفتوگو کنیم. یکی از توصیههای ایشان یا بهتر است بگویم اولین توصیهی ایشان به جوانان، خواندن نماز اول وقت و صحیح بود. سخنان روز گذشته رهبر انقلاب اسلامی درباره توجه به نماز، بهانهی خوبی است تا دوباره سری به صحبتهای این استاد اخلاق بزنیم: دستور اولی که میخواهم برای کسانی که قصد شروع دارند، بگویم- مطلبی است که هزاران بار استادان و بزرگانی نظیر مرحوم آیتالله حقشناس به جوانان توصیه میکردند- نماز اول وقت است. نماز اول وقت بخوانید. اگر توانستید، به جماعت بخوانید و اگر هم نشد، همان اول وقت بخوانید.
شاید جوان بهخصوص در این زمانهایی که شبها کوتاه است و اذان صبح خیلی زود اتفاق میافتد و وقت ادای نماز کم است، شکست بخورد؛ عیبی ندارد. برای فردا شب نقشه بکشد. برای پس فردا شب. برای هزار شب دیگر. باید برنامه بریزیم که نمازمان را اول وقت بخوانیم، اما باید در نظر بگیریم که یکی از نمازهایمان نماز صبح است که خیلی هم اول وقت خواندنش مهم است. * برای نماز اول وقت نقشه بکشید مثلاً ممکن است که دانشجویی وقت نماز ظهر و عصرش در کلاس مشغول باشد. ما نمیگوییم که کلاس را بشکند و بیرون بیاید، اما هر وقت که کلاس تمام شد، بلافاصله برود نمازش را بخواند. دیگر نرود مثلاً یک ناهاری با خیال راحت بخورد و یک ساعتی هم استراحت، نه. نمازمان را میخوانیم. دست کم وضو میگیریم و نماز ظهر را میخوانیم تا از اول وقتش خیلی دیر نشود. بعد هم اگر گرسنه بودیم، ناهار میخوریم و نماز عصرمان را بلافاصله میخوانیم. این نماز اول وقت را برایش بکوشیم. * شیطان از چه کسی هراس دارد؟ اگر روایت این باب را دیده باشیم، میفرماید که شیطان از کسی که نمازش را اول وقت میخواند و بر آن مراقبت میکند، همیشه ترسان است. «لایَزالُ الشّیطانُ زائِلاً مِن بَنی آدم». این نکته را هم به نماز اول وقت اضافه کنیم که نماز صحیح بخوانید. تقلید صحیح؛ یعنی میپرسم و عمل میکنم. چند مسأله در باب وضو باید بخوانم؛ مثلاً به اندازهی دو صفحه رساله، برای غسل باید دو صفحه رساله بخوانم، برای نمازم هفت، هشت صفحه باید بخوانم تا مسائل اصلی را یاد بگیرم. چون جوانم، زودتر یاد میگیرم. بعد هم دو بار، سه بار یا بیشتر پیش معلم میخوانم تا تصحیح شود. من به یک نماز صحیح احتیاج دارم و بعد از آن به یک نماز اول وقت. جوان مادامی که نمازش را صحیح میخواند، نمازش را دقت میکند، مواظبت میکند و اول وقت میخواند، شیطان ترسان است. نه این که جوان از شیطان ترسان باشد؛ شیطان از آن جوان ترسیده است. اگر انسان اینگونه نباشد، آنوقت شیطان طبق روایات، انسان را به جاهایی میبرد که دیگر برگشت ندارد. اگر میخواهید همیشه سالم و محفوظ بمانید، نماز اول وقت بخوانید. نماز اول وقت ایجادکنندهی ترس از خداست. بعضی جوانها دو دقیقه نماز میخوانند؛ نه دو دقیقه و نه نیم ساعت. ما که یک ذره بیشتر کِش میدهیم -که آن هم از روی عادت است و قیمت ندارد- میشود پنج دقیقه. «سبحان ربی العظیم و بحمده» را صحیح بگو؛ یک بار بگو، اما صحیح و با آرامش بدن. صحیح خواندن نماز مثل این است که انسان به دیوار مستحکمی تکیه کرده باشد. این امر را اگر شما بهدست بیاورید، حتی با نیروی خیلی زیاد هم این زمین نمیخورد. شاید تکان بخورد، اما زمین نمیخورد. ممکن است حوادث مهمی هم برایش پیش بیاید، اما آن حوادث با نماز اول وقت و صحیح، او را به زمین نمیزند.
|
الف: سیر اجمالی مواضع امام در مورد اقدامات صهیونیسم
اولین موضع رسمی امام، مقارن با آغاز مبارزات سیاسی وی با رژیم پهلوی در ارتباط با عدم همسویی این رژیم با تحریم نفتی اسرائیل و عدم قطع روابط دیپلماتیک با کشور اسرائیل بود .
امام در مصاحبه ای اینچنین فرموده اند :
“ یکی از جهاتی که ما را در مقابل شاه قرار داده است، کمک او به اسرائیل است … او نفت مسلمین را غصب کرده و به اسرائیل داده است. این خود از عوامل مخالفت من با شاه بوده است .” (1)
از سال 41 شمسی و در پیام مشهور امام، به مناسبت نوروز 42 به کشته شدن مسلمانان و روحانیت به دست دولت، برای حفظ منافع اسرائیل اشاره شده است. پس از آن امام به مناسبت وقایع مختلف در داخل و خارج از ایران این مقوله را به طور جدی طرح کرده اند. از جمله در پیام امام دربارة لایحه انجمن های ایالاتی و ولایتی از سلطه صهیونیست ها بر منافع و تأسیسات ایران، انتقاد شدیدی به عمل آمده است. در همین سال در پاسخ به اصناف شهرستان قم در خصوص مصوبه دولت علم برای روابط اقتصادی با اسرائیل، آن را خطری بزرگ برای اسلام و استقلال کشور دانسته اند. در سال 42 در پاسخ به نامة علمای یزد خطر اسرائیل را بسیار جدی دانسته و همه را به اعتراض علیه اسرائیل و دولت پهلوی فراخوانده اند .
یکی از محکم ترین و تندترین موضع گیر های سیاسی امام در برابر اسرائیل سخنرانی مشهور ایشان در مسجد اعظم، پس از آزادی از زندان بود .
“ ای ملت دین ما اقتضا می کند که با دشمن اسلام موافقت نکنیم، قرآن ما اقتضا می کند که در مقابل صف مسلمین با دشمن اسلام هم پیمان نشویم. ملت ما با هم پیمانی شاه با اسرائیل مخالف است.” (2 )
با کشتار خونین مدرسه فیضیه، امام با سخنرانی تاریخی خود، مبارزه با اسرائیل را هم چنان در محور مبارزات خود قرار دادند . (3)
در پیام ماه محرم سال 1343 شمسی، امام رابطه با اسرائیل را ننگ بزرگ شمرده و خواستار وحدت مسلمین برای مقابله با اسرائیل شدند. (4 )
در 6/6/1347 امام در پاسخ به نامه گروهی از فدائیان و جوانان مبارز فلسطین، ضمن اعلام وجوب و ضرورت مبارزه با اسرائیل، مجوز استفاده از مصرف زکات و سایر صدقات را برای رفع خطر اسرائیل در کمک به مدافعین و مبارزین را صادر کردند. (5 )
صهیونیست ها در 18 اوت 1969، مسجد الاقصی را به آتش کشیدند. امام ضمن محکوم کردن صهیونیست ها، دربارة تجدید بنای مسجدالاقصی اعلام کردند تا زمانی که فلسطین آزاده نشده، مسلمانان آن را تجدید بنا نکنند تا جنایات صهیونیست ها در مقابل چشمان مسلمانان مجسم بماند .
در طول دهة پنجاه شمسی و تا تحولات انقلاب اسلامی، امام همچنان در اعلامیه های مختلف و در پاسخ به نامه های مردم، دانش جویان و علما، با واجب کردن جهاد بر تمام مسلمین برای آزادسازی فلسطین و حمایت از گروه های مبارز فلسطینی، این امر را در اذهان و افکار عمومی مسلمانان زنده نگه داشت .
اوج صهیونیزم ستیزی امام و حمایتشان از مردم فلسطین در تعیین روز قدس با عنوان روز جهانی مبارزه با مستکبرین، ظالمین و صهیونیسم بود. امام در حرکتی ابتکاری و سمبولیک آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را روز قدس نامیدند و در بخش هایی از پیامشان آمده است: “روز قدس یک روز جهانی است. روزی نیست که اختصاص به قدس داشته باشد، روز مقابله مستضعفین با مستکبرین است… تمام ملت ها قیام کنند و این جرثومه فساد را به زباله دان ها بریزند… روزی است که باید همت کنید که قدس را نجات دهیم… روز قدس روز اسلام است، روزی است که باید اسلام را احیا کنیم و قوانین اسلامی باید در ممالک اسلامی اجرا بشوند … روز قدس روز جدایی حق از باطل است.” (6 )
ب: پدیده صهیونیسم
ظهور صهیونیسم در قالب دولت غاصب اسرائیل و تهدید همه جانبه مسلمانان در منطقه موجب تحولات بی شماری در خاورمیانه گردید. از این پدیده و مجموعه رویدادهای آن در ادبیات روابط بین الملل با عنوان “بحران اعراب و اسرائیل” نام برده شده است. در اندیشه امام، صهیونیسم، حرکتی است علیه اسلام و مسلمین. تلاش فکری ایشان این بود که این بحران را از یک مقوله عربی، به مقوله ای اسلامی تغییر بیابد.(7)
شکی نیست که چنین تلاشی ناشی از اندیشه وحدت اسلامی امام بود و منجر به تحقق عملی آن می گردید. از منظر سیاسی و نظامی نیز چنین نگرشی موجب قراردادن یک میلیارد مسلمان به جای صد میلیون عرب در مقابل اسرائیل بود. امام اسلام ستیزی صهیونیزم را بارزترین ویژگی این حرکت، تحت حمایت قدرت های استعماری می دانست . صهیونیزم از دیدگاه ایشان پدیده ای سیاسی، استعماری، غیر مذهبی و جدا از جامعه یهود است. (8)
امام مخالفت خود با اسرائیل و صهیونیزم را از مخالفت با دین یهود و یهودیان جدا دانسته حتی احترام به مذاهب دیگر را گوشزد می کند. (9 )
امام صهیونیزم را مولد و ساخته استعمار و استکباری می داند که تحت حمایت مستمر در آمریکا قرار دارد. ایشان با اشاره به پیوند صهیونیست ها با بزرگ ترین سرمایه ها و سرمایه داران غرب به ویژه آمریکا، خاستگاه و علت پیدایش اسرائیل این چنین بیان می کنند :
“ اسرائیل با تبانی و هم فکری دولت های استعماری غرب و شرق زاییده شد و برای سرکوب و استعمار ملل اسلامی به وجود آمد و امروز از طرف همه استعمارگران حمایت و پشتیبانی می شود. انگلیس و آمریکا با تقویت نظامی و سیاسی و با گذاشتن اسلحه های مرگبار در اختیار اسرائیل آن را به تجاوزات پی درپی علیه اعراب و مسلمین برمی انگیزانند.” (10)
از دیگر ویژگی های صهیونیزم که در آثار و سخنرانی های امام تأکید زیادی بر آن شده، ایدئولوژی از نیل تا فرات است. ایشان، بر این باور بودند با اشغال فلسطین، لبنان، جولان و عقد قراردادهای صلح و سازش، تجاوزات صهیونیست ها، خاتمه نخواهد یافت، بلکه آنها به منظور تحقق اسرائیل بزرگ گام برمی دارند و خطرشان متوجه همه خاورمیانه و سرزمین های اسلامی است. امام ضمن هشدار، به دول عربی منطقه به منظور محو اسرائیل از جغرفیای سیاسی، به تجهیز و قیام علیه اسرائیل توصیه نمودند . (11)
در همین زمینه، ایشان با تذکر بازی های سیاسی آمریکا و اسرائیل در قالب صلح طلبی آن را یافتن فرصت زمانی برای برداشتن قدم بعدی به منظور تحقق مقصد شوم صهیونیسم یعنی حکومت بر بلاد مسلمین از نیل تا فرات دانستند. (12)
این حرکت اسرائیل را همانند حرکت آرام یک افعی خزندة خطرناک، تهدید بزرگ برای تصاحب و غارت منطقه ذکر کرده اند. (13 )
به طور کلی، از دیدگاه امام، صهیونیسم یعنی اسلام ستیزی، مذهب ستیزی، توسعه طلبی، مولود استکبار، جرثومه فساد، ابزار سیاسی برای یغمای سرزمین های زرخیزو منابع سرشار کشورهای اسلامی، که در قالب نقشة شوم از نیل تا فرات به دنبال دست یافتن به دکترین استعماری خویش اند .
ج: نوع و شیوه مقابله با صهیونیسم
در اندیشه امام، برای حل قضیه فلسطین، راه حل سیاسی و دیپلماتیک پذیرفته نیست، دولت ها و گروه های فلسطینی برای احقاق حقوق فلسطینان نباید به چانه زنی دیپلماتیک دست بزنند. تنها با جهاد و مبارزه مسلحانه می توان اسرائیل را از بین برد، اسرائیل چون غده ای سرطانی است که تنها راه درمان آن جراحی عمیق و کندن و قلع نمودن آن است .
ایشان کسانی را که به دنبال اتخاذ روش های سیاسی برای حل مسأله فلسطین هستند ملامت کرده و اظهار می دارند: “من به سران فلسطینی نصیحت می کنم که دست از رفت و آمدهای خودشان برداشته و با اتکا به خداوند متعال و مردم فلسطین و اسلحه خویش تا حد مرگ با اسرائیل بستیزند، چرا که این رفت و آمدها موجب می شود که ملت های مبارز شما دلسرد شوند. شما اطمینان داشته باشید که نه شرق به درد شما می خورد و نه غرب. با ایمان به خدا و تکیه بر سلاح های خویش تا حصول خواسته های مشروع خویش دست از مبارزه برندارید.” (14 )
امام درد اصلی مسلمین را تفرقه می دانند، تا جایی که بیان می کنند که این ضعف موجب زبونی آنها در مقابل اسرائیل شده است در حالی که اگر مسلمانان متحد بودند، اگر هر کدام یک سطل آب می ریخت، اسرائیل را سیل می برد. (15 )
یکی از شیوه هایی که امام برای مهار و مقابله با اسرائیل طرح کردند، ضرورت امتناع از صدور نفت دول نفت خیز اسلامی به اسرائیل و حامیان آنها بود و نسبت به این امر که دولت های ممالک اسلامی باید از نفت و سایر امکانات همچون حربه ای علیه اسرائیل و استعمارگران بهره برداری کنند، تأکید داشت.(16)
شایان توجه به اینکه امام زمانی چنین شیوه ای را طرح کردند که هنوز کشورهای صنعتی، بحث انرژی های جایگزین نفت و تعبیه ذخائر استراتژیک را مطرح نکرده بودند. امام مشکل اصلی مسلمین را که موجب سایر گرفتاری ها و مصائب شده بود، حکومت های سرسپرده به ابرقدرت های می دانستند و معتقد بودند که راه حل آن هم به دست ملت هاست. (17 )
امام در خصوص نقش سازمان های بین المللی اظهار داشته اند: “مسلمانان ننشستند که سازمان های بین المللی برای آنها کاری بکنند، ملت ها خودشان قیام کنند و حکومت ها خودشان را وادار کنند که در مقابل اسرائیل بایستند و اکتفا نکنند به محکوم کردن.” (18 )
امام رمز پیروزی را شهادت دانسته اند و از آن به یک رمز قرآنی که بدون توجه به حیات مادی، دنیایی و حیوانی موجب توفیق و پیشبرد آمال ملت هاست، یاد می کنند و به ملت ها یادآوری می کنند که این رمز را باید بفهمند. (19 )
امام با یاد کردن از انتفاضه فلسطین و حرکت اسلامی و مردمی فلسطین، با عنوان شجره مبارکه و کوکب دریه، این شیوه را کارآمدترین استراتژی برای نابودی صهیونیست ها دانسته، و بر استمرار آن و عدم توقف قیام تأکید داشتند. (20 )
نتیجه گیری
امام هیچ راهی برای مصالحه با صهیونیسم حتی با فرض توبه از اقدامات گذشته باقی نگذاشته ، قیام عمومی ملت ها و دولت های پشتیبان ملت فلسطین با استراتژی وحدت اسلامی، اخوت دینی و همچون ید واحده تحت بیرق اسلام و با تأکید بر هویت ملی و بومی، آنها را مهمترین ضرورت مبارزاتی، برای مبارزه با اسرائیل می دانند. نابودی بی چون و چرای اسرائیل از طریق جهاد مسلحانه و قیام عمومی، به ویژه قیام ملت فلسطین و تمسک به رمز شهادت و یاری گرفتن از خدا و دین را، پایه های این مبارزه می دانستند و بیداری ملت ها و مبارزه آنها با سازش دولت ها در مسأله فلسطین، بهترین پشتوانه برای استمرار مبارزه خواهد بود . انتفاضه در حقیقت نمود و ظهور این اندیشه و استراتژی امام خمینی بوده است .
پینوشتها:
1. صحیفة نور، ج 4، مصاحبه مورخ16/9/1357 .
2. همان، ج 1، ص 77، 25/2/1343
3. همان، ج 1، ص 157 و 154، مورخ 13/3/1343 .
4. همان، ج 1 ، ص 137 .
5. همان، ج 1، ص 134 .
6. همان، ج 10، ص 113 و 119 .
7. همان، ج 17 ، ص 29، 29/6/61 .
8. همان، ج 6. ص 164، 24/2/58 .
9. همان، ج 4، ص 219، 24/10/57.
10. همان، ج 1، ص 186، 22/4/51 .
11. همان، ج 19، ص 7 و 6 .
12. همان، ج 19، ص 7 .
13. همان، ج 18. ص 12 .
14. همان، ج 16، ص 228، 25/4/61.
15. همان، ج 8، ص 235، 25/5/58 .
16. همان، ج 16، ص 197، 24/3/61.
17. همان، ج 12، ص 278، 24/3/59
18. همان، ج 15، ص 262، 25/2/60.
19. همان، ج 5، ص 262 .
20. همان، ج 20، ص 179، 21/11/66.
منبع :
پایگاه اطلاع رسانی فرهنگ ایثار وشهادت

سیدباقر را میشناسی؟ همان کسی که وقتی همه کارها به هم گره میخورد، کافی بود فقط یک دقیقه صحبت کند تا گره باز شود، همان کسی که وقتی بسمالله الرحمن الرحیم را میگفت تا ده دقیقه فقط صدای گریه رزمندهها بلند میشد، همان را میگویم.
گفتند: اسم این عملیات را چه بگذاریم، سیدباقر علمی در معبر گفت: اسم این عملیات را سکوی پرواز بگذاریم، عباس عطاری میگوید: از ایشان سئوال کردم، با اینکه عملیات لو رفته، تکلیف چیست سید؟ گفت تکلیف حکم جلودار است باید همهامان بتازیم، همین عبارتی که میگویم ایشان هم عنوان کرد و بعد گفت: اینجا سکوی پرواز است و این عملیات و یکی دو تا بعد از این عملیات هم بیشتر جمهوری اسلامی ندارد، سعی کنید بروید، این گفته خود سید بود.
زمستان تازه شروع شده بود که پرونده کربلای چهار خیلی زود بسته شد با برادرانی که دو تایی رفتند و یکی برگشتند و یا هیچکدام برنگشتند.
کربلای پنج شروع شد، کربلای پنج اوج کربلاها نام گرفت، مرور لحظههای کربلای چهار آزار دهنده بود.
حاج عباس عطاری میگوید: یک حرف در دلم مانده است، زمانی که رفتیم در گمرک، 300 نفر بودیم، موقعی که تمام شد فردا صبحش گفتند بروید عقب، 80 نفر بودیم، از گمرک که در آمدیم همه سرها را انداختیم پایین، هیچ کسی سرش را بلند نکرد تا خروجی گمرک، میدانید برای چه؟ برای اینکه احمدی و جاوید مهر در آن قایق شکسته مانده بودند دست بلند کردند، هر کاری کردند ما نتوانستیم برایشان کاری بکنیم، همان طور سرمان را انداختیم پایین از گمرک خرمشهر خارج شدیم.
کربلای پنج که شروع شد، فاطمیه بود همراه با سوز و سرمای استخوان سوز بیحد شبهای جنوب، عدهای همان شبها بالهایشان را باز کردند و نور ربالارباب اشراق را درک کردند و دل صیقل زده خود را رو به آسمانها گشودند و خداوند خریدار دل زلالشان شد و چه خریداری بهتر از خدا، کربلای پنج نقطه آخر بود هر کس از کربلاهای گذشته جا مانده بود بارش را بست، شلمچه خلاصه، هویزه و طلائیه، فکه و چزابه بود.
یادداشت از غلامعلی حدادی
شهادت مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد باغملک
بسم رب الشهداء و الصدیقین
عروج ملکوتی خادم الشهداء ، حجت الله رحیمی مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد باغملک که بر اثر سانحه تصادف در خرمشهر به شهادت رسید را تبریک و تسلیت می گوییم
حجت شهیدم
تو با خدا چه گفتی که این چنین مستانه در آغوشت کشید.
به دامن کدامین لاله سرخ سرزمین خونبار شلمچه چنگ زدی که دستان عاشقت را به دستان پاک مولایت پیود داد
چگونه طاقت کنیم روزهایی که پس از تو می آیند و صدای ملکوتیت را در خود ندارند

عکس شهید حجت الله رحیمی ایستاده از سمت راست دومین نفر
تاریخ شهادت ۱۸/۱۲/۱۳۹۰
روحش شاد و با امام و شهدا محشور باشد ان شاالله
خلاصه وصیت نامه امام (ره) در یک خط !
آنچه در پی می آید یکی از خاطرات امام خامنه ای (حفظه الله) از امام خمینی (رحمة الله علیه) است :
بهار سال 1365 ، روزى را که امام (ره) در بستر بیمارى بودند ، فراموش نمىکنم. ایشان دچار ناراحتى قلبى شده بودند و تقریباً ده ، پانزده روزى در بستر بیمارى بودند. در آن زمان من در تهران نبودم. آقاى حاج احمد آقا به من تلفن کردند و گفتند سریعاً به آنجا بیایید ؛ فهمیدم که براى امام (ره) مسأله اى رخ داده است. آناً حرکت کردم و پس از چند ساعت طى مسیر ، خود را به تهران رساندم. اولین نفر از مسؤولان کشور بودم که شاید حدود ده ساعت پس از بروز حادثه ، بالاى سر ایشان حاضر شدم.
روزهاى نگران کننده و سختى را گذراندیم. خدمت امام (ره) رفتم و هنگامى که نزدیک تخت ایشان رسیدم ، منقلب شدم و نتوانستم خودم را نگهدارم و گریه کردم. ایشان تلطف فرمودند و با محبت نگاه کردند. بعد چند جمله گفتند که چون کوتاه بود ، به ذهنم سپردم ؛ بیرون آمدم و آنها را نوشتم.

در آن لحظاتی که امام (ره) ناراحتى قلبى پیدا کرده بودند ، ایشان انتظار و آمادگى براى بروز احتمالى حادثه را داشتند ، بنابراین مهم ترین حرفى که در ذهن ایشان بود ، قاعدتاً مىباید در آن لحظه ى حساس به ما مى گفتند. ایشان فرمودند:
« قوى باشید ، احساس ضعف نکنید ، به خدا متکى باشید ، « اشدّاء على الکفّار رحماء بینهم » باشید ، و اگر با هم بودید ، هیچ کس نمى تواند به شما آسیبى برساند ».
به نظر من ، وصیت سى صفحه ای امام (ره) مى تواند در همین چند جمله خلاصه شود.
***********
منبع : khamenei.ir
امام(ره):آقای خامنهای نعمتی است که خدا به ما داده است
حضرت امام خمینی می فرمودند: (در بین) رئیسجمهورها و سلاطین و امثال اینها، (نمىتوانید) یک نفر را مثل آقاى خامنهاى پیدا بکنید...(او) یک نعمتى (است که) خدا به ما داده (است).

برخی جملات و تعابیر بنیانگذار انقلاب اسلامی نسبت به مقام معظم رهبری تقدیم مخاطبین عزیز میشود...
حضرت امام خمینى(ره):
آقاى خامنهاى، نعمتى است که خدا به ما داده و در بین متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى، چون خورشید، روشنى مىدهند
آواى دعوت او در جهان طنینانداز است
من آقاى خامنهاى را بزرگ کردم.(1) (او کسى است) که آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمین جهان طنینانداز است؛(2) متعهد و مبارز در خط مستقیم اسلام و عالم به دین سیاست.(3)
چون خورشید روشنى مىدهند
اینجانب که از سالهاى قبل از انقلاب با (ایشان) ارتباط نزدیک داشتهام و همان ارتباط بحمدالله تعالى تاکنون باقى است، (ایشان) را یکى از بازوهاى تواناى جمهورى اسلامى مىدانم و شما را چون برادرى که آشنا به مسائل فقهى و متعهد به آن هستید و از مبانى فقهى مربوط به ولایت مطلقه فقیه جدا جانبدارى مىکنید، مىدانم و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى، از جمله افراد نادرى (هستند) که چون خورشید روشنى (مىدهند).(4)
نعمتى است که خدا به ما داده است
شما اگر گمان بکنید که در تمام دنیا، (در بین) رئیسجمهورها و سلاطین و امثال اینها، (مىتوانید) یک نفر را مثل آقاى خامنهاى پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار و بناى قلبىاش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمىکنید. من ایشان را سالهاى طولانى مىشناسم و در آن زمانى که اول نهضت بود، ایشان وارد بود و به اطراف براى رساندن پیامها تشریف مىبردند و بعد از این هم که این انقلاب به اوج خودش رسید، ایشان همه جا حاضر واقعه بود تا آخر و حالا هم هست. (او) یک نعمتى (است که) خدا به ما داده (است).(5)
در پناه خود حفظ فرماید
ما در پیشگاه خداوند متعال و ولى بر حق او حضرت بقیةالله ارواحنا فداه افتخار مىکنیم به سربازانى در جبهه و در پشت جبهه که شبها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالى به سر مىبرند. من به شما خامنهاى عزیز تبریک مىگویم که در جبهههاى نبرد با لباس سربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به این ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالى سلامت شما را براى ادامه خدمت به اسلام و مسلمین خواستارم(6) (و) ان شاء الله تعالى خداوند، امثال جناب عالى را که جز خدمت به اسلام نظرى ندارید، در پناه خود حفظ فرماید.(7)
1- صحیفه نور، ج 15، ص 139
2- صحیفه نور، ج 15، ص 41
3- صحیفه نور، ج 15، ص 179
4- صحیفه نور، ج 15، ص 173
5- صحیفه نور، ج 17، ص 170
6- صحیفه نور، ج 15، ص 41
7- صحیفه نور، ج 20، ص 171

بسم حی الذی لا یموت ...
کلیپ تصویری قرائت بسیار زیبای سوره تکویر توسط قاری نوجوان، جواد فروغی پیشنهاد میکنم دانلود کنید !

دانلود با حجم حدود 7 MB و فرمت FLV و زمان حدود 8 دقیقه : دانـــــلود


دیدار مقام معظم رهبری با ائمه جمعه

مقام معظم رهبری به همراه شهید دکتر مصطفی چمران
مقام معظم رهبری به همراه حاج احمد آقا









عکاس: محمد عبیدی

" از جانب پروردگار [ی] مهربان [ به آنان] سلام گفته می شود."
این ندای روح افزا و نشاط بخش و مملو از مهر و محبت خدا ، چنان روح انسان را در خود غرق می کند و به او لذت ، شادی و معنویت می بخشد ، که با هیچ نعمتی برابر نیست ، آری شنیدن ندای محبوب ، ندایی آمیخته با محبت و آکنده از لطف ، سرتا پای بهشتیان را غرق سرور می کند ، که یک لحظه ی آن بر تمام دنیا و آنچه در آن است برتری دارد.
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده : " در همان حال که بهشتیان غرق در نعمتهای بهشتی هستند نوری بر بالای سرایشان آشکار می شود ؛ نور لطف خداوند که بر آنها پرتو افکنده است.
پس ندایی بر می خیزد که "سلام بر شما ای بهشتیان" ، نظر لطف خداوند چنان بهشتیان را مجذوب می کند که از همه چیز جز او غافل می شوند ، و همه نعمتهای بهشتی را در آن حال به دست فراموشی می سپارند.
" درود بر نوح در میان جهانیان."
چه افتخاری از این برتر و بالاتر که خداوند بر حضرت نوح علیه السلام ، سلام می فرستد ، سلامی که در میان جهان و جهانیان باقی می ماند و تا دامنه قیامت گسترده می شود ، سلام خدا توأم با ثناء جمیل و ذکر خیر بندگانش در قرآن کریم ؛ کمتر سلامی به این گستردگی و وسعت درباره کسی دیده می شود ، به خصوص اینکه لفظ " العالمین" معنی وسیعی دارد که نه تنها همه انسانها ، بلکه عوالم فرشتگان و ملکوتیان را نیز در برمی گیرد.
" درود بر ابراهیم."
در آیات پیش از این آیه ، به چگونگی بشارت دادن فرزندی بردبار و پراستقامت بر حضرت ابراهیم ، و جریان دستور ذبح اسماعیل - فرزند ایشان - و تسلیم بودن هر دوی آنها بر این امر به میان آمده است ک پس از یاد آوری این قضایا ، خداوند می فرماید: سلام بر ابراهیم [ آن بنده مخلص و پاک باد.]
" درود بر موسی و هارون."
درآیات پیش از این آیه ، خداوند ضمن آیاتی ، جریانات حضرت موسی و هارون را نقل می فرماید:
- ما این دو برادر و قوم آنها را از اندوه بزرگ رهایی بخشیدیم . ( صافات/115)
- ما آنها را یاری کردیم تا آنها بر دشمنان نیرومند خود پیروز شدند . ( صافات/116)
- ما به آن دو ، کتاب آشکار دادیم . ( صافات/117)
- ما آن دو را به راه راست هدایت نمودیم . ( صافات/118)
- ما ذکر و یاد خیر آنها را در اقوام بعد باقی وبرقرار ساختیم . ( صافات /119)
و بعد از یادآوری موارد فوق خداوند برآن دو سلام می رساند.
سلامی از ناحیه پرودگار بزرگ و مهربان.
سلامی که رمز سلامت در دین و ایمان در اعتقاد و مکتب، و در خط و مذهب است.
سلامی که بیانگر نجات و امنیت از مجازات و عذاب این جهان و آن جهان است.
" درود بر پیروان الیاس" (1)
خداوند می فرماید: ما نام نیک الیاس را در میان امتهای بعد جاودان کردیم.( صافات /129)
امتهای دیگر ، زحمات این انبیاء بزرگ ( الیاس وسلاله ی او ) را که در پاسداری خط توحید، و آبیاری بذر ایمان منتهای تلاش و کوشش را به عمل آوردند ، هرگز فراموش نخواهند کرد ، و تا دنیا برقرار است یاد و مکتب این بزرگ مردان فداکار زنده و جاویدان است.
تعبیر به " ال یاسین" به حای" الیاس" یا به خاطر این است که ال یاسین لغتی در واژه " الیاس" بوده و هر دو به یک معنی است ، و یا اشاره به الیاس و پیروان او است که به صورت جمعی آمده است.
" ... سلام برشما ، خوش آمدید ، در آن درآیید [ و] جاودانه [ بمانید]
در این آیه ، خداوند می فرماید که بهشتیان وقتی به بهشت می رسند ، در حالی که درهای آن گشوده شده است ، در این هنگام نگهبانان بهشت ، آن ملائک رحمت به آنها می گویند : سلام بر شما ، گوارا باد این نعمتها بر شما ، داخل بهشت شوید و جاودانه بمانید.
" [ آن شب] تا دم صبح ، صلح و سلام است . "
این آیه ، در توصیف شب قدر است . آن شبی است که قرآن درآن نازل شده و عبادت و احیاء آن معادل هزار ماه است ، خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می شود و رحمت خاص الهی شامل بندگان می گردد و فرشتگان و روح در آن شب نازل می گردند.
پی نوشت :
(1) در تفسیر قمی در ذیل آیه اتدعون بعلا آمده که قوم الیاس ( علیه السلام ) بتی داشتند که آن را بعل می نامیدند / (و در کتاب معانی به سند خود از نوح قادح از امام صادق ( علیه السلام ) از پدرش از پدران بزرگوارش از علی ( علیهم السلام ) روایت کرده که درباره آیه سلام علی آل یس فرمود : یس رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) است / و آل یس ما هستیم / مؤلف : و از کتاب عیون از امام رضا ( علیه السلام ) نظیر این حدیث روایت شده / و البته این دو روایت بر این مبنی صحیح است که ما آیه را به صورت آل یس بخوانیم ، همچنان که در قراءت نافع و ابن عامر و یعقوب و زید این طور قراءت شده /
بیعتی دوباره با حضرت آیت الله خامنه ای امام جامعه اسلامی، اول فروردین 91 ،ساعت 15:30، رواق امامخمینی(ره) ، لحظه شماری برای سهشنبه بهاری مشهد

سپهر ایرانی

به ابتکار مقام معظم رهبری (مدظله العالی) از هجده سال پیش یعنی نوروز سال 1373، هر ساله معظمله همراه با پیام نوروزی، شعار و نام مخصوصی را برای آن سال تعیین میکنند. این نامگذاریها از سوی رهبر معظم انقلاب از آن جهت حائز اهمیت است که رهبری در یک نظام اسلامی، وظیفه هدایت جامعه و انسانها به سوی سعادت و کمال را در ابعاد قلبی و ذهنی برعهده دارد.
نامگذاری سالها به عناوین مختلف، حکمت و فلسفههای گوناگونی میتواند داشته باشد. رهبر فرزانه انقلاب، درباره فلسفه نامگذاری سالها فرمودند: «این شعارها نه فقط یک امر نمایشی است، و نه هم اینجوری است که ما خیال کنیم در این سال، این شعار همه مشکلات کشور را حل خواهد کرد؛ نه، این تشریفاتی نیست، نمایشی نیست؛ این خط روشنی را به ما نشان میدهد.»
به نظر شما سال 1391 از سوی مقام معظم رهبری ، با چه عنوانی نامگذاری می گردد؟
لطفا حدس و گمان خود در مورد شعار سال 1391 را به رایانامه(ایمیل)mosabegheh@basijnews.ir ارسال فرمایید.
از بین جواب های رسیده به قید قرعه جوایزی به دوستان گرامی اهدا خواهد شد.


1)سیگار نکشید
آزمایشها ثابت کرده اند کشیدن 1 نخ سیگار پس از صرف غذا از نظر احتمال ابتلا به سرطان معادل کشیدن 10 نخ سیگار در مواقع دیگر است
2)بلا فاصله میوه نخورید
خوردن میوه بلا فاصله پس از صرف غذا باعث پر شدن معده از هوا می شود.
3)چای ننوشید
برگهای چای حاوی مقدار زیادی اسید هستند این امر باعث می شود که پروتئین مواد غذایی مصرف شده سفت وسخت و هضمش دشوار شود
4)کمر بندتان را شل نکنید
شل کردن کمربند باعث پیچ خوردن و مسدود شدن روده می شود
5)دوش نگیرید
دوش گرفتن بعد از مصرف غذا باعث افزایش جریان خون در دست ها و پا ها و سطح بدن میشود و در نتیجه مقدار خون اطراف معده کاهش می یابد.این امر باعث تضعیف سیستم گوارشی می شود
6)قدم نزنید
راه رفتن بلا فاصله بعد از خوردن غذا باعث می شود که سیستم گوارشی قادر به جذب مواد غذایی موجود در غذای مصرف شده نباشد
7)بلا فاصله نخوابید
خوابیدن پس از مصرف غذا باعث می شود که غذای خورده شده به خوبی هضم نشود در نتیجه می تواند به ورم معده و عفونت در روده منجر شود

مالیدن آب پیاز به صورت از ایجاد لکه ها جلوگیری میکند و از مخلوط آب پیاز و عسل می توان به عنوان یک کرم ضد چروک استفاده کرد.
پیاز سرشار از ویتامین c کلسیم منیزیم فسفر پتاسیم سدیم گوگرد و اسید فولیک ومقدار کمی آهن مس و روی است.
پیاز قند خون و کلسترول را پایین می آورد.در کتابهای پزشکان قدیم از پیاز به سبب داشتن الیاف و ویتامین ها و فلزات به عنوان داروخانه ی کامل نامبرده شده است.
پیاز از ابتلا به سکته جلوگیری می کند قلب را فعال می کند و کلسترول را کاهش می دهد.به سبب داشتن آنتی اکسیدان تنش و نگرانی را از بین می برد الیاف غذایی آن دستگاه هاضمه را تقویت می کند.همچنین پیاز به دلیل داشتن گوگرد باعث افزایش رشد موی سر می شود.
| خبرگزاری ها | خبری.1 | مراجع (راحل) | مراجع تقلید | اشخاص |
| دی نا پرتو | زمان تیتریک درشهر | |||
| نهادهای حکومتی | خبری.2 | روزنامه ها | خبرگزاری های خارجی | بانک، بورس و بیمه |
| خبری محلی | سایتهای مفید |
فرهنگی | وبلاگ ها | سایت های مفید |
|
رهبران شیعه |
قلمدونی |
|
||
وقتی کفن امام پاره شد

سپهر ایرانی
گام نیوز

بخش خبری صدا و سیما دهه شصت و خبر تشیع و تدفین امام
حجم : 3،850 مگابایت / فرمت 3gp
کلیپ تصویری
مستقیم / download
شادی روح امام روح الله صلوات
» واکنش امام خمینی (ره) به خبر "شاه رفت" در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» پاسداری که امام(ره) به جای او نگهبانی داد - سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» روایت رهبر انقلاب از بازگشت امام (ره) + صوت در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» از خلوت سحرگاهی آقا با مقتدایش تا نماز میهمانان در زیر باران - سپهر ایرانی :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» لطیفه های مصری !!! - سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» وقتی که امام(ره) به شدت خندیدند در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» خاطره رهبری از بیعت همافران با امام (ره) در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» یک پست، یک خاطره در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» برگی از خاطرات انقلاب در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» زنگ انشاء: کودکان صبر در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» دهه فجر در آموزشگاه ما - سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» وبلاگ خبری فرهنگی و اطلاع رسانی سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» وبلاگ خبری فرهنگی و اطلاع رسانی سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» غدیر در بلندای تاریخ در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» سپهر ایرانی Sepehr Irani سپهر ایرانی Sepehr Irani سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» راه کارهای علوی در مواجهه با فتنه و فتنه گران - سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» از جمل تا جنگ نرم در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» محبوبین و مطرودین در قرآن کریم - سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» آرامش روحی با ذکر کلمه جلاله «الله» در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» سامانه پیامک های مفید در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» بصیرت امام خمینى ره در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» کتاب شناسی انقلاب در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» رویش ها و ریزش ها در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» شعارهای انقلابی مردم در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» پیامک دهه فجر در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» تقویم تاریخ پیروزی انقلاب اسلامی در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» کیمیای بصیرت در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» 12 بهمن؛ ورود امام راحل در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» دانستنی هایی درباره انقلاب اسلامی در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» دانلود سرودهای انقلابی در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» بصیرت در آموزه ها و فرهنگ قرآنی - سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» پدر شهید صانع ژاله در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» تازه ها در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» جاذبه ها د ر سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» یک فرمانده به روایت تصویر در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» ما با ولایت زنده ایم/سپهر ایرانی، دانش آموز جنوبی، امیرحسین مومنی، خلیج فارس :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» اول نماز حسین (علیه السلام) بعد عزای حسین (علیه السلام) سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» کلام مولا در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» تلاش رسانههای وهابیـصهیونیستی برای تفرقه افکنی میان نجف و قم :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» کلام مولا در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» شیعه مظلوم بود، مظلوم است و مظلوم خواهد ماند و همین مظلومیت است... :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» نمونه ای دیگر از جنایت "ال خلیفه" علیه شیعیان بحرین / سپهر ایرانی Sepe :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» وصیت نامه دسته جمعی رزمندگان گیلان غرب سر پل ذهاب....سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» پدیدة صهیونیسم در اندیشه و آثار امام خمینی (ره) - سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» پیشگویی های یک مرتاض سیاسی/رئیس جمهور آینده ایران چه کسی است؟ :: پنجشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩٠
» نمایی از درب خانه ی حضرت زهرا (سلام الله علیها) در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» ما با ولایت زنده ایم / تا زنده ایم رزمنده ایم - سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» این ها قصه نیست، واقعیت هست.... :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» شهادت مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد باغملک... :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» ما با ولایت زنده ایم/سپهر ایرانی، دانش آموز جنوبی، امیرحسین مومنی، خلیج فارس :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» دست نوازش بر سر دُرّ یتیم خلیجفارس در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: جمعه ٢۶ اسفند ۱۳٩٠
» کاریکاتور شاه - جشنواره موج فجر در مسیر انقلاب در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٠
» سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» امام خمینی ره و حاج سید احمد آقا در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» رهبر معظم انقلاب و حاج سید احمد خمینی در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» خلاصه وصیت نامه امام (ره) در یک خط ! در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» امام(ره):آقای خامنهای نعمتی است که خدا به ما داده است :: شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠
» ما با ولایت زنده ایم/سپهر ایرانی، دانش آموز جنوبی، امیرحسین مومنی، خلیج فارس :: جمعه ٢۶ اسفند ۱۳٩٠
» سپهر ایرانی Sepehr Irani :: جمعه ٢۶ اسفند ۱۳٩٠
» کلیپ قرائت بسیار زیبای قرآن :: جمعه ٢۶ اسفند ۱۳٩٠
» امام روح الله و حاج سید احمد خمینی در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: جمعه ٢۶ اسفند ۱۳٩٠
» تصاویر آیت الله سید علی خامنه ای مدظله العالی در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: جمعه ٢۶ اسفند ۱۳٩٠
» آیت الله سید علی خامنه ای مدظله العالی در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: جمعه ٢۶ اسفند ۱۳٩٠
» آیت الله صفایی بوشهری؛ مسوولان هرچه دارند از این مردم است :: جمعه ٢۶ اسفند ۱۳٩٠
» هفت سین قرآن مجید در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: جمعه ٢۶ اسفند ۱۳٩٠
» رهبر معظم انقلاب اول فروردین 1391 رواق امام خمینی ره - مشهد ساعت 15:30 :: جمعه ٢۶ اسفند ۱۳٩٠
» ما با ولایت زنده ایم/سپهر ایرانی، دانش آموز جنوبی، امیرحسین مومنی، خلیج فارس :: جمعه ٢۶ اسفند ۱۳٩٠
» به نظر شما سال 1391 از سوی مقام معظم رهبری ، با چه عنوانی نامگذاری می گردد؟ :: جمعه ٢۶ اسفند ۱۳٩٠
» به نظر شما سال 1391 از سوی مقام معظم رهبری ، با چه عنوانی نامگذاری می گردد؟ :: جمعه ٢۶ اسفند ۱۳٩٠
» بیعتی دوباره با امام جامعه اسلامی،اول فروردین 91 ،ساعت15:30، رواق امامخمینی ره :: جمعه ٢۶ اسفند ۱۳٩٠
» نبایدهای پس از صرف غذا در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: جمعه ٢۶ اسفند ۱۳٩٠
» عکسهای طنز و دیدنی در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: جمعه ٢۶ اسفند ۱۳٩٠
» خواص دارویی پیاز در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: جمعه ٢۶ اسفند ۱۳٩٠
» زمانی که پرچم شهرداری بندر بوشهر واژگون می شود/ عکس :: جمعه ٢۶ اسفند ۱۳٩٠
» لینک سایت ها رهوا در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: جمعه ٢۶ اسفند ۱۳٩٠
» وقتی کفن امام پاره شد :: جمعه ٢۶ اسفند ۱۳٩٠
» دانلود:اعلام خبر تشیع و تدفین امام در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: جمعه ٢۶ اسفند ۱۳٩٠
» دغدغههای حاج احمد آقا در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: پنجشنبه ٢۵ اسفند ۱۳٩٠
» سلام بر مهدی (عج) - سپهر ایرانی :: پنجشنبه ٢۵ اسفند ۱۳٩٠
» ما با ولایت زنده ایم/سپهر ایرانی، دانش آموز جنوبی، امیرحسین مومنی، خلیج فارس :: پنجشنبه ٢۵ اسفند ۱۳٩٠
» ما با ولایت زنده ایم/سپهر ایرانی، دانش آموز جنوبی، امیرحسین مومنی، خلیج فارس :: پنجشنبه ٢۵ اسفند ۱۳٩٠
» سازمان تبلیغات اسلامی - سپهر ایرانی :: پنجشنبه ٢۵ اسفند ۱۳٩٠
» سال 1391 در سپهر ایرانی :: پنجشنبه ٢۵ اسفند ۱۳٩٠
» خلیج همیشه فارس استان بوشهر - سپهر ایرانی :: پنجشنبه ٢۵ اسفند ۱۳٩٠
» استان بوشهر - خلیج فارس :: پنجشنبه ٢۵ اسفند ۱۳٩٠
» همسر دانشمند شهید ایرانی در بوشهر در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: پنجشنبه ٢۵ اسفند ۱۳٩٠
» امامخمینی(ره): ما پیروز میشویم و پرچم را به صاحب پرچم میسپاریم :: پنجشنبه ٢۵ اسفند ۱۳٩٠
» کرامت ناگفته ای از امام خمینی در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: چهارشنبه ٢۴ اسفند ۱۳٩٠
» سفره هفت سین شهداء به قلم حسین سرمشقی در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: سهشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٠
» بوشهر؛ سرزمین نخل و دریا/ نخلستانها منتظر گردشگران- در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: سهشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٠
» شخصیت ممتاز حضرت امام خمینی(ره) در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: سهشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩٠
» ثبت آدرسهای اینترنتی الزامی شد - در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
» نخستین یادواره شهدای مخابرات (فاوا) 8 سال دفاع مقدس سپاه امام صادق (ع) در بوشهر :: دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
» همسر دانشمند شهید ایرانی در بوشهر در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
» خرید 2 کشتی تفریحی در بوشهر / راهاندازی تورهای گردشگری صنعتی :: دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
» رئیس بنیاد ملی نخبگان:دستیابی به آیندهای روشن در گرو پیشقراولی نخبگان است :: دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
» امام جمعه بوشهر خواستار شد؛مدیریت تشیع در خلیج فارس با محوریت استان بوشهر :: دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
» صالحیمرام ؛ هدیه احمدینژاد تا یکشنبه آینده به دست خبرنگاران میرسد :: دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
» کارتون/چهارشنبه سوزی! در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
» کارتون/قطع یارانه مرفهین بی درد! در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
» خرجکردن درآمدهای نفتی برای کارهای روزمره کشور غیرعاقلانه است :: دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
» برگزاری پنجمین دوره آموزشی جامعه ایمانی مشعر در بوشهر :: دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
» کاریکاتور ایران کارتون در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
» کاریکاتور ایران کارتون از دکتر احمدی نژاد :: دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
» کاریکاتور ایران کارتون در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
» کاریکاتور نوروز 1391 در دریاری خلیج فارس - سپهر ایرانی Sepehr Irani :: دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
» شاه ثانی! روزنامه النهار لبنان در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
» کاریکاتور ایران کارتون در سپهر ایرانی Sepehr Iran :: دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
» اثر کامبیز درم بخش جشنواره موج فجر در مسیر انقلاب در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
» کاریکاتور شاه - جشنواره موج فجر در مسیر انقلاب در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
» کاریکاتور شاه - جشنواره موج فجر در مسیر انقلاب در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
» جشنواره موج فجر در مسیر انقلاب در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
» کاریکاتور محمد رضا شاه - جشنواره موج فجر در مسیر انقلاب در سپهر ایرانی :: دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
» امام روح الله و حاج سید احمد خمینی در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠
» سپهر ایرانی، دانش آموز جنوبی، امیرحسین مومنی، خلیج فارس Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» ما با ولایت زنده ایم/ سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» شهید مهدی زین الدین در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» شهید اهل قلم شهید آوینی در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» شعر - حامد حسین خانی در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» بوشهر پایتخت اقتصادی ایران در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» نونهالان روستای بندو آخرین روستای جنوبی استان بوشهر در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» بوشهر پایتخت اقتصادی ایران در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» مشهد پایتخت معنوی ایران در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» 90 روز تا جشنواره نوروز در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» نفس برای شما خرج میشود بی بی - سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» ما درس خود ز مکتب زهرا گرفته ایم - سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» انقلاب فاطمی و حسینی - سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» درشکه سواری در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» درشکه سواری در محدوده بازار تهران - سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» ماشین های مهندسی در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» حجاب در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» ما با ولایت زنده ایم/سپهر ایرانی، دانش آموز جنوبی، امیرحسین مومنی، خلیج فارس :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» آمادهباش 10 میلیون همیار پلیس و پلیسیار نوجوان و جوان از امروز :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» مناجات شعبانیه در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» زیارت مطلقه امیرالمؤمنین در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» صلوات بر امیرالمؤمنین در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» زیارت امیرالمؤمنین در روز یکشنبه در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» زیارت امین الله در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» دعای صباح در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» دعای کمیل در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» معرفی 47 وبلاگ در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» «سین» هشتم سفره عید متولد شد +عکس در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» الحکمة 1 تا 33 در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩٠
» دانلود کتاب زندگی نامه استیو جابز در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠
» کافی نت ایت بم در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠
» نقشه منزل حضرت خدیجه سلام الله علیها در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠
» پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠
» ما با ولایت زنده ایم/سپهر ایرانی، دانش آموز جنوبی، امیرحسین مومنی، خلیج فارس :: چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠
» نیروگاه اتمی بوشهر در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠
» ما با ولایت زنده ایم/ سپهر ایرانی Sepehr Irani :: چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠
» بنای مکه در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠
» شمارش معکوس در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠
» ما با ولایت زنده ایم/سپهر ایرانی، دانش آموز جنوبی، امیرحسین مومنی، خلیج فارس :: چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠
» سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سپهر ایرانی Sepehr Irani :: چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠
» ما با ولایت زنده ایم/سپهر ایرانی، دانش آموز جنوبی، امیرحسین مومنی، خلیج فارس :: چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠
» گل محمدی در دریچه دوربین سپهر ایرانی در خلیج همیشه فارس Sepehr Irani :: چهارشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩٠
»